بزرگترین ضربه آقای خامنهای به ایران این بوده که ایران را بیآینده کرده، تقریبا هر سناریوی محتملی پایانش برای ایران و مردمش بسیار نگرانکنندهست، مگر خداوند یاری کند.
بیتعارف بگم واقعا کشش پیگیری اخبار رو ندارم
دوباره هیجان، فکر تغییر و ... بعد مثل همیشه برگردیم سر خونه اول
از ته دل میخوام برم به کما همه چی که تموم شد بیدارم کنن بگن چی شد
همیشه دلتنگیهایمان را با یادآوری دلخوریها و درگیر شدن با مشغولیتهای بیمورد سرکوب میکنیم؛
اما شاید بهتر باشد ساعاتی از روز را فقط به تجربه همین یک حس اختصاص دهیم و آزادانه دلتنگ باشیم...
به تمام کسانیکه به دنبال آرمانشهری هستند که در آن همه آدمها در شرایطی برابر بتوانند رشد کنند و با همدیگر ارزیابی شوند انگ پوپولیست بودن و کمونیست بودن میزنیم و دیگر هیچ چیز نمیشنویم؛
به راستی چهچیزی باعث شده اینقدر از آرمانها دور شویم و به همه اشکال نابرابری رضایت دهیم؟!
همیشه اگر دختر باکیفیتی را در کنار خود دیدید ابتدا از خودتان بپرسید اگر من مزیتهای مالی یا موقعیتی امروزم را نداشتم باز هم این دختر و امثال او را در کنار خودم داشتم؟
به جواب خیر که رسیدید بیشتر با واقعیتهای جهان آشنا میشوید و قطعا کمتر به دیگران انگهای مختلف میچسبانید...
افراد گاهی حسادتشان را در قالب دوستی فرافکن میکنند؛در ظاهر با شما پر از محبت و معرفتاند اما از درون در پی خراب کردن تمام آن چیزی هستند که از آن شماست به نحوی که کسی متوجه درونیاتشان نشود...
جدی چرا من باید انقدر اضطراب داشته باشم؟ پروژه بزرگی دستمه؟ سرنوشت صد نفر به من بستهاس؟ آخر هفته عروسیمه؟ ته پیاز این زندگیام یا سرش؟ چه مرگمه دقیقا؟ ((=