از تعطیلات بدم میاد. باید جونم بالا بیاد که ساعت هفت صبح پاشم برم سر کار و با یه مشت پیرمرد سر و کله بزنم که اول صبح تصمیم گرفتن دربارهٔ زمین ۶۰ متریای که قراره بین ۷۲۲۸۹۳ تا ورثه تقسیم بشه، ۶۹۳۹۶۳ تا سؤال ازم بپرسن؛ چی به سرم اومده؟
مهمه شل دست ندی، مهمه موقع حرف زدن تو چشمهاش نگاه کنی، مهمه در رو برای نفرِ پشت سرت نگه داری، مهمه درست بنویسی و نیمفاصله و سریا رو رعایت کنی، مهمه اسم آدما رو به خاطر بسپری و درست صدا کنی، مهمه قدمهات رو باهاش تنظیم کنی.
چیشد که از این بدیهیات غافل شدیم؟