بدشانسی پژمان جمشیدی این بوده که بین همسایههاش دوتا آدم حسابی بودن که اون دختر رو ببرن پزشکی قانونی و نذارن مثل خیلی تجاوزهای دیگه قضیه جمع بشه. اگه خونهش کنار شماهایی که اینجا ازش دفاع میکردید بود، معلوم نبود اون روز چه بلاهای دیگهای سر اون دختر میومد.
وقتی بچه بودم تیچر زبانم یه مرد مسن فمینیست بود
بحث رانندگی بد زنها باز بود و همه میخندن
این مرد توضیح داد که دخترها تا ۱۸ سالگی پشت ماشین نشستن، دوچرخه سواری نمیکنن، موتور ندارن و ناگهانی وارد جامعه میشن و این مسئله تمرین و تجربست نه جنسیت
یه مرد اینو میفهمه ولی زهرا نه
از ۵ صبح بیدارم و کیسهای عجیب و غریب پشت هم دارن میان. اینم توپ پینگ پنگی که بیمار قورت داده و از طریق رگ سیاتیک پا و بعد سیاتیک قلب، رسیده داخل دهلیز چپش:
کاش میتونستم به خود گذشتهم بگم صبر داشته باش، امیدوار باش، قراره بیاد و تمام آدمایی که تا حالا باهاشون برخورد داشتی در مقایسه باهاش ناچیز و بیخود باشن، از گشتن ناامید نشو چون پیداش میکنی و بالاخره تمام چیزایی که تا حالا حس نکرده بودی رو حس میکنی، نکردی چون هیچکس اون نبوده.
یک زن در فرهنگ غرب میتونه تولیدکننده لبنیات مایحتاج خانواده باشه بدون اینکه مسخرش کنن یا بهش انگ بزنن تازه بهترین آموزشها را هم براش تهیه میکنن چون برای اقتصادشون سودمنده اما همین فعالیت برای زن ایرانی جوری مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته که نوعی عقبماندگی به حساب میاد
قبلا فکر میکردم که اگه یه موقع دوستم کار(ها) غیراخلاقی کرد جاجش نمیکنم و از علاقم بهش کم نمیشه.ولی تجربه بهم ثابت کرد کسی که با آدمای دیگه درست نیست، با تو هم درست نیست. کسی که به بقیه دروغ میگه، پشت سر بقیه چیزای قشنگی نمیگه، خیانت میکنه و … به احتمال خیلی زیاد با توام همینه :)
معلومه که منم دوست دارم مهاجرت کنم احمق بیعقل! ولی نمیتونم بکنم ازشون و این بیشتر برام مهمه.
(جواب من تو ذهنم وقتی یکی انقدر اینکانسیدرت هست که ازم میپرسه واسه چی میخوای رزیدنتی بدی، در عمل فقط یه لبخند میزنم البته)