یک سال گذشته تهران و چند شهر دیگه پنجاه و دو روز حداقل روزی دو نوبت به شدت بمب باران شدن.چیزی که بود اکثر شهرها زندگی عادی داشتن چه بسا خوشحالم بودن از این وضعیت. ولی با این حال الان باز همه اسیر پروپاگاندا فضای مجازی شدن علت اصلی وضع الان و محرومیت همیشگیه جنوب رو فراموش کردن
امروز ٣٥ ساله شدم...
٣٤ سال از لحظهاى كه چشم به دنيا باز كردم گذشته. دنيايى كه نه هميشه امن بود، نه هميشه مهربان.
در اين سالها خنديدم، گريه كردم، جنگيدم، شكستم، اما دوباره ايستادم.
۳۴ سال گذشت و من هنوز با استرسی درون استخوانهایم نفس مىكشم...
با جنگی در جانم و وطنم، که در خیابانهای شهرم، در سکوت شبهای پر از اضطراب، در فریادهای بیصدا، و در نگاههای خسته اما امیدوار شکل گرفت...
من فرزند اين خاكم.
خاكى كه زخمش روى جانم مانده، خاكى كه آزادى را هنوز در آغوش نگرفته، و من در اين سالها، هر روز، با بغض وطن چشم باز كردم.
٣۴ سالهام، اما گاهی انگار هزار سالهام از بس كه درد ديدم، بغض فرو خوردم، و منتظر صبحى بودم كه هنوز نيامده.
تولدم مبارک...
براى خودم كه هنوز با تمام زخمها زندهام،
كه هنوز باور دارم آزادى مىرسد،
و هنوز بلدم دوست داشته باشم،
حتی وقتی دنيا با من میجنگد.
این آخرین نوشته آیدا متولد دوم تیر ۱۳۷۰ برای روز تولدش بود، #آیدا_عقیلی؛ دختری که لای پتوی چهارخانه، آرام خوابیده بود.