حالا سر چی قهر کردیم؟ رفتیم استخر و زیر دوش بهش گفتم قشنگ بشورش 🤭 موقع برگشتن زد کنار جاده گفت همینجا بخورش و منم قبول نکردم چون تاریک بود و ترسناک، من دوست دارم موقع بلوجاب بدونم چی دارم میخورم 😭
خیلی وقت بود تو فکرش بودم، حالا ازین به بعد اینجا آزادانه درباره ماجراها، لذت ها و احساساتم مینویسم. میدونم که مثل من زیادن اینجا، بیاید همدیگه رو پیدا کنیم.