علیرضا جیجی تو مصاحبهاش ترانهی “پوست شیر” رو مسخره میکنه؛
همین که جیجی متوجه نمیشه ایرج جنتی عطایی چی نوشته، واروژان چی ساخته و ابی چی خونده، خودش یه دلیل محکم دیگهست برای عالی بودن اون ترانه.
قرار بود زندگی خونهای باشه رو به روی پارک ساعی، یک همراه که مکملت باشه، رفقای موندنی و حامی، سگی منتظر در خانه، شغلی رو به پیشرفت و خلق ارزش برای جامعه، اما حداقلها هم برای ما رویا بودن.