درس تلخ تاریخ افغانستان :
هفت و هشت ثور، دو روز سیاهیاند که زخمشان هنوز بر پیکر افغانستان تازه است. در این روزها، سرنوشت یک ملت به تاریکی، جنگ و ویرانی کشانده شد. هنوز هم صدای گریه مادران، آه یتیمان و درد آوارگان از آن روزها شنیده میشود.
در ۳۱ مارچ ۱۹۹۲ در کابل حکومت نجیب الله که از حمایت شوروی برخوردار بود در حال فروپاشی قرار داشت. نجیب اعلام کرد که از قدرت کنار میرود. فرماندهان جنگ روحیه باختند. جهادی ها با حمایت امریکا ، پاکستان و ایران در دروازه های کابل منتظر داخل شدن به شهر بودند.
#ثورسیاه
هیچ جامعهای با خاموش کردن نیمی از صدایش رشد نمیکند و هیچ کشوری با شکستن قلم دخترانش آباد نمیشود.
No society grows by silencing half of its voice.
No country prospers by breaking the pens of its girls.📚
تقدیم به مادران داغدار…
به آنانی که اجساد سوختهی فرزندانشان را با اشک به خاک سپردند؛
فرزندانی که جنگ، آنها را از رویاها جدا کرد، نخست به تاریکی کشاند،
و سپس با هزار آرمان ناتمام، خاموششان ساخت!
مهرآباد در آتش !
امریکا و انگلیس47 سال قبل خمینی رهبر رژیم آخندی ایران را از طریق میدان هوایی مهرباد به ایران منتقل و دولت را از شاه به آخند ها تحویل کردند.
امروز دوباره خامنه ای را کشتند ، ایران را به آتش کشیدند و با نابودی آخند ها تلاش دارند دولت دست نشانده خود را نصب کنند.
درد این جنگ را مردم افغانستان بیشتر از سایر مردمان جهان حس میکنند. حدود نیم قرن همین گونه در آتش جنگ سوختیم و حتی هیچ همسایه ای روی اتش ما آب نیانداخت!
بارها چیغ زدیم که ( کمی آب بیار که سوختیم)اما بجای آب بر فرق ما با شلاق کوبیدند.
ما حس داریم ،
نه به جنگ، زنده باد ایران آزاد!
مسخره ترین بخش " جنگ زرگری طالب و پاکستان " این است که هنوز سفارت پاکستان در کابل فعال است و زنان و بقیه اعضای خانواده طالبان در اسلام آباد و کراچی تشریف دارند!