آنتون یگر، استاد جوان دانشگاه آکسفورد، توی کتاب جدیدش یه سؤال مهم رو مطرح میکنه: چرا با اینکه این روزها همه درباره سیاست حرف میزنن، دعوا میکنن، اعتراض میکنن و مدام توی شبکههای اجتماعی فعالن، آخرش اتفاق خاصی نمیافته؟ چرا انگار هر چند وقت یکبار یه موج بزرگ راه میافته، ولی بعد از مدتی همهچیز برمیگرده سر جای اول؟
یگر اسم این وضعیت رو گذاشته «ابرسیاست» یا Hyperpolitics. به نظرش، ما توی دورهای زندگی میکنیم که سیاست همهجا هست، اما نتیجه سیاسی چندانی نداره.
اون میگه تا قبل از دهه ۹۰ میلادی، سیاست شکل کاملاً متفاوتی داشت. مردم فقط معترض نبودن، عضو حزب، اتحادیه، انجمن، گروههای محلی و سازمانهای مختلف هم بودن. یعنی اگر اعتراضی شکل میگرفت، پشتش یک تشکیلات واقعی وجود داشت که میتونیت مذاکره کنه، برنامه داشته باشه، نیرو تربیت کنه و حتی بعد از پایان اعتراض هم به فعالیتش ادامه بده. به همین دلیل، خیلی از مبارزههای سیاسی اون دوره در نهایت به تغییر قانون، افزایش حقوق کارگران یا اصلاحات واقعی ختم میشد.
اما بعد از سقوط دیوار برلین، کمکم این تصور به وجود آمد که دیگه سیاست قرار نیست دنیا رو تغییر بده. مردم بیشتر به زندگی شخصی، مصرف و آزادیهای فردی اهمیت دادن و عضویت در احزاب و اتحادیهها هم روزبهروز کمتر شد. بحران مالی ۲۰۰۸ دوباره مردم رو وارد سیاست کرد، اما این بار شکل مشارکت فرق کرده بود.
به گفته یگر، مشکل اصلی جنبشهای امروز این نیست که آدمهای کمی دارن؛ اتفاقاً برعکس، ممکنه میلیونها نفر ازشون حمایت کنن. مشکل اینه که تقریباً هیچ ساختار پایداری پشتشون نیست. مردم خیلی سریع دور یک هشتگ، یک ویدئو یا یک اتفاق جمع میشن، اما همون آدمها هیچ تعهدی نسبت به ادامه مسیر ندارن. نه عضو جایی هستن، نه مسئولیتی دارن، نه کسی میتونه ازشون بخواد چند ماه یا چند سال بعد هم همینقدر فعال بمونن.
به همین دلیل، این جنبشها مثل یک انفجار عمل میکنن. ناگهان همه درباره یک موضوع حرف میزنن، خیابونها شلوغ میشه، شبکههای اجتماعی پر از محتوا میشن و به نظر میرسه قراره دنیا عوض بشه. اما چند هفته یا چند ماه بعد، موج فروکش میکنه و چون هیچ سازمانی برای ادامه دادن اون وجود نداره ، انرژی جنبش هم از بین میره. در واقع جنبش از همان روز اول برای ادامه دادن ساخته نشده؛ فقط برای همون لحظه انفجار شکل گرفته.
یگر برای همین میگه جنبشهای امروزی بیشتر شبیه «فلشماب» هستن تا یک جنبش سیاسی کلاسیک. آدمها خیلی راحت وارد میشن و همونقدر راحت هم خارج میشن. هیچکس عضو واقعی نیست و هیچکس خودش رو موظف نمیدونه که بعد از تموم شدن هیجان اولیه، کار و ادامه بده.
اون مثال جالبی هم میزنه. میگه از نظر اخلاقی، جنبش «Black lives matter» و حمله هواداران ترامپ به کنگره آمریکا کاملاً با هم فرق دارن، اما از نظر سازمانی شباهت زیادی دارن. هر دو خیلی سریع شکل گرفتن، میلیونها نفر رو درگیر کردن، اما نه ساختار مشخصی داشتن، نه اعضای رسمی و نه سازمانی که بتونه بعد از پایان موج، همون نیرو رو حفظ کنه.
به اعتقاد یگر، شبکههای اجتماعی هم این وضعیت رو تشدید کردن. امروز آدمها بیشتر از اینکه عضو حزب یا اتحادیه باشن، عضو کانال تلگرام، دنبالکننده یک اینفلوئنسر یا شنونده یک پادکست هستن. این ارتباطها خیلی سریع آدمها رو دور یک موضوع جمع میکنه، اما به همون سرعت هم از هم میپاشه. نتیجه این میشه که سیاست از همیشه پر سر و صداتره اما از همیشه کماثرتر.
اون حتی میگه این مشکل فقط مخصوص چپ نیست. راست هم دقیقاً همین وضعیت رو داره.احزاب راست امروز هم بیشتر از اینکه روی تشکیلات تکیه کنن، به رهبران کاریزماتیک، شبکههای اجتماعی و پول وابستهاند. البته تفاوت اینجاست که راست معمولاً سرمایه و حامیان مالی قدرتمندتری داره و به همین دلیل میتونه دوام بیشتری بیاورد.
در بخش دیگری از کتاب، یگر به ترامپ میپردازه و میگه اون رو نباید صرفاً «فاشیست» نامید. از نظر اون ترامپ بیشتر شبیه رهبرانیه که بر موج نارضایتی عمومی سوار میشن، نه رهبر یک جنبش سازمانیافته و منسجم.
در نهایت، پیام اصلی کتاب اینه که مشکل امروز کمبود علاقه مردم به سیاست نیست. اتفاقاً مردم شاید بیشتر از هر زمان دیگری سیاست رو دنبال میکنن و نسبت بهش واکنش نشان میدن. اما تا وقتی این انرژی به حزب، اتحادیه، انجمن یا هر نوع سازمان پایدار تبدیل نشود، نتیجهاش فقط موجهای کوتاهمدتی خواهد بود که سر و صدای زیادی ایجاد میکنن، اما بعد از مدتی فروکش میکنن و چیز زیادی رو تغییر نمیدن. به تعبیر خود یگر، در عصر ابرسیاست «همهچیز منفجر میشه، اما تقریباً هیچچیز عوض نمیشه.»
https://t.co/EkrHlLdVx3
برای نوجوانان ایران عزیزمان؛
از نخستین هفته پس از پایان آزمونهای نهایی سال ۱۱ و ۱۲ متوسطه، یک دورهی آموزشی رایگان هوشمصنوعی، برنامهنویسی پایتون و حل مسالههای زیبای الگوریتمی تقدیم همهی دانشآموزان دبیرستانی (متوسطهی اول و دوم) ایران خواهم کرد.
اطلاعرسانی:
https://t.co/j4z9OFVv0c
هرانا، در گزارشی تکاندهنده، اسامی بیش از ۷۰۰۰ نفر کشتهشده در اعتراضات دیماه را منتشر کرده است؛ همراه با نام شهر، تاریخ، و جزئیات هویتی هر قربانی:
https://t.co/kZGGMoHEQz
در همین گزارش، بیش از ۲۵ هزار مجروح از بین شهروندان و بیش از ۵۳ هزار بازداشت نیز مستند شدهاند. این به روشنی، دروغبودن ادعای رژیم را برملا میکند.
ادعای «۶۹۲ تروریست» از سوی جمهوری اسلامی، دروغ بزرگ دیگری را آشکار میکند. در حالی که رژیم فهرستی ۳۱۱۷ نفره منتشر کرده، از مشخص کردن اینکه کدام افراد تروریست بودهاند، خودداری کرده است. این خودداری عامدانه است؛ زیرا به محض تلاش برای چنین برچسبگذاریای، دروغبودن آن ادعا برملا میشود.
نیروهای امنیتی در طول سرکوب اعتراضات به طور گسترده از دوربین استفاده میکنند. اگر واقعاً ۶۹۲ تروریست مسلح کشته شده بودند، حکومت میتوانست هزاران ویدئو و تصویر از اقدامات تروریستی منتشر کند. تعداد تمام ویدئوهای مورد ادعای رژیم از اقدامات تروریستی به تعداد انگشتان دست نمیرسد.
دیروز شهادت دستاولی از رئیس سابق پزشکی قانونی یکی از شهرستانها دریافت کردهام که تا تا چند ماه پیش در این سمت مشغول بوده است. به گفتهی او، ۳۱۱۷ اسمی که رژیم اعلام کرده فقط شامل مرگهایی است که بهطور رسمی در گزارشهای پزشکی قانونی ثبت شدهاند: پروندههایی که طبق قانون نیازمند کالبدگشایی هستند. بسیاری از مرگها اصلاً وارد این سیستم نمیشوند و برای برخی دیگر، صرفاً برای صدور جواز دفن، علتهای فوت جعلی ثبت میشود.
در شهر کوچک او (که برای حفظ امنیتش افشا نمیکنم)، تنها ۱۵ فوتی بهطور رسمی ثبت شده است. اما فقط در چهار بیمارستان، جایی که همکارانش در شیفت بودهاند، بر اساس مشاهدات مستقیم کادر درمان حدود ۴۰ مرگ در یک روز (۱۸ دی) رخ داده است.
از آنجا که برای دفن باید علت فوت ثبت شود، نتیجه روشن است: قربانیان زیادی گواهی فوت جعلی دریافت کردهاند و تعداد واقعی کشتهشدگان ممکن است هرگز بهطور کامل قابل بازسازی نباشد، حتی پس از سقوط این رژیم.
برای تحمیل سکوت، رژیم دهها پزشک و پرستار را بازداشت کرد تا با ایجاد رعب در بیمارستانها، مانع انتشار اطلاعات شود و کادر درمان را از درمان یا ثبت وضعیت مجروحان بازدارد. همچنین فشار سیستماتیک و مستندی بر خانوادهها اعمال شد: وادار کردن آنها به معرفی فرزندانشان بهعنوان بسیجی برای تحویل گرفتن پیکرها، یا استفاده از ارعاب برای بازطبقهبندی عمدی معترضان و دستکاری آمار کشتهشدگان.
آنچه رژیم انجام داده، شفافیت نیست؛ حذف سازمانیافتهی حقیقت است.
بر اساس گزارش رسیده به هیرکانی، عرفان تقیزاده، ۲۲ ساله و شهروند گیلک اهل رشت، در جریان اعتراضات سراسری در سبزهمیدان این شهر هدف شلیک قرار گرفت.
بر اساس اطلاعات دریافتی، او در روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ مجروح شده و پس از انتقال به بیمارستان پارس، بامداد ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داده است.
#رشت #گیلان
@ymirdamadi قضاوت در مورد درست/غلط کار آشوری نمیکنم،
اما چنان سخت برآشفتهو شگفتزده شدید که انگار نه تنها داریوش آشوری را از «بزرگان خود» نمیدانید، بلکه خود بزرگتر او هستید.
ادلهش را شنیدیدو حکم صادر کردید؟
@tadaiion21877 @mhcz313 پس از بررسی تصویر، به نظر میرسد واقعی است و توسط هوش مصنوعی ساخته نشده. هیچ نشانهای از artifacts مصنوعی دیده نمیشود. این عکس احتمالاً از اعتراضات اخیر در دانشگاه شریف تهران است@tadaiion21877 @mhcz313 پس از بررسی تصویر، به نظر میرسد واقعی است و توسط هوش مصنوعی ساخته نشده. هیچ نشانهای از artifacts مصنوعی دیده نمیشود. این عکس احتمالاً از اعتراضات اخیر در دانشگاه شریف تهران است.
@grok@hosseindehbashi@RezaVaisi گروک ساده، تو این مارمولکا رو از کجا بشناسی آخه،
جناب مستطاب تاریخدان، با اشاره به ادعای مجاهدین(که میگن در مبارزه با ج.ا ۱۲۰هزار شهید دادیم) تعداد اعلامشده جاویدنامان دی۴۰۴ از اینترنشنال رو به چالش میکشه.
گروک بنظرت کم فحشش ندادم؟
کشتار دی ۱۴۰۴ یک چیزی را ثابت کرد.
در تمام این سالها حق با دنیا بود.
شما با کلاشنیکف و تفنگ ساچمهای هزاران نفر از هممیهنانتان را کشتید و کور کردید.
اگر سلاح هستهای میداشتید با دنیا چه میکردید؟