۱/۵
بعضیامون سالهاست برای یه بُت وایمیستیم؛ بتی که خودمون، با دستِ خودمون، از یه آدم عادی ساختیم.
و این یکی از دردناکترین بازیهاییه که ذهن آدم باهاش میکنه: وفادار موندن به یه توهم. 👇
۵/۵
ولی شکستن این بت، نقطه پایان نیست؛ اتفاقاً اولین قدم برای بیدار شدنه.
بزرگترین پیروزیِ زندگیت اینه که همون بتی رو که یه روز با دستِ خودت ساختی، حالا با دستِ خودت خراب کنی.
۴/۵
اما هیچ توهمی تا ابد دووم نمیاره و فرو ریختن این امپراتوری به شدت ترسناکه.
درد اصلی تو اون لحظه، سوگواری برای رفتنِ اون آدم نیست؛ درد اصلی روبهرو شدن با اون «منِ» آسیبپذیریه که سالها به یه سایه وفادار مونده بود. تازه اونجاست که میفهمی با خودت چیکار کردی.👇
تصمیمهای منطقی همیشه از دور شیک به نظر میرسن؛
تا وقتی که شب میشه و تازه میفهمی برای راضی کردنِ عقلت، چطور مجبوری هر ثانیه روی جنازهی احساساتت قدم بزنی.