فسقلیمون روزای اول تعطیلی هی میومد میگفت خاله بیا بریم خونه ی ما،خاله من دوسِت دارم،خاله نری بندرا من دلم تنگ میشه الان میاد میگه خاله من نمیذارم بیای خونمون برو بندر دیگه نیا من اصن دوسِت ندارم
ینی این بچه هم فقط تا یکی دوهفته منو تحمل میکنه بعدش خسته میشه
یونا تدین و نیوشا علیپور با این سنشون کاندید شدن واسه گرفت�� سیمرغ اونوقت من قد اینا بودم تلویزیون که خاموش میشد میرفتم از پشت داخلشو نگاه میکردم ببینم آدماش کجا میرن
من همونی ام که وقتی بچه بودم بابام صبح که پا میشد بره سرکار بجای جمع کردن پتوش، شَتَلپ مینداختش رو سرمن که یه موقع سردم نباشه😐
خواب که هیچ، اگه فوت هم کرده بودم بااون شوک مث فنر ازجام پامیشدم👀
شبتون آروم🌙⭐
چن روزه هر چن دقه یه بار میرم بیرون رو نگاه میکنم و انتظار دارم همه جا سفید شده باشه اما خبری نیس..الانم که آفتاب در اومده و دیگه قطعا خبری نخواهد شد و من همچنان در حسرت برف بازی میمونم
من با مرگ اینجوری آشنا شدم که تو۸سالگی خوشحال و خندون از دوستام خدافظی کردم رفتم سمت خونه بابابزرگ در رو که باز کردم دیدم همه تو ح��اط نشستن و گریه میکنن رفتم تو اتاق دیدم بابابزرگم نیست