هر موقع بحث دی ماه میشه اشک تو چشمام میاد، قشنگ زندگی تا قبل عید برام فاجعه بود و نمیتونسم عادی باشم نسبت ب هر خوشی که بقیه دارن و گارد هم میگرفتم نسبت به بقیه یادمه حتی سیزده بدر یه بحث خیلی گنده کردم با خالم و منجر به گریه با صدا شد جلو همه.
امشب به صورت خود جوش اومدم شیرینی بپزم اصولا تو این چیزا خوبم یادم افتاد اون تایم واسه اینکه گریه نکنم اومدم شیرینی آرد نخود چی بپزم اومدم روش ب جا دارچین ادویه فلافل زدم بماند که آرد نخودچی فاجعه ای بود، اومدم نون خامه ای درست کنم اینقدر نونش بد شد ک همه اش مستقیم رفت تو سطل
۹۹ درصدمون که تو دیماه الخصوص تو ۱۸ و ۱۹ رفتیم خیابون
اعتقاد راسخ به این بیت داشتیم :
«در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما»
#جاويدشاه