مردم با دست خالی به خیابان نیامدند که کشته شوند. مگر به رژیم و سپاهش اعتماد داشتند؟ مگر با یک دولت دموکراتیک طرف بودند؟ خیر. به مردمی که به خیابان آمدند گفته شد رژیم سقوط کرده، سپاه ریزش کرده و به خیابان بیایید کە آزادی را جشن خواهید گرفت.
کسی برای جانفشانی به خیابان نیامده بود که امروز از نام و خون این عزیزان با شعار «جانفدای میهن» استفاده شود. آنان جوانان، زنان، مردان، مادران و پدرانی بودند که به امید زندگی بهتر و برای عشق به زندگی به خیابان آمدند، نه برای مرگ و جان دادن.
تا روزی که عدهای بتوانند در چشم مردم نگاه کنند، دروغ بگویند و با وجود آن برایشان هورا کشیده شود، این وطن، وطن نخواهد شد. #IranMassacre
همزمان با اتصال تدریجی مردم ایران به اینترنت، پروندههای دوران جنگ ۴۰ روزه هم یکی بعد از دیگری درحال بازشدن هستند؛ از جمله پرونده دروغگویی و مسئولیتگریزی رضا پهلوی که مردم را از روز ۱۸ دی به قتلگاه هدایت و بعد در نبود اینترنت رو به دوربین رسانههای جهان وقیحانه آن را انکار کرد.
اگر امروز یک سپاهی مانند قالیباف با کمک نیروهای خارجی قدرت را در ایران بهدست بگیرد، سلطنت دینی خامنهای را پایان دهد، و سپس رجال سیاسی و مذهبی شیعە برای حفظ منافع خود او را به پادشاه تبدیل کنن، چون ایران historically کشور سلطنتی بوده و دوباره به سلطنت بازگردد و بتواند یک حکومت نظامی قدرتمند، حفظ تمامیت ارضی، و کشتار و سرکوب کردها، بلوچها، ترکها، عربها و دیگران را انجام بدهد؛ پرچم شیر و خورشید را سراسر ایران بلند کند.
و در چنین ساختاری، نیروهای نظامی قدرت، نفوذ، ثروت و منافع بیشتری از گذشته داشته باشند و بخش بزرگی از اقتصاد و بودجه کشور صرف نهادهای نظامی و امنیتی شود. اگر بخشی از اقتصاد را برای مناطقی و گروهی بهبود دهد، پاسپورت ایرانی را معتبر کند، اما تمام روزنامهها و مجلات آزاد را ببندد، اجازه فعالیت حزبی و سیاسی ندهد، و ولیعهدی مثل پسر قالیباف کە با پول مردم در فرنگ خوب و خوش زندگی کردە است را هم تعیین کنند، در حالی که اصل و نسب هم، بر اساس تاریخ آخرین پادشاه ایران، ظاهرا چندان مهم نیست!
آیا پادشاهیخواهان با چنین مدلی مشکلی خواهند داشت؟
#IranMonarchy
دوستان عزیز، من بهطور مبسوط و کامل درباره مسئلهی ادعای ارسال سلاح به احزاب کُرد در این ویدیو صحبت کردم و چون علاقهای به تکرار مکررات ندارم، اگر مایل بودید میتوانید ویدیو را ببینید.
اما فقط یک نکته را به «اعتماد سلطنه» برسانید:
ائتلاف احزاب کردستان ایران بهصراحت اعلام کرد که حتی یک قبضه سلاح هم از آمریکا دریافت نکرده. حالا وقتش رسیده شما هم بهصراحت درباره آن «۱۵۰ هزار نیروی ریزشی»، آن «۱۰۰ هزار استارلینک» و تمام وعدههای دروغینی که با آن مردم ایران را به مسلخ امیدهای کاذب کشاندید توضیح بدهید.
و یک چیز دیگر هم یادت نرود گلپسر؛ تو که هیچ، رئیس ظاهریت (آره، ظاهری؛ چون معتقدم رئیس اصلیات همچنان جمهوری اسلامی است) هم هیچگاه نخواهد توانست اراده و مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران را سرکوب کند.
پدر و پدربزرگ او هم نتوانستند صدای آزادی مردم ایران را خاموش کنند و در نهایت در غربت مُردند.
خیانت واژهی خیلی بزرگیست برای دهان تو و امثال تو. شما حتی شرافتِ ایستادن پای حرفها و وعدههایتان را هم ندارید.
در ضمن لازم میدانم خطاب به عموم بگویم که این حجم از کُردستیزیِ نهان حقیقتاً مشمئزکننده است. این رفتارها نشان میدهد که بخش بزرگی از شعارهایی که در تمام این دههها درباره «دلآوران مرزدار» و «سلاحشوران وطن» داده میشد، تا چه اندازه توخالی، ابزاری و تحقیرآمیز بوده است؛ مخصوصاً برای مردم کُردی که همیشه فقط زمانی دیده شدند که لازم بود هزینه بدهند.
اگر واقعاً میخواهید حقیقت را نشان دهید، وقتش رسیده بهجای آنکه بخشی از این کمپین جنگ روانی کثیف علیه کُردها باشید، سکوت را بشکنید.
یک نکته را هرگز فراموش نکنید:
یکی از مهمترین دلایلی که جمهوری جنایتکار اسلامی و همچنین فرقه پهلوی اینچنین با خشم و نفرت به کُردها حمله میکنند، این است که کُردها در تمام این صد سال، یکی از جدیترین و پایدارترین دشمنان استبداد بودهاند؛ مردمی که هزینه دادند، اعدام شدند، بمباران شدند، تبعید شدند، اما عقب ننشستند.
و خطاب به رفقای کُرد:
کم نیاورید. خط را نگه دارید. تاریخ بسیار بزرگتر از بازیهای رسانهای امروز است. هیچ اهمیتی ندارد که پرزیدنت ترامپ یا هر سیاستمدار دیگری امروز چه میگوید و چه پروژهای را برجسته میکند. تاریخ، واقعیت را آشکار خواهد کرد.
آنچه اهمیت دارد ادامهی مبارزات صدسالهی مردم کُرد برای بقا، کرامت و احقاق حقوقشان است؛ مبارزهای که نه علیه مردم ایران، بلکه بخشی از مبارزهی بزرگتر همهی مردمان این جغرافیا علیه استبداد بوده و هست. کردستان میتواند یکی از دروازههای آزادی برای آیندهی این منطقه و ایران باشد، چون سرنوشتها در این جغرافیا بهشکل انکارناپذیری درهمتنیدهاند.
کاخ سفید، کاخ الیزه، کاخ کرملین و نهادهای بروکسل، همگی شاهد آمدن و رفتن دولتها، رؤسا و پروژههای سیاسی خواهند بود؛ اما آنچه باقی میماند، ارادهی مردم است.
سخنان ترامپ و واکنش جماعت معلومالحال:
ترامپ: «ایرانیها حیوان هستند» — جواب: سکوت
ترامپ: «ایرانیها ملت ترور و نفرت هستند» — جواب: سکوت
ترامپ: «پهلوی یک لوزر است» — جواب: سکوت
ترامپ: «خلیج ترامپ» بهجای خلیج فارس — جواب: سکوت
ترامپ: «تنگه ترامپ» بهجای هرمز — جواب: سکوت
اما وقتی ترامپ گفت: «کردها تعداد کمی سلاح دریافت کردند ولی آن را به معترضان نرساندند» — حملهها شروع شد!
دشمنی شما با کردها چیز جدیدی نیست که امروز بخواهید ترامپ را بهانه کنید. شما ادامه و تربیتشده همان تفکری هستید که در رژیمهای پهلوی و خمینی علیه کردها ساخته شد.
ما شما را میشناسیم؛ نفرتی که در درونتان ریشه دارد، سالهاست آشکار است. امیدوارم روزی برای آرامش خودتان، این حجم از کینه و آلودگی را از روح و ذهنتان پاک کنید.
ممنون از توجە شما☀️✌️🌺
اقدامات حکومت در شرایط مختلف:
بین خودشون درگیری میشه: کوردها رو میزنه.
از اسرائیل میخوره: کوردها رو میزنه.
از آمریکا میخوره: کوردها رو میزنه.
از آذربایجان میخوره: کوردها رو میزنه.
با حکومت عراق به مشکل برمیخوره: کوردها رو میزنه.
از همسایهها میخوره: کوردها رو میزنه.
مقصر همه بگایی های حکومت کوردها هستند انگار. چقدر کوردها قوی هستند که باعث و بانی همه چیز هستند 😍
Kurdish Women Political Prisoners in Iran
A Cry for Justice Against Repression
In recent years, many women in Iran—especially in Rojhelat (Iranian Kurdistan)—have been imprisoned for their political and civil activities.
Kurdish women political prisoners face particularly harsh conditions, shaped by both political repression and ethnic discrimination.
Among them, Zeynab Jalalian, Pakhshan Azizi, and Warisha Moradi stand out as powerful symbols of resistance.
Zeynab Jalalian, the longest-held female political prisoner in Iran, has spent nearly two decades in prison without a single day of leave. Her prolonged detention has been widely criticized by human rights organizations.
Pakhshan Azizi, a social worker and women’s rights activist, has been charged with “baghi” (armed rebellion against the state) and sentenced to death, drawing widespread concern and international reactions.
Warisha Moradi, a political activist and women’s rights advocate, was also sentenced to death on similar charges. Although her sentence was overturned due to flaws in the legal process and sent back for retrial, she still faces serious uncertainty and risk.
Their cases reflect broader human rights concerns in Iran, particularly regarding civil activism and the treatment of ethnic minorities.
Today, their resistance is part of a wider struggle for justice, equality, and human dignity—closely connected to the spirit of the “Woman, Life, Freedom” movement.
پیشتر وعده داده بودم که به ریشههای ساختاری و روانی بنبست در گفتگو پیرامون مطالبات #کوردستان بپردازم؛ اینکه چرا هر نقد مدنی و حقطلبانه به سرعت با برچسبهای امنیتی و شکاکیت روبرو میشود. متن پیش رو، تلاشی است برای واکاوی این فاجعه از دریچه جامعهشناسی سیاسی و روانشناسی اجتماعی. این کالبدشکافی نشان میدهد که چگونه یک قرن مهندسی اجتماعی، ذهنیت جامعه را تسخیر کرده است:
کالبدشکافی یک انسداد شناختی: تاثیر استعمار داخلی بر ادراک سیاسی از هویت کورد
مواجهه جامعه مرکزنشین و حتی بخشهایی از خود جامعه کورد با مطالبات سیاسی کوردستان، اغلب به جای انکه یک دیالوگ مدنی و سازنده باشد، به یک بنبست شناختی و امنیتی ختم میشود. این پدیده تصادفی نیست، بلکه محصول نزدیک به یک قرن سیاستگذاری متمرکز، اسیمیلاسیون (همسانسازی) و فعالیت ماشین #پروپاگاندای دولتهای مرکزگرا در ایران است. از منظر جامعهشناسی سیاسی، مطالعات پسااستعماری و روانشناسی اجتماعی، این انسداد و پارانویای جمعی را میتوان با تکیه بر چارچوبهای نظری زیر تحلیل کرد:
۱. امنیتیسازی و شرقشناسی داخلی (Securitization and Internal Orientalism)
بر اساس نظریه «مکتب کپنهاگ» (بوزان و ویور) در روابط بینالملل، حکومتها برای توجیه اقدامات فراقانونی و سرکوب، یک موضوع سیاسی یا اجتماعی را از حوزه عمومی خارج کرده و به یک «تهدید وجودی و امنیتی» تبدیل میکنند. در تاریخ معاصر ایران، هویت کورد به طور سیستماتیک امنیتیسازی شده است.
در کنار این موضوع، میتوان از مفهوم «شرقشناسی» ادوارد سعید (Edward Said) وام گرفت و به پدیده «شرقشناسی داخلی» رسید. همانطور که غرب، شرق را به عنوان پدیدهای غیرعقلانی، عشیرهای و احساسی بازنمایی میکرد، مرکز در ایران نیز حاشیهها (بهویژه کوردستان) را با همین لنز میبیند. ذهن مخاطب مرکزنشین شرطی شده است تا اتنیکهای پیرامونی را فاقد بلوغ سیاسی بپندارد؛ در نتیجه، به محض شنیدن یک نقد مدنی، ان را نه به عنوان یک مطالبه حقوق بشری، بلکه به عنوان یک تهدید امنیتی یا شورش قبیلهای پردازش میکند.
۲. بیعدالتی معرفتی و سکوت فرودستان (Epistemic Injustice and the Subaltern)
میراندا فریکر (Miranda Fricker) در فلسفه اجتماعی مفهوم «بیعدالتی معرفتی» را مطرح میکند. این مفهوم زمانی رخ میدهد که جایگاه و اعتبار سخن گوینده، پیشاپیش به دلیل هویت او (اتنیک، زبان یا طبقه) توسط شنونده تنزل پیدا میکند.
گایاتری اسپیواک (Gayatri Spivak)، نظریهپرداز پسااستعماری، در مقاله مشهور «آیا فرودست میتواند سخن بگوید؟» توضیح میدهد که چگونه صدای گروههای حاشیهنشین در ساختار مسلط شنیده نمیشود، مگر انکه به زبان و ادبیات مرکز ترجمه شود. در ساختار نابرابر مرکز-پیرامون، وقتی یک کورد استدلال علمی درباره لزوم تمرکززدایی ارائه میدهد، مخاطب مرکزگرا دچار غرور معرفتی شده و به جای تحلیل محتوای سخن، گوینده را با برچسبهای پیشساخته (#تجزیهطلب، #قومگرا) قضاوت و در عمل او را «خاموش» میکند.
۳. خشونت ساختاری و استعمار داخلی (Structural Violence and Internal Colonialism)
یوهان گالتونگ (Johan Galtung) مفهوم «خشونت ساختاری» را ابداع کرد؛ وضعیتی که در ان ساختارهای سیاسی و اقتصادی یک سیستم، به طور سیستماتیک مانع از براورده شدن نیازهای اساسی یک گروه میشوند. مایکل هکتر (Michael Hechter) نیز با بسط نظریه «استعمار داخلی»، توضیح میدهد که چگونه مرکز، منابع اقتصادی حاشیه را استخراج میکند (مانند تبدیل شدن حاشیه به زیرزمین نمور برای تامین رفاه پنتهاوس) و در عوض، توسعهنیافتگی را به انها تحمیل میکند. برای توجیه این خشونت ساختاری و نابرابری اقتصادی، سیستم ناچار است حاشیهها را به لحاظ فرهنگی و هویتی تحقیر و بیاعتبار کند تا غارت منابع انها مشروع جلوه کند.👇
اگر فکر میکنید ترامپ در مورد تحویل سلاح به کردها راست میگه، باید قبول کنید در مورد لوزر و سوسول بودن نامبرده هم راست میگه.
و نیز باید قبول کنید که نه رهبر و نه دربار و نه ریزشی ها و نه گارد رو در حدی نمیدیده که بهشون اسلحه بده.
وارد این بازی نشید بهتره.
🔴یک بار برای همیشه در مورد «مولود حاجیزاده»:
ایشان از طریق سازمان (ICORN) به نروژ منتقل شد. وقتی در ایران بود، ویزایش صادر شد، سپس با هواپیما به ترکیه آمد، یک هفته ماند و پرواز کرد.
خانمها مسیح علینژاد و آسیه امینی برایش لابی کردند.
از اروپا ۲۰۰۰ یورو برایش وسترن یونیون شد.
بر اساس همین ادعا، پرسش روشن این است: مگر رضا پهلوی مستقیماً با دولت ترامپ در ارتباط نبوده است؟ اگر چنین ارتباط مستقیمی وجود داشته، چرا خود او مستقیماً سلاحی از آمریکا دریافت نکرده است و برای کارد چاپیدنش ارسال کند؟
پس این اصرار و تمرکز بر نسبت دادن چنین موضوعی به کوردها از کجا میآید؟ چرا بهجای پاسخ به این تناقض، تلاش میشود روایتهایی بدون پشتوانه به نیروهای دیگر نسبت داده شود؟
معما حل شد!
بعد از پیگیریهای دقیق از منبعی موثق، تأیید شد کە پرزیدنت ترامپ سلاحها را بە حزب ایرانیان کرد میهنپرست دادە (حزب طرفدار شاهزادە عزیز)، آنها هم سلاحها را تحویل گارد جاویدان و ٥٠ هزار تن از نیروهای حکومتی دادەاند!
این منبع افزود سلاحها همان جا رفتە کە ٦٥ میلیون دلار سال ٥٧ رفت!
@NasserBabakhani