مطلقا هیچ امیدی نیست، کیرم تو من و این کشور و این دنیا حتی در دورترین تخیلاتم هم هیچی درست نمی شه، خلاصم نمی شیم حداقل که راحت شیم از تحمل این همه درد.
یه نظریه نامحبوبی دارم اونم اینه که انقلاب هم نمیتونه این جامعهی عقب مونده و جهان سومی رو نجات بده و نهایتا بعد از چندسال که شکمشون سیر شد دوباره خمینی رو توی ماه میبینینن و میپرن بغل آخوند.
تنها کار مفیدی که تا اینجای زندگیم کردم گرفتن همین کارت بوده...
که خب البته میگن بازم رضایت خانواده و این چیزا لازمه://///اونام احتمالا تنها وصیتمو اجرا نمیکنن:)