این روزا انقد حساس و شکننده شدم، که الان با یه شوخیِ صمیمی ترین ادم زندگیم سه روزه دارم overthink میکنم ک اگه واقعا ته دلش اینجوری باشه چی؟اگه شوخی نبوده باشه چی؟
و حتی رومم نمیشه بگم اقا من واقعا ناراحت شدم.
اون روز مامانم رفته بود تو اتاقم من خونه نبودم
بعد که اومدم میگه نازنین این همه دستمال تو اتاقت و رو تختت هست مگه شبا گریه میگنی؟
خندیدم گفتم گریه چی من تا میرم تو اتاق میخوابم وقت گریه کردن دارم من؟
آره مامان جان من هرشب تا صبح دارم گریه میکنم، درواقع هروقت تنها میشم گریه میکنم.