شهرک امید سبز، در نهایت، حداکثر میتواند مصداق «احیای موات» باشد؛ آن هم در حالی که با مجوز رسمی وزارت مسکن و شهرسازی احداث شده است. بنابراین، حتا براساس دیدگاه سختگیرانهی فقه حنفی که اخذ اجازهی امام یا حاکم را برای احیای موات لازم میداند، این شرط تحقق یافته است. افزون بر این، مطابق نظر سه مذهب دیگر اهل سنت، همچنین دیدگاه ابویوسف قاضی و شماری از فقهای حنفی، اساسا اخذ اجازهی امام برای احیای موات شرط نیست.
بیشتر در لینک زیر بخوانید:
https://t.co/o2aQNBezP8
آیا نیروهای مخالف طالبان افغانستان را به سوی آبادی و آزادی خواهند برد؟
این مهمترین پرسش در میان چهار پرسش این یادداشت است. به این دلیل: حتا اگر مسلم باشد که نیروهای مخالف طالبان میتوانند حکومت طالبان را سرنگون کنند و حتا اگر قطعی باشد که چنین چیزی رخ خواهد داد، این پرسش همچنان سر جای خود هست که این نیروهای ضدطالب با افغانستان چه کار خواهند کرد. در مرکز توجه و نظارت مردم افغانستان نیز باید همین مساله باشد.
آنچه تا کنون، در این پنج سال، دیدهایم، امید چندانی برای یک چشمانداز بهتر باقی نمیگذارد. برای بسیاری از نیروهای مخالف طالبان سه سطح از تعلقات تنگنظرانه همچنان میداندار هویتشان است: تعلق به نگاه قومگرا به جای نگاه ملی، تعلق به نگرش دینی-مذهبی متعصبانه به جای نگرش تکثرگرا و تعلق به فرهنگ ایستای سنتی به جای گشودگی در برابر جهان جدید.
در اکثر گفتوگوها و بیانیهها و محاجههایی که در میان گروههای مخالف طالبان میبینیم، تعصب قومی و پافشاری بر هویت اتنیکی همچنان حرف اول را میزند. کمتر کسی را بیابید که برای یک چشمانداز کلان پلورالیستی مبتنی بر همزیستی و تسامح در افغانستان فکر کند یا قلم و قدم بزند. لازم نیست منتظر باشیم تا ببینیم این رویکرد چه حاصلی دارد؛ در گذشته حاصل این رویکرد را تجربه کرده و به عیان دیدهایم. اگر این عنصر، تعصب قومی، در یک گفتوگو حاضر نباشد، آن دیگری هست: تعصب مذهبی-دینی. اکثر نیروهای مخالف جدی و تاثیرگذار طالبان بر اسلامی بودن حرکت خود تاکید دارند. نتیجهی برگرفتن این نقطهی عزیمت انعطافناپذیر را هم در نیم قرن گذشته تجربه کردهایم. اسلام، به عنوان رهنمای حیات مدنی یا سیاست حکومتی، بارها فاجعه آفریده و بدیهی است که این بار نیز ثمر متفاوتی نخواهد داد. بسیاری از مخالفان حکومت طالبان مرز کشیدن میان دین و سیاست را (با همان حد و معنای متعارفش در دموکراسیهای دیگر جهان) مساوی با کفر و بددینی میدانند. پایهی سوم این ماجرا، یعنی تاکید بر فرهنگ ایستای سنتی افغانستان (مشهور به عنعنه) نیز امکان هر حرکت خلاقانه به سوی امکانات جهان جدید را میبندد و در واقع دست طرفداران «طالبانیسم» را -حتا اگر رسما طالبی در میان نباشد- قوی میسازد. نگاه منفی عمومی به آزادی زنان، حیات دگرباشان، تمرین سبکهای متفاوت زیست فردی و تنوع سلیقهها و انتخابهای پارهای از این چسپیدن به عنعنهای است که در نزد بسیاری از مردم (از جمله در نزد مخالفان سیاسی طالبان) رعایتش از بدیهیات شمرده میشود.
با این حساب، بعید است که نیروهای مخالف طالبان افغانستان را به سوی آبادی و آزادی ببرند.
بیشتر بخوانید: https://t.co/1NtDPogdCE
نخستین پیآمد عدم مقاومت، تثبیت تدریجی یک نظام انحصارگرا و ایدئولوژیک است. هرچه مخالفت سازمانیافته و مطالبهگری اجتماعی ضعیفتر شود، ساختار قدرت کمتر خود را نیازمند پاسخگویی خواهد دانست. در چنین شرایطی، استبداد از یک وضعیت موقت به یک نظم پایدار و دائمی تبدیل میشود.
تجربههای تاریخی نیز نشان دادهاند که استبداد تنها با حذف مخالفان سیاسی یا نظامی آغاز نمیشود، بلکه با نابودی تدریجی نهادهایی ادامه مییابد که امکان کنترل قدرت را فراهم میکنند؛ نهادهایی مانند احزاب سیاسی، پارلمان، رسانههای مستقل، اتحادیههای صنفی، جامعه مدنی و نظام قضایی مستقل. هنگامی که این نهادها از میان بروند، جامعه ابزارهای اصلاح مسالمتآمیز را نیز از دست میدهد و هرگونه تغییر سیاسی دشوارتر و پرهزینهتر میشود (در جدولهای بالا مثالهای عینی ذکر شده است). در چنین فضایی، رقابت سیاسی جای خود را به اطاعت سیاسی میدهد و شهروندان به جای مشارکت در تعیین سرنوشت خویش، صرفا به تابعان یکطرفهی قدرت و حاکمیت تبدیل میشوند.
بیشتر بخوانید: https://t.co/AtU1GnJOKs
Local sources in central and eastern Afghanistan have reported two separate suspected killings in Ghazni and Nangarhar provinces, where the body of a local elder and the bodies of two unidentified people were found in separate incidents over the past two days.
The identities of two of the victims, as well as the perpetrators and motives behind both incidents, remain unknown.
Read more: https://t.co/SmPmi97L2w
Local sources in Kunar province say a young man died by suicide in Manogai district, with residents attributing the incident to severe economic hardship.
According to the sources, the man, identified as Zahid, died around midday on Saturday (July 18).
Read more: https://t.co/sGT05jjXCD
Iranian authorities executed two prisoners, including an Afghan national, on Sunday over alleged involvement in protests, the Hengaw Organization for Human Rights reported, amid a rise in the country’s use of capital punishment.
Read more: https://t.co/aWFSshhSgs
A former member of a US-supported Afghan special forces unit who had recently returned from the United States was shot dead by unidentified gunmen in the southeastern province of Khost, local sources and Taliban authorities said.
Read more: https://t.co/y9Gsb0oLm3
At least six people have been killed and 60 others remain missing after heavy rainfall triggered devastating floods in Afghanistan’s eastern Nuristan province, Taliban authorities said on Monday.
Read more: https://t.co/kr10axozha
نزدیک به پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، ساختار اقتصادی افغانستان دستخوش تغییرات گستردهای شده است. در میان نهادهایی که در این دوره جایگاه ویژهای یافتهاند، شرکت انکشاف ملی بهعنوان بازوی اصلی اجرای پروژههای عمرانی حکومت، به یکی از مهمترین بازیگران اقتصادی کشور تبدیل شده است. این شرکت که از ادغام چندین تصدی بزرگ دولتی شکل گرفته، امروز بخش قابلتوجهی از فعالیتهای ساختمانی، تولید مصالح و اجرای پروژههای زیربنایی را در اختیار دارد و عملا به یکی از بزرگترین مجموعههای اقتصادی وابسته به حکومت طالبان بدل شده است.
بااینحال، روند گزارشدهی این شرکت در سالهای اخیر با ابهامهایی همراه بوده است. شرکت انکشاف ملی در سالهای نخست پس از تغییر نظام، اطلاعات مربوط به پروژهها و وضعیت مالی خود را تا پایان سال ۲۰۲۳ در قالب گزارشهای رسمی مکتوب منتشر میکرد، اما پس از آن، گزارش مالی جدید، ترازنامه یا جزئیات دقیقی دربارهی درآمدها، هزینهها و عملکرد اقتصادی آن در دسترس عمومی قرار نگرفته است. این توقف در انتشار اطلاعات، پرسشهایی را دربارهی میزان شفافیت مالی، نحوه مدیریت منابع و سازوکارهای حسابدهی این نهاد بزرگ اقتصادی ایجاد کرده است.
آخرین دادههای مالی منتشرشده از سوی شرکت انکشاف ملی، مربوط به سال ۲۰۲۳، تصویری از ابعاد گستردهی این مجموعه ارائه میکند. براساس اطلاعات رسمی منتشرشده در وبسایت این شرکت، ارزش داراییهای منقول و غیرمنقول آن بیش از ۵۴ میلیارد افغانی اعلام شده است. در کنار آن، ارزش مجموعی پروژههای تحت مدیریت شرکت به ۱۲۴ میلیارد افغانی میرسد؛ پروژههایی که براساس همین گزارشها، ۲۶.۸ میلیارد افغانی عواید ناخالص و ۱۱ میلیارد افغانی سود خالص ایجاد کردهاند. همچنین این شرکت حدود ۱۷.۵ میلیارد افغانی از وزارتخانهها طلبکار اعلام شده است. ارزش پروژههای تحت مدیریت این شرکت، معادل نزدیک به یکچهارم بودجهی عمومی سالانهی افغانستان در سالهای اخیر است. تنها داراییهای ثبتشدهی آن از بودجهی انکشافی بسیاری از سالهای حکومت پیشین نیز بیشتر است و سود خالص ۱۱ میلیارد افغانی آن با بودجهی سالانه چندین وزارتخانه متوسط دولتی برابری میکند. این ارقام، که آخرین تصویر رسمی از وضعیت مالی شرکت پیش از توقف گزارشدهی عمومی به شمار میروند، ابعاد اقتصادی نهادی را نشان میدهند که در کمتر از چند سال به یکی از بزرگترین مراکز مدیریت دارایی و پروژههای حکومتی طالبان تبدیل شده است.
بیشتر بخوانید: https://t.co/UoekXy2nHI
منابع در خوست میگویند که یک عضو نیروهای ویژه حکومت پیشین که بهتازگی از امریکا برگشته بود، توسط افراد مسلح کشته شده است.
یک منبع در خوست گفت که این نظامی پیشین ننگیالی نام داشت و باشندهی منطقهی متون مرکز خوست بود. او در جمهوریت عضو «نیروهای ویژه محافظت از خوست» (کاپیاف) بود. این نیروها با سازمان اطلاعات امریکا (سیا) همکاری داشتند.
بهگفتهی منبع، ننگیالی چند روز پیش از امریکا به خانهی خود بازگشته بود و روز یکشنبه (۲۸ سرطان) در شهر خوست توسط افراد مسلح ناشناس کشته شد.
بیشتر بخوانید: https://t.co/iQkOGB9FR8
منابع محلی در نورستان میگویند که بارندگی شدید و سرازیرشدن ناگهانی سیلاب در این ولایت تلفات جانی و خسارات مالی برجای گذاشته است.
بهگفتهی منابع، پسازچاشت امروز (دوشنبه، ۲۹ سرطان) شهر پارون، مرکز ولایت نورستان و ولسوالی «واما» شاهد بارندگی شدید و سرازیرشدن سیلاب بوده است.
منابع میگویند که سیل بازار شهر پارون و ساختمان شهرداری طالبان در این شهر را زیر آب برده است و دکانهای مردم را تخریب کرده است.
تا کنون آمار دقیق تلفات و خسارات ناشی از این سیلاب مشخص نیست.
مسئولان محلی طالبان در نورستان میگویند که در پی سرازیرشدن سیلاب ویرانگر در این ولایت، دستکم شش نفر جان باخته و ۶۰ نفر ناپدید شدهاند.
فریدون صمیم، سخنگوی والی طالبان در نورستان گفته است که سیل حوالی ساعت ۳:۰۰ پسازچاشت امروز (دوشنبه، ۲۹ سرطان) شهر پارون، مرکز این ولایت را فراگرفت.
او افزوده است که سرازیرشدن سیلاب باعث شده است که ساختمان شهرداری پارون، چندین هتل، دفترهای شبکههای مخابراتی، پارک، پلها و خانهها در این شهر آسیب ببینند و دستکم به ارزش ۳۵ میلیون دالر خساره به مردم وارد شود.
بیشتر بخوانید: https://t.co/9dws27MvFn
«چه کسی تصور میکرد روزی افغانستان قهرمان جام جهانی فوتبال شود؟ امروز آن تصور تحقق یافت و این کشور، با آن سابقهی دردناک، اولین جام در تاریخ خود را به دست آورد.»
پارهای از سخنان گزارشگر ورزشی کانال ۱۲ انگلستان، پس از پیروزی افغانستان بر آلمان در فینال جام جهانی.
میپرسید: کدام گزارشگر ورزشی این را گفته و از کدام فینال در کدام سال سخن میگویی؟
خیال کنید که روزی این جملات را از یک گزارشگر ورزشی میشنوید. جام جهانی فوتبال در سالی و در جایی برپا بوده و دو تیم آلمان و افغانستان در فینال به مصاف هم رفتهاند و پیروز آن نبرد تیم ملی فوتبال افغانستان بوده است. نمیشود؟ بعید است؟ خیال خامی است؟
ادامه مطلب در لینک:
https://t.co/V9rRiHTaZ4
«بیبی صدیقه» پس از دو سال و نیم رفتوآمد در دادگاههای طالبان، در میان دو انتخاب قرار گرفت. به او گفته شد که یا به ازدواج با «مولوی خداینظر» تن دهد یا مجبور است تا آخر عمر در زندان باشد. صدیقه نوجوان، زندان را بر ازدواج با مرد مسن و عضو طالبان ترجیح داد. او دو سال است که در زندان طالبان در بادغیس بهسر میبرد.
اینجا بخوانید: https://t.co/WMdVa4fI9w
در فضای عمومی افغانستان، درگیریهای درواز اغلب بهعنوان تقابل طالبان تاجیک با طالبان پشتون تفسیر شده است. هرچند این برداشت، اگر تنها به عامل قومیت محدود شود، سادهسازی واقعیت است، اما نمیتوان آن را کاملا نادرست دانست. همانگونه که در بلخاب، شکاف میان فرمانده هزارهتبار و رهبری عمدتا پشتون طالبان آشکار شد، در بدخشان نیز اختلاف میان یک فرمانده تاجیکتبار و حلقه قندهار، بار دیگر مسألهی توزیع قدرت را به میان کشید.
آنچه بلخاب و درواز را به یکدیگر پیوند میدهد، نه صرفا تفاوتهای قومی، بلکه الگوی مشترک تمرکز قدرت و انحصار منابع در دست رهبران قندهاری طالبان است. در هر دو مورد، فرماندهانی که به تدریج از مرکز تصمیمگیری فاصله گرفتند یا استقلال بیشتری از خود نشان دادند، با واکنش سخت رهبری طالبان روبهرو شدند. در این میان، نیروهای غیرپشتون بیش از دیگران از ساختار قدرت کنار گذاشته شدهاند- هرچند این روند، بعدها حتا دامان بخشی از فرماندهان پشتون را نیز گرفت.
جمعهخان فاتح پس از تعطیلات عید قربان امسال، برخلاف دستور رهبری طالبان، به محل مأموریت جدید خود در زابل بازنگشت و عملا اقتدار حلقه قندهار را به چالش کشید. این اقدام، آغاز رویارویی تازهای بود که ریشههای آن بسیار عمیقتر از نافرمانی یک فرمانده محلی است. آنچه امروز در بدخشان جریان دارد، بازتاب همان روندی است که پیشتر در بلخاب مشاهده شد؛ یعنی حذف تدریجی فرماندهانی که یا به حلقه قندهار تعلق ندارند یا حاضر نیستند بدون چونوچرا در برابر آن سر فرود آورند.
از اینرو، اختلاف میان جمعهخان فاتح و رهبری طالبان را نمیتوان صرفا سرپیچی یک مقام محلی از فرمان امیر دانست. این رویارویی، بیش از هر چیز، نشانهی تشدید تمرکزگرایی در ساختار قدرت طالبان است؛ ساختاری که تصمیمگیری سیاسی و کنترل منابع اقتصادی را در اختیار حلقهای محدود از رهبران نزدیک به هبتالله آخوندزاده قرار داده و تحمل هیچ رقیب یا صدای مستقلی را ندارد. به همین دلیل، درواز را میتوان ادامهی همان مسیری دانست که با بلخاب آغاز شد؛ مسیری که در آن، منطق انحصار، بر منطق مشارکت غلبه یافته است.
بیشتر بخوانید: https://t.co/aNB9ZrPPZa
در دشت برچی در غرب کابل، به دشواری میتوان خانوادهای یافت که دستکم یکی از بستگان یا داغ از دست دادن عزیزی را بر دل نداشته باشد؛ روزی که انفجار، مکتب دخترانهای را به کام مرگ کشید، روزی که گلوله، زایشگاهی را به میدان کشتار بدل کرد، روزی که صنف درس مکتب و مراکز آمادگی کانکور به گورستان دانشآموزانش مبدل شد. این توصیفی دقیق از واقعیتی است که در دودههی اخیر بارها تکرار شده است. و با این همه، دشت برچی، در همان بازه زمانی، یکی از بالاترین نرخهای ثبتنام دختران در دانشگاه و یکی از پرشمارترین جمعیت کاربران اینترنت افغانستان را هم داشته است. این تضاد -میان رنج مکرر و پیشرفت مقاوم- شاید بهترین توصیف از وضعیت جامعهی هزاره در افغانستان امروز باشد.
اکنون، نزدیک به پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، پرسشی که در محافل تحلیلی افغانستان، در گفتوگوهای خانوادگی دیاسپورای هزاره در ملبورن و لندن و امریکا، و در ستونهای نظرخواهی رسانههای افغانستانی بهطور جدی مطرح است این است: آیا هزارهها بار دیگر باید منتظر بمانند تا فاجعهای دیگر رخ دهد و سپس واکنش نشان دهند، یا میتوان از همین امروز، از دل این دورهی سخت، طرحی برای گذار ساخت؟ گذار به چه معنا است؟ گذار از چه به چه؟ و مهمتر از همه، آیا تاریخ اقوام دیگری که مسیر مشابهی را پیمودهاند، نقشه راهی در اختیار ما میگذارد؟
ادامه مطلب در لینک:
https://t.co/TcpR0UHgmA
عبدالله (که اسم اصلیاش در این گزارش ذکر نمیشود)، باشندهی ولسوالی سانچارک ولایت سرپل است و مدتی است کودکانش را به فروش گذاشته است. او فقر و مشکلات اقتصادی را دلیل این اقدام خود میداند. این تنها یکی از نمونههای فروش کودکان در دوران حاکمیت مجدد طالبان در افغانستان است. خانوادههای دیگری نیز با ادعای فقر و گرسنگی شدید، کودکانشان را به فروش رساندهاند.
عبدالله یک کودک خود را قبلا فروخته و حالا سه کودک خردسال خود را که زیر شش سال سن دارند، در برابر ۱۰۰ هزار افغانی به فروش گذاشته است؛ «ای برادر، هر کدامش را کسی خواست میفروشم. من از زندگی و ناداری خسته شدیم، حداقل زندگی اینها خوب شود. مهم نیست که چهکسی اولادهای من را میخرد. این اولادهای خود من است و هیچکس نمیتواند جلو فروش آنها را بگیرد.»
همسر عبدالله، پس از ۱۳ سال زندگی مشترک، بهدلیل خشونت خانوادگی پیوسته از سوی عبدالله از او طلاق گرفت، اما سرنوشت دو پسر و سه دختر این خانواده تیره و تار شد.
بیشتر بخوانید: https://t.co/MWqcbTqclD
محدودیت طالبان بر گشتوگذار زنان در هرات، کسبوکارها در این ولایت را متأثر کرده است.
دکانداران میگویند که مشتریان زن را از دست داده و درآمد آنان کاهش یافته است.
طالبان در هرات حضور زنان بدون چادری یا برقع را ممنوع کردهاند.
مأموران امر به معروف طالبان چندی قبل دهها زن را بهدلیل نقض پوشش این گروه بازداشت کردند.
بهدلیل این محدودیتها، حضور زنان در شهر هرات کمرنگ شده است.
Local sources in Afghanistan’s western Ghor province have confirmed the killing of Abdullah Rahimi, the former operations chief of the National Directorate of Security (NDS) in Taywara district, by unidentified armed men.
A source told KabulNow that Rahimi, a resident of the Zerni village in Taywara district, was shot dead on Saturday evening (July 11) while returning home from a mosque.
Read more: https://t.co/sZhhZForJ3
یکی از ماندگارترین کژاندیشیهای سیاسی، در افغانستان هم در میان شهروندان عادی و هم در میان بسیاری از سیاستمداران و نخبگان حاکم در دورههای مختلف، این بوده است که دولتها و کشورها میتوانند با افغانستان یا با گروههای سیاسی افغانستان دوست و برادر شوند. این تصور، بارها در تاریخ معاصر افغانستان تکرار شده و هر بار نیز با هزینههای سنگین فروپاشیده است. در بیانیههای سیاسی، چپها از کشور یا دولت "«دوست و برادر» یاد میکردند و راستهای مذهبی دایما عبارت «ملت مسلمان و برادر» را بر نوک زبان خود داشتند.
واقعیت این است که در نظام بینالملل نمیتوان مفاهیم برگرفته از روابط شخصی و خانوادگی را با همان کیفیتی که میان افراد برقرار است، به کار برد. شما میتوانید با افراد دوست باشید و حتا دوستیتان را به سطحی ارتقا بدهید که بتوان آن را «برادری» خواند. اما چنین چیزی را نمیتوان به نظام بینالملل انتقال داد. در نظام بینالملل آنچه پایدار است، محوریت منافع است. این محوری بودن منافع چنان است که جایی برای برادری نمیگذارد.
مراسم تشییع جنازهی آیتالله علی خامنهای در ایران این واقعیت قدیمی و پذیرفتهشده را به شکلی روشن پیش چشم همگان نهاد که دوستی و برادری دولتها بسته به تار مویی است.
بیشتر بخوانید: https://t.co/RqTLGwcmeh