”تو“ میتونستی حداقلش کنارم باشی ولی بجاش ’رهام‘ کردی، و کاری کردی که هر بار وسط این همه سنگینی فشار روانی، کاری، مالی، درسی و شخصی، یادم بیوفته که چقدر ناکافی و دوست نداشتنی هستم؛
و انگار یبار دیگه از هم میپاشم :)
@yknammf The tall, handsome guy with his hair tied up in a bun, wearing a white shirt and with his hands in his pockets, seen as he was wandering around downstairs ;)
- 17:45
این اگه اخرین حرفم باشه:
من هیچ وقت آدم موفقی تو درس/کار نبودم،
هیچ وقت ادم خوبی برای خانو��ده/دوست/ همکار/پارتنرم نبودم،
اره خب شاید ضعیفم
این حجم از فشار، استرس، حس ت��فر، دوست نداشتنی و نا کافی بودن رو نمیتونم تحمل کنم.
خواستم درستش کنم، نشد
من دیگه کاری جز این نمیتونم
بدرود :)