چگونه موساد، جامعه مدنی، اپوزیسیون و رسانههای ایرانی را تسخیر کرد و فضای مجازی را به کنترل خود درآورد و اپوزیسیونسازی کرد؟
قسمت دوم:
این رشته توییت خیلی مهمه پس وقت بگذارید با حوصله بخونین.
در این بخش بیشتر به جنبه عملیاتی و شبکهسازی میپردازم.
در بخش اول دیدیم که موساد چطور از رادیو به ماهواره، بعد به شبکههای اجتماعی رفت و با شناسایی دقیق آسیبهای جامعه، گروههای هدف رو تقسیمبندی کرد. حالا بریم سراغ اینکه این نفوذ چطور به شبکهسازی واقعی و کنترل رفتار تبدیل شد.
در دو دهه اخیر، یکی از هوشمندانهترین کارهایی که موساد کرد، استفاده از پناهندگان بود. ایرانیهایی که به خاطر مشکلات اقتصادی، سیاسی یا حتی شخصی از کشور خارج شدن، تبدیل به مخزن عظیمی از اطلاعات و نیروی بالقوه شدن. بسیاری از این افراد ناراحت و خشمگین بودن و موساد با دادن تریبون، ویزا، کمک مالی یا حتی وعده دیدهشدن در رسانههای بزرگ، اونا رو به سمت خودش کشید.
این اتفاق از سال ۸۸ به بعد پر رنگ تر شد و ایستگاه های موساد، بخصوص در کردستان عراق و ترکیه و کشورهای اطراف ایران، به جذب پناهجویان پرداخت. بعضی از کسانی که امروز با شعار جاوید شاه، در خیابان های لندن، برلین و لوس آنجلس و تورنتو و ... آرامش و آسایش عمومی را به هم ریختن، محصولات این دوره از مهاجرت ها هستن.
بجز پناهجویان، صاحبان شرکت های مهم هم که گاه برای گرفتن ویزا به دبی می رفتند، توسط موساد شکار شده و با آن همکاری کردند. وزارت اطلاعات گاها مستندهایی از عملیات ضد جاسوسی خود را پخش می کرد که خیلی ها باور نمی کردند، اما گذشت زمان ثابت کرد که ادعاهایی که دستگاه امنیتی مطرح می کرده، دروغ نبوده و این فقط بخشی از یخ روی قله ای بود که از زیر آب بیرون زده بود!
تا یادم نرفته در مورد پناهجویان این نکته هم اضافه شود که جذب جاسوس از مناطق مرزی : مثلاً اکانتهای تجزیهطلب (کرد، بلوچ، عرب، آذری) که گاهی واقعاً دغدغه قومی داشتن، اما گاهی هم با رانت رسانهای و پول، تبدیل به ابزار دوقطبیسازی شدن. هر اعتراضی در یک استان مرزی، فوری به سطح ملی و بینالمللی کشیده میشد. این کار دو فایده داشت: هم اطلاعات دقیق از داخل کشور جمع میکردن، هم جامعه داخل رو نسبت به هم بیاعتماد میکردن. این هم بخشی از پروژه موساد بود.
ادامه در منشن بعدی.
فرودگاه مسافربری بوشهر رو طوری بمباران کردهاند که از چند کیلومتری فقط سیاهی میبینی. مردم بوشهر حالا مجبورند برای یک پرواز، ساعتها با خودرو تا شیراز برن چون بعیده این فرودگاه به این زودیها عملیاتی بشه
بعد این بیوطن های اجاره ای برای فرودگاه غیرنظامی کشوری که به آمریکا اجازه ساخت شلتر و تأسیسات نظامی داده، اشک تمساح میریزند و زوزه میکشن
ویدیویی که بهتازگی از تصاویر دوربین مداربسته پالایشگاه عسلویه در شبکههای اجتماعی منتشر شده، نشان میدهد اسرائیل و آمریکا در جنگ اخیر، در حمله به این پالایشگاه، نقطهزنی کردهاند.
گزارشهای منتشرشده حاکی است این تصاویر مربوط به شرکتهای مستقر در سایت پتروشیمی منطقه پارس است.
نفت آنلاین، رسانه صنعت نفت ایران، در پی انتشار این ویدیو خواستار برخورد شدید نهادهای امنیتی با منتشرکنندگان آن و برکناری مدیرعامل شرکت صاحب این دوربین شد.
چگونه موساد، جامعه مدنی، اپوزیسیون و رسانه های ایرانی را تسخیر کرد و فضای مجازی را به کنترل خود درآورد و اپوزیسیون سازی کرد؟
قسمت اول:
این رشته توییت خیلی مهمه پس وقت بگذارید با حوصله بخونین. منم سعی می کنم کوتاه و در قالب رشته توییت بنویسم، در چند بخش که حوصله خوندن داشته باشید و راحت بتونین به اشتراک بگذارید.
در این توییت وقتی به افراد یا سلبریتی ها می پردازم، یا به برخی جریان ها اشاره میکنم، مثلا: زن زندگی آزادی، قصد برخورد شخصی و تخریب رو ندارم. پس بدون تعصب و سوگیری بخونین.
در ضمن به مسئله نفوذ و اوایل انقلاب و نقش ساواک در شکل گیری دستگاه های امنیتی ایران، اشاره نمی کنم فقط به این دو دهه ای می پردازم که شبکه های اجتماعی ظاهر شدند و ارتباطات وسیع تر و گسترده تر شدن.
اخیرا موساد یک گزارش از عملیاتی که در ایران انجام داده رو منتشر کرده تا قدرت اطلاعاتی و نفوذ خودش رو نشون بده. این متن در زمانی منتشر میشه که رییس موساد باید عوض بشه و یک فرد جدیدی این مسئولیت رو بر عهده بگیره. من به این مقاله کاری ندارم چون اکثرتون این متن رو خوندین و در موردش رسانه ها کار کردن. اون چیزی که من میخام بهش اشاره کنم فراتر از این داستان هست.
ادامه در منشن بعدی
اوجش واسه من اونجا بود که بعد دو هفته بمبارون وقتی دیدن «اینا» نمیرن، شروع کردن با اون روی سنگ پای قزوینشون که «خب مبارزه مدنی کنید ببینیم اگه راست میگین»
شما ندیدین. وقتی صدای پدافند و جنگندهها بلند میشد. وقتی مردمک چشمها گشاد میشد. ��ورتها کش میومد. جملهها نیمهکاره میموند و کلمهها تو هوا بیمعنی و سرگردون ول میشدن. گربهها که سراسیمه میدویدن. صدای انفجار و دستهای مشت شده. نفسی که خونهات رو سرت خراب نشده و عذاب وجدان بعدش.
مددکار بچههای میناب نوشته بیش از ۲۸۰ کودک بازمانده #میناب به جز جراحات بدنی، از ترومای پیچیدهای رنج میبرند.
مثلا ماهک که تازه هفت ساله شده، بعد از مرگ معلم و دوستانش، موهای عروسکاش رو قیچی میکنه (انتهای کلیپ) و گاهی از شدت گریه خوندماغ میشه.
#WarCriminalTrump#Minab