تازه داشتم روی جزئیات یه بافت متریال حساس میچرخیدم که سیستم یهو تصمیم گرفت آپدیت اجباری بزنه
کل ریتم کار پرید و فقط موندم و یه صفحه آبی؛ انگار سیستمها میفهمن کی عجله داریم!
شما هم همینجوری هستین که هرچی عجلهتر باشین سیستم بیشتر اذیت میکنه؟
همکارام فکر میکنن من خیلی سختگیرم
ولی واقعیت اینه که وقتی میبینم یه خطِ کج یا یه لبهی ناصاف توی کار افتاده، انگار یه چیزی توی دلم میلرزه
دقیقاً همون حسی که وقتی سفال روی چرخ میچرخه و یهو فرمش میپره، آدم دلش میخواد همهچیز رو از اول شروع کنه ☺️
همه میگن برای رشد باید هر روز چندتا پست بذاری و فعال باشی، ولی واقعاً کی حال داره هر روز یه چیزی بگه که فقط برای پر کردن تقویم باشه؟ بعضی وقتها یه استوری ساده که تهش هیچ هدفی نداره، خیلی بیشتر از یه استراتژی پیچیده و خشک جواب میده 🧐
داشتم وسایل قدیمی رو مرتب میکردم
که یهو یه دفترچه یادداشت کوچیک پیدا شد
پر از نقاشیهای عجیب و غریب بچهم
از اون مدلهایی که فقط خودش میفهمه چی کشیده
خندهداره چطور یه تیکه کاغذ
کل فضای خونه رو عوض میکنه
واقعاً سریع بزرگ شدن ❤️🫶
صندلیهای سالن انتظار یه دنیای عجیبه؛ هر کی یه مدل نشسته و هر کی یه جور سعی میکنه تظاهر کنه که خیلی آرومه، ولی انگشتهای همه داره با لبهی لباس یا کیفش بازی میکنه 😬🙏
واقعاً مدیریت کردن این حجم از استرسِ ��یصدا، سختتر از خودِ کارهای اداریه 😂👌🔥