یکی از موثرترین راههای مبارزه با استبداد در جامعه، تلاش جمعی برای پرورش “فردیت مستقل” است. (استبداد بر تبعیت و اطاعت جمعی برای حفظ قدرت خود متکی است. در مقابل، فردیت مستقل، که بر آزادی و خودمختاری فرد تأکید دارد، تهدیدی برای نظم استبدادی تلقی میشود. به همین دلیل است که جوامع استبدادی تلاش میکنند تا از طریق آموزش، پروپاگاندا و حتی خشونت، فردیت مستقل را سرکوب کنند. با این حال، تاریخ نشان داده است که روح فردیت مستقل را نمیتوان به طور کامل از بین برد. همیشه افرادی هستند که حاضرند برای آزادی و استقلال خود بجنگند، و در نهایت این مبارزه است که منجر به سقوط رژیمهای استبدادی میشود)
در پرتو تفکر مستقل، آگاهی چون مشعلی فروزان، تاریکی جهل را میشکافد و ندای حقطلبی در دلها طنین انداز میشود.
مردم، فارغ از قیدوبندهای تبلیغات و مغزشویی، طعم گسِ ستم را با ذائقه بیدار خود چشیده و خواهان رهایی از این یوغ سنگین میشوند.
اما این آگاهی به تنهایی کافی نیست. اتحاد و همبستگی فرزندان این مرز و بوم، چون مشتی گره کرده، قدرتی بیبدیل میآفریند. زمانی که افراد به هویت و ارزشهای خود باور داشته باشند، دوشادوش یکدیگر در میدان مبارزه حاضر میشوند و عزم راسخ خود را برای تغییر سرنوشت رقم میزنند.
در این مسیر پر فراز و نشیب، خلاقیت و ابتکار نقشی اساسی ایفا میکنند. ذهنهای مستقل، در بند چارچوبهای خشک و از پیش تعیین شده گرفتار نمیشوند، بلکه با جسارتی ستودنی، راههای نوین و بدیعی برای غلبه بر چالشها و موانع مییابند.
اما قلب تپنده هر انقلابی، شجاعت و عدم اطاعت است. این “فضیلت سترگ” در کالبد افراد مستقل ریشه میدواند و آنان را به مبارزانی نترس و بیباک تبدیل میکند.
تنوع و پویایی، همچون خون در رگهای جامعه جاری میشود و روح تازگی را در کالبد آن میدمد. جامعهای متشکل از افراد دارای تفکر مستقل، گنجینهای از ایدهها، دیدگاهها و راهحلهای نوآورانه است. تبادل آزاد این اندیشهها، نه تنها به غنیتر شدن حرکت انقلابی کمک میکند، بلکه قدرت و پویایی آن را دوچندان میسازد.
پرورش "فردیت مستقل" بیشک مسیری دشوار و پرچالش در برابر ما قرار میدهد.
رژیمهای استبدادی، از هیچ تلاشی برای سرکوب تفکر مستقل و حفظ سلطه خود فروگذار نمیکنند. اما تاریخ گواه است که حتی در تاریکترین شبها، ستارگان همواره در آسمان سوسو میزنند و نویدبخش طلوعی روشن هستند.
بیاییم با عزم و ارادهای راسخ، در جهت پرورش "فردیت مستقل" گام برداریم و با دستان خود، زنجیرهای اسارت را پاره کنیم.
در این مسیر پرفراز و نشیب، همبستگی، شجاعت و خلاقیت یار و یاور ما خواهند بود.
در اعماق تاریکی استبداد، امیدی روشن شعله میکشد، و این گوهر گرانبها نه تنها در نبرد علیه ظلم و ستم شمشیری تیز و برنده است، بلکه بذری است که جامعهای آزاد، عادل و شکوفا را به ارمغان میآورد.
روزی خواهد رسید که خورشید آزادی بر فراز آسمان صلح و عدالت ایران طلوع کند و جامعهای نوین، بر پایههای تفکر مستقل و خرد جمعی بنا شود.
آن روز، روزی خواهد بود که طعم شیرین برابری و رهایی را تا ابد خواهیم چشید.
#پاينده_ایران💚
#مهسا_امینی 🤍
#زن_زندگى_آزادى❤️
بلوغِ بیبازگشت:
در آغاز، نه قدرت بود و نه سلطه؛ #زن_زندگی_آزادی بود.
این سه واژه، نه سه شعارِ جداگانه، بلکه اضلاعِ تفکیکناپذیرِ یک «حقیقتِ واحد» هستند.
این گفتمان، یگانهترین پیوند میانِ جسم، زیستن و اراده است؛ حقیقتی که ثابت کرد آزادی بدون رهاییِ زن، فریبی بیش نیست و زندگی بدون آزادی، تنها بقایی ذلتبار در انتظارِ نیستی است.
این ماهیتِ یگانه، سقفِ کوتاهِ تمامِ ایدئولوژیهای کهنه را درهمشکست و افقی گشود که در آن، کرامتِ انسانی نه یک امتیازِ اعطایی، بلکه یک «حقِ بنیادین» است.
زن:
ریشه و قلبِ تغییر؛
زن در این معادله، نقطه پایانِ عصرِ «رعیت بودن» و آغازِ عصرِ «شهروندی» است.
وقتی بدنِ انسان از مِلکیتِ قدرت و سنت خارج شود، اولین و محکمترین سنگرِ استبداد فرو میریزد. «زن» در این گفتمان، نمادِ رهاییِ تمامِ انسانهاست؛ چرا که یادآور میشود تا زمانی که نیمی از جامعه در بندِ قیمومیت است، نیمی دیگر نیز هرگز طعمِ واقعیِ رهایی را نخواهد چشید.
زندگی:
شورش علیه نیستی؛
ما در فرهنگی که قرنها بر «مرگ»، «سوگ» و «فدا کردنِ حال برای آیندهای موهوم» بنا شده بود، به «زندگی» اصالتی انقلابی دادیم. رادیکالترین کنشِ ما، بازپسگیریِ حقِ «زیستنِ معمولی» است. این گفتمان میگوید: هیچ آرمانِ مقدسی بالاتر از حرمتِ نفسِ یک انسان نیست. زندگی، غایتِ نهاییِ ماست، نه ابزاری در دستِ قدرتها.
آزادی:
بلوغِ بیبازگشت؛
آزادی در اینجا، نه یک رهاییِ اتفاقی، بلکه یک «مسئولیتِ بزرگ» است.
ما از عصرِ انتظار برای «منجیهای کاریزماتیک» به عصرِ «آگاهیِ جمعی» هجرت کردهایم.
این آزادی، یعنی پذیرشِ اینکه سرنوشتِ ما در دستانِ هیچکس جز خودمان نیست. ما دیگر به دنبالِ تعویضِ اربابها نیستیم؛ ما به دنبالِ برچیدنِ اصلِ «ارباب و بنده» هستیم.
اگر امروز غبارِ فرسایش و سکوتِ تحمیلی سعی در پوشاندنِ این شعله دارد، بدانید که این گفتمان از خیابان به زیرِ پوستِ جامعه کوچ کرده است. این یک تغییرِ بنیادین در ناخودآگاهِ جمعی است که هیچ قدرتی توانِ بازگرداندنِ آن را ندارد.
هر جریانی که بخواهد این حرکت را محدود کند، خود را از جریان آینده دور کرده است.
ایرانِ فردا، نه در وعدهها، بلکه در انتخابِ هرروزهی ما برای آزاد زیستن، هماکنون متولد شده است.
#مرزآگاهی
از دی ماه ۹۶ تا دی ماه ۴۰۴، از کوی دانشگاه تا «زن زندگی آزادی»، از کشتار ۹۸ تا کشتار میناب…
زخمِ ایران زخمِ همهی ماست، ایران خود ما هستیم.
چه سرکوبگرِ رژیم بزند چه حکومت خارجی، این کبودی به روح تمام وطندوستها مینشیند.
#جاوید_ایران
خبرگزاری بلومبرگ روز شنبه گزارش داد که حمله موشکی ایران به یک پایگاه هوایی در کویت باعث زخمی شدن چند آمریکایی شده است.
یک منبع به این رسانه گفته است که در ۲۴ ساعت گذشته پنج آمریکایی، از جمله پیمانکاران و نیروهای نظامی، در پی رهگیری و انهدام یک موشک ایرانی از نوع «فاتح ۱۱۰» توسط سامانه پدافند هوایی کویت دچار «جراحات جزئی» شدهاند.
این اتفاق بر اثر سقوط بقایای موشک ایرانی بر روی پایگاه هوایی علی السالم کویت که محل استقرار نیروهای آمریکایی است، رخ داد.
بلومبرگ میگوید در این حادثه، یک فروند پهپاد امکیو-۹ ریپر آمریکایی نابود شد و یک پهپاد دیگر از همین نوع در همین پایگاه «آسیب جدی» دید.
ارتش آمریکا درباره این گزارش هنوز اظهارنظر نکرده است.
پایگاه هوایی علی السالم در حدود ۳۲ کیلومتری مرز عراق قرار دارد و در جریان جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران نیز تحت حملات پهپادی و موشکی ایران قرار گرفته بود.
هيج جنبشی در مقابل دیگری نبوده، هيچ آزادىخواهى در مقابل دیگری نيست.
هر نوع ايستادگی در مقابل ديكتاتورى و هر قدمى در راه آزادى و عدالت قابل ستايش است.
مسيرى كه خواسته يا ناخواسته در آن قدم گذاشتهايم يک پيست مسابقه نيست، اين یک رقابت نيست، مقاومت است، از خودگذشتگی است، اختلاف نظرها به معناى دشمنی نيستند، ما «گشتاپو» و «کاگب» نيستيم كه همديگر را تفتيش عقيده كنيم، براى «اتحاد» كافيست وطن و هموطنهايمان را دوست بداريم.
اولين گامهاى اين مسير، متفاوت بودنِ رفتار خودمان با ديكتاتور است، «تماميت خواهى» از ويژگیهاى آزادىخواهان نيست، «ترور شخصيتی، تهمت و فحاشی» رفتارِ مبارزِ آزادى خواه نیست.
زیباترین نمودِ آزادیخواهی، رفتار متفاوت با استبداد است.
قطعاً هیچکدام از ما نمیخواهیم یک چرخهی بیپایان را هزاران بار دیگر طى كنيم، اشتباهات تكرارى، هزينههاى تكرارى، لحظهی آزادى را به وضوح ديدنهای تكرارى، و باز هم نرسيدنهای تكرارى.
مردم عادى تا ابد حق اشتباه دارند، اما پرچمدارها نه، چرا که جان دیگران وسیلهی «آزمون و خطا» هیچکس نیست.
بیایید یک بار برای همیشه، فقط یک قدم که مهمترین گام است را با هم برداریم، راهِ آزادی از تفاوتِ ما با استبداد آغاز میشود.
مهمترین پیروزی، شبیه نشدن به همان چیزیست که با آن میجنگیم.
بعد از سه ماه قطعیِ اینترنت، تسلیت میگم به خانوادههای قربانیان، چه مردم بیگناهی که در جنگ کشته شدند، مثل «فرشتههای میناب» چه کسانی که اعدام شدند.
و عمیقاً متأسفم بابت فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ اما امیدوارم به فردای روشنی که میتونیم با هم بهش برسیم.
نکتهی دیگهای که لازم به گفتن میدونم:
اینترنتی که دیروز وصل شد، لطفی به ما نیست، بلکه حقِ ماست، اون هم بدون فیلتر.
دقیقا مثل انتخابات آزاد، آزادی بیان، آزادی تجمع، آزادی احزاب و خیلی از آزادیهای دیگه که جزو حقوق ما هستند، نه لطف.
اینجا جایی است که شما میتوانید کمکهای خود را به دست مردم رنجدیده ایران برسانید.
خانه ایران در ماههای اخیر توانسته است به ۱۷۰نفر از خانوادهی زندانیان سیاسی، دادخواهان و آسیبدیدگان کمک مالی ارائه کند.
درخواستهای حمایت در روزهای اخیر افزایش یافته است و با توجه به محدودیت منابع مالی، خانه ایران بیش از هر زمان دیگری به همراهی و حمایت شما عزیزان نیاز دارد.
https://t.co/vcxnghSPXx
ترامپ فعلا از مذاکرات منصرف شد:
'من همین حالا سفر نمایندگانم به اسلامآباد برای دیدار با ایرانیها رو لغو کردم.
زمان زیادی صرف سفر میشد، کار زیاد است! علاوه بر این، در داخل «رهبری» آنها درگیری و سردرگمی شدیدی وجود داره. هیچکس نمیدونه چه کسی مسئوله، حتی خودشون.
کارتهای برنده دست ماست، اونها هیچ چیزی ندارن!
اگر میخوان صحبت کنند، تنها کاری که باید بکنند؛ تماس بگیرن.
#iran
استدلالهای تحلیلگر نظامی، در خبرگزاری فارس:
آمریکا بزودی به ایران حمله زمینی خواهد کرد! و آتش بس، کاملا اشتباه بود برای حکومت ایران! در واقع فرصت بزرگی بود برای آمریکا و اسرائیل.
#IranWar#DigitalBlackOutIran
تیر خلاص زن بشار اسد بازداشت شد ، بشار اسد کجاست ؟ روسیه گرم عشق و حال!
زمانی که امجد یوسف یک عده بدبخت را در خیابانهای دمشق دستگیر کرد و از خانههایشان بیرون کشید، زمانی که یکی پس از دیگری در مغز آنان گلوله خالی کرد. زمانی که یک پیرمرد سالخورده التماسش کرد و به علی بن ابیطالب قسمش داد که او را نکشد، او با شلیک گلوله در مغزش و با خنده گفت: «ای وای! خداحافظ!
هرگز حتی فکرش را هم نمیکرد که روزگاری اسد سوار هواپیمایش بشود و برود و او دو سال در بیابانهای سوریه مخفی شود و عاقبت اینچنین دستگیر شود.
هواداران جمهوری اسلامی،بسیجی ها و پاسداران قاتل ترس را در چشمانش ببینند!
فکر میکنید که شناسایی نشدید؟ تکتک شما، بسیجی ها دادستانها، قاضیها، زندانبانان، بازجوها، همه تان عاقبتتان این است،بازی تمام است! به چشمان امجد یوسف نگاه کنید! دقیق نگاه کنید! به سراغتان می آیند!
حمله فیزیکی و تلاش برای تحقیر مخالف، نه یک حرکت اعتراضی، بلکه بازتولید دقیق شگردهای سرکوب در نظامهای استبدادی است.
آنچه در قبال شاهزاده #رضا_پهلوی رخ داد، نشانهای از نفوذ تفکر تمامیتخواهی است که تابِ تحمل «دیگری» را ندارد.
خشونت، چه در کلام و چه در عمل، سلاح کسانی است که از منطق تهی شدهاند.
برای رسیدن به آزادی، ابتدا باید زنجیر رفتارهای داعشی و استبدادی را از افکارمان باز کنیم.
این عمل زشت و هرگونه خشونت تحت هر نامی محکوم میباشد.
#نه_به_خشونت
#دموکراسی
For an institution that claims global authority and maintains an entire machinery of media, translators, and well‑funded staff, producing a single short English statement riddled with basic errors is nothing short of astonishing.
The level of linguistic incompetence on display here is not a minor oversight; it reflects a deeper structural failure. That such a simple “symbolic message” — one attributed to an ideological leader — lacks basic coherence reveals a profound absence of proper oversight, and the unmistakable signs of an exhausted, dysfunctional management system.
#IranWar
#DigitalBlackoutIran
For an institution that claims global authority and maintains an entire machinery of media, translators, and well‑funded staff, producing a single short English statement riddled with basic errors is nothing short of astonishing.
The level of linguistic incompetence on display here is not a minor oversight; it reflects a deeper structural failure. That such a simple “symbolic message” one attributed to an ideological leader lacks basic coherence reveals a profound absence of proper oversight, and the unmistakable signs of an exhausted, dysfunctional management system.
#IranWar
The Commander-in-Chief of the Iranian Armed Forces, Imam Sayyid Mojtaba Khamenei, issued a message on the occasion of the anniversary of the creation of the Islamic Republic of Iran’s Army on 29th of Farvardin (April 18, 2026).
#ایرانِ ۲۰۲۶:
گذار از «بحرانِ سیاسی» به #آنارشیِ_حاکمیتی
تحلیل پیشرو، کالبدشکافیِ سکتۀ سیستمی در ساختار قدرت است؛ جایی که فشار خردکنندهی خارجی با فروپاشیِ عمودیِ فرماندهی در داخل تلاقی کرده است.
کاتالیزورِ فروپاشی:
#محاصره_دریایی توسط آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۶، فراتر از یک بنبست نظامی، یک «تلهی روانشناختی» بود. وقتی امنیتِ معیشت متلاشی شود، لایههایی از قدرت (تکنوکراتهای بقا) که به منابع نزدیکترند، دچار «هراس از سقوط» میشوند. در این نقطه، نفوذ نه از طریق جاسوسی، بلکه از طریق «به بنبست رساندن گزینهها» عمل میکند. شبکه همسویِ دیپلماسی (تیم عراقچی-قالیباف) برای نجات فیزیکی خود، آگاهانه یا ناآگاهانه در زمینِ بازیِ حریف برای تنشزداییِ تحمیلی بازی میکنند.
پدیدهی انتحارِ وفاداران:
تند شدنِ بیسابقهی لحنِ جریانی مثل سعید جلیلی و استفاده از واژهی «کودتاگر» نشاندهنده شکستنِ تابویِ وحدت است. جلیلی میداند که گشایشِ تنگه تحت این شرایط، یعنی پایانِ برندِ «مقاومت». او دیگر نگرانِ آبرویِ نظام نیست، بلکه با عمومی کردنِ شکاف، دست به یک انتحار سیاسی زده است تا مشروعیتِ هرگونه توافقی را از بین ببرد. وقتی «خودیترین» مهرهها، بدنه تصمیمگیر را غاصب و کودتاگر مینامند، یعنی «سیمانِ اعتماد» که سازه استبداد را نگه داشته بود، پودر شده است.
خلاء قدرت در اتاق فرمان:
درخواستِ تکاندهندهی جلیلی برای ارائه «ویس و ویدیو مستقیم» از رهبری، بزرگترین کدِ امنیتی این بحران است.
این یعنی:
بیاعتباریِ مجاریِ ابلاغ:
وفادارترین نیروها دیگر به امضاها و بیانیههای صادر شده از «بیت» یا دفتر مرکز، اعتماد ندارند.
شبهه در حضور یا اقتدار:
جلیلی با این تقاضا، عملاً تایید میکند که مرکزِ ثقلِ قدرت یا توانِ تولیدِ «حکمِ نافذ» را ندارد و یا توسطِ لایههایِ میانی (مدیریت در سایه) مصادره شده است.
شطرنجِ نفوذ و مهندسیِ شکاف
آنچه شاهدیم، خروجیِ دقیقِ استراتژیِ واشینگتن و تلآویو است. آنها رژیم را به مرحلهای رساندهاند که هر انتخابی، یک «خودزنی» است:
اگر به مسیر جلیلی بروند: با شورشِ مردم خشمگینِ بدونِ نان و نابودیِ زیرساختها تحت محاصره روبرو میشوند.
اگر به مسیر عراقچی بروند: با شورشِ بدنه رادیکال و فروپاشیِ ایدئولوژیک مواجه میشوند.
نتیجهگیری:
آغازِ عصرِ آنارشی
ایرانِ ۲۰۲۶ دیگر با «بحران سیاسی» روبهرو نیست؛ بلکه وارد مرحلهی «آنارشی حاکمیتی» شده است. سیستمی که بزرگترین افتخارش «یکدستی» و «امنیت» بود، حالا در اوج بحرانِ خارجی، به تصفیهحسابِ داخلی روی آورده است. دشمن خارجی دیگر نیازی به شلیک موشک ندارد؛ آنها فقط نظارهگرِ سقوطِ آزادِ آسمانخراشی هستند که پیریزیاش از درون پوسیده است.
این شکاف دیگر پرکردنی نیست؛ چرا که «زنجیرهی فرماندهی» در ذهنِ وفادارانش پاره شده است.
این روایت، تصویری از واقعیتِ عریانِ قدرتی است که در بنبستِ نهایی قرار گرفته است.
#مرزآگاهی
#ایرانِ ۲۰۲۶:
گذار از «بحرانِ سیاسی» به #آنارشیِ_حاکمیتی
تحلیل پیشرو، کالبدشکافیِ سکتۀ سیستمی در ساختار قدرت است؛ جایی که فشار خردکنندهی خارجی با فروپاشیِ عمودیِ فرماندهی در داخل تلاقی کرده است.
کاتالیزورِ فروپاشی:
#محاصره_دریایی توسط آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۶، فراتر از یک بنبست نظامی، یک «تلهی روانشناختی» بود. وقتی امنیتِ معیشت متلاشی شود، لایههایی از قدرت (تکنوکراتهای بقا) که به منابع نزدیکترند، دچار «هراس از سقوط» میشوند. در این نقطه، نفوذ نه از طریق جاسوسی، بلکه از طریق «به بنبست رساندن گزینهها» عمل میکند. شبکه همسویِ دیپلماسی (تیم عراقچی-قالیباف) برای نجات فیزیکی خود، آگاهانه یا ناآگاهانه در زمینِ بازیِ حریف برای تنشزداییِ تحمیلی بازی میکنند.
پدیدهی انتحارِ وفاداران:
تند شدنِ بیسابقهی لحنِ جریانی مثل سعید جلیلی و استفاده از واژهی «کودتاگر» نشاندهنده شکستنِ تابویِ وحدت است. جلیلی میداند که گشایشِ تنگه تحت این شرایط، یعنی پایانِ برندِ «مقاومت». او دیگر نگرانِ آبرویِ نظام نیست، بلکه با عمومی کردنِ شکاف، دست به یک انتحار سیاسی زده است تا مشروعیتِ هرگونه توافقی را از بین ببرد. وقتی «خودیترین» مهرهها، بدنه تصمیمگیر را غاصب و کودتاگر مینامند، یعنی «سیمانِ اعتماد» که سازه استبداد را نگه داشته بود، پودر شده است.
خلاء قدرت در اتاق فرمان:
درخواستِ تکاندهندهی جلیلی برای ارائه «ویس و ویدیو مستقیم» از رهبری، بزرگترین کدِ امنیتی این بحران است.
این یعنی:
بیاعتباریِ مجاریِ ابلاغ:
وفادارترین نیروها دیگر به امضاها و بیانیههای صادر شده از «بیت» یا دفتر مرکز، اعتماد ندارند.
شبهه در حضور یا اقتدار:
جلیلی با این تقاضا، عملاً تایید میکند که مرکزِ ثقلِ قدرت یا توانِ تولیدِ «حکمِ نافذ» را ندارد و یا توسطِ لایههایِ میانی (مدیریت در سایه) مصادره شده است.
شطرنجِ نفوذ و مهندسیِ شکاف
آنچه شاهدیم، خروجیِ دقیقِ استراتژیِ واشینگتن و تلآویو است. آنها رژیم را به مرحلهای رساندهاند که هر انتخابی، یک «خودزنی» است:
اگر به مسیر جلیلی بروند: با شورشِ مردم خشمگینِ بدونِ نان و نابودیِ زیرساختها تحت محاصره روبرو میشوند.
اگر به مسیر عراقچی بروند: با شورشِ بدنه رادیکال و فروپاشیِ ایدئولوژیک مواجه میشوند.
نتیجهگیری:
آغازِ عصرِ آنارشی
ایرانِ ۲۰۲۶ دیگر با «بحران سیاسی» روبهرو نیست؛ بلکه وارد مرحلهی «آنارشی حاکمیتی» شده است. سیستمی که بزرگترین افتخارش «یکدستی» و «امنیت» بود، حالا در اوج بحرانِ خارجی، به تصفیهحسابِ داخلی روی آورده است. دشمن خارجی دیگر نیازی به شلیک موشک ندارد؛ آنها فقط نظارهگرِ سقوطِ آزادِ آسمانخراشی هستند که پیریزیاش از درون پوسیده است.
این شکاف دیگر پرکردنی نیست؛ چرا که «زنجیرهی فرماندهی» در ذهنِ وفادارانش پاره شده است.
این روایت، تصویری از واقعیتِ عریانِ قدرتی است که در بنبستِ نهایی قرار گرفته است.
#مرزآگاهی
این دو تصویر، خروجیِ مهندسیشدهی اتاقهای فکر واشینگتن و تلآویو برای #فروپاشی عمودی قدرت در ایران است.
عراقچی و «شبکه همسو» با تحمیلِ عملِ انجام شده، گشایش #تنگه_هرمز لایههای سخت قدرت را دور زدند.
جلیلی با فریادِ «کودتاگر»، پاره شدنِ زنجیره فرماندهی و بیاعتباریِ دستوراتِ مرکز را لو داد.
این تند شدنِ بیسابقه لحنها، صدایِ تَرَک خوردنِ ستونهای استبداد است.
محاصره دریایی از بیرون و طراحیِ هوشمند از درون، رژیم را به مرحله تصفیهحسابِ داخلی رسانده است.
شطرنج نهایی شروع شده؛ شکاف از همیشه عمیقتر شده.
#ایران
این دو تصویر، خروجیِ مهندسیشدهی اتاقهای فکر واشینگتن و تلآویو برای #فروپاشی عمودی قدرت در ایران است.
عراقچی و «شبکه همسو» با تحمیلِ عملِ انجام شده، گشایش #تنگه_هرمز لایههای سخت قدرت را دور زدند.
جلیلی با فریادِ «کودتاگر»، پاره شدنِ زنجیره فرماندهی و بیاعتباریِ دستوراتِ مرکز را لو داد.
این تند شدنِ بیسابقه لحنها، صدایِ تَرَک خوردنِ ستونهای استبداد است.
محاصره دریایی از بیرون و طراحیِ هوشمند از درون، رژیم را به مرحله تصفیهحسابِ داخلی رسانده است.
شطرنج نهایی شروع شده؛ شکاف از همیشه عمیقتر شده.
#ایران
این توییت نه تنها غیرمنصفانه و غیراخلاقی بود، بلکه به شدت غیرحرفهای و شگفتانگیز از یک روزنامهنگار با سابقه.
شما با یک قلمزنی ساده، کل دیاسپورای ایرانی “یا حداقل «بخش بزرگی» از آن را” یک کاسه کردید و فعالیت سالها مبارزه و اطلاعرسانی کسانی را که همیشه صدای داخل را اولویت قرار دادند، «کپی ارزانقیمت»، «مبتذل» و شبیه «سریال طنز مهران مدیری» خواندید.
این ادبیات تحقیرآمیز، دقیقاً همان چیزی است که رژیم جمهوری اسلامی همیشه برای ایجاد شکاف و تفرقه در اپوزیسیون و دیاسپورا استفاده کرده و میکند.
مردم ایران را به دو دسته «واقعی خاموش» و «نمایندگی خودخوانده جعلی» تقسیم کردن، فقط آب به آسیاب دشمن ریختن است.
چنین نگاهی که صدای خارج را بیارزش و مضحک جلوه میدهد، نه از دل درد مشترک میآید، بلکه بوی تفرقهاندازی و القای «داخل در برابر خارج» میدهد “دقیقاً همان الگویی که بنیاد ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دهههاست برای سرکوب و انزوای مخالفانش ترویج میکند.”
کسانی که در مهاجرت اجباری و تبعید، با همه محدودیتها و فشارها، خبرهای سرکوبشده را به دنیا میرسانند، کمپین میسازند و فشار بینالمللی ایجاد میکنند، «نفسکش» طلب نیستند؛ آنها پلی هستند که رژیم با تمام قدرت قطع اینترنتش سعی در نابودیش دارد.
اگر واقعاً نگران «ایران واقعی» هستید، به جای تحقیر و تقسیمبندی مردم، به تقویت اتحاد داخل و خارج کمک کنید.
این نوع ادبیات، تنها به سود همان رژیمی است که شما ظاهراً منتقدش هستید.
مردم ایران یکپارچه هستن؛ چه داخل، چه خارج. تفرقه فقط برای یک طرف سود دارد.
#زن_زندگی_آزادی
#پایندن_ایران
#DigitalBlackOutIran
@Fahimehkhezr
این توییت نه تنها غیرمنصفانه و غیراخلاقی بود، بلکه به شدت غیرحرفهای و شگفتانگیز از یک روزنامهنگار با سابقه.
شما با یک قلمزنی ساده، کل دیاسپورای ایرانی “یا حداقل «بخش بزرگی» از آن را” یک کاسه کردید و فعالیت سالها مبارزه و اطلاعرسانی کسانی را که همیشه صدای داخل را اولویت قرار دادند، «کپی ارزانقیمت»، «مبتذل» و شبیه «سریال طنز مهران مدیری» خواندید.
این ادبیات تحقیرآمیز، دقیقاً همان چیزی است که رژیم جمهوری اسلامی همیشه برای ایجاد شکاف و تفرقه در اپوزیسیون و دیاسپورا استفاده کرده و میکند.
مردم ایران را به دو دسته «واقعی خاموش» و «نمایندگی خودخوانده جعلی» تقسیم کردن، فقط آب به آسیاب دشمن ریختن است.
چنین نگاهی که صدای خارج را بیارزش و مضحک جلوه میدهد، نه از دل درد مشترک میآید، بلکه بوی تفرقهاندازی و القای «داخل در برابر خارج» میدهد “دقیقاً همان الگویی که بنیاد ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دهههاست برای سرکوب و انزوای مخالفانش ترویج میکند.”
کسانی که در مهاجرت اجباری و تبعید، با همه محدودیتها و فشارها، خبرهای سرکوبشده را به دنیا میرسانند، کمپین میسازند و فشار بینالمللی ایجاد میکنند، «نفسکش» طلب نیستند؛ آنها پلی هستند که رژیم با تمام قدرت قطع اینترنتش سعی در نابودیش دارد.
اگر واقعاً نگران «ایران واقعی» هستید، به جای تحقیر و تقسیمبندی مردم، به تقویت اتحاد داخل و خارج کمک کنید.
این نوع ادبیات، تنها به سود همان رژیمی است که شما ظاهراً منتقدش هستید.
مردم ایران یکپارچه هستن؛ چه داخل، چه خارج. تفرقه فقط برای یک طرف سود دارد.
#زن_زندگی_آزادی
#DigitalBlackOutIran
قطع اینترنت سبب شده دو ایران داشته باشیم؛
یکی ایرانِ واقعی که زیر آوارِ جنگ و درگیری نظامی و فشار اقتصادی و بیکاری و سوگ و سرکوب حکومتی و خطر مستقیم جانی و مالی، در خاموشی فرو رفته و نیست که گزارش دهد و حرف بزند.
دیگری کپی ارزانقیمت و مبتذلی از ایران که در آن بخش بزرگی از «دایاسپورای ایرانی» نمایندگیِ خودخواندهی مردمِ خاموش را به دست گرفته و نفسکش میطلبد! و بهشکل غمانگیزی از همه سو، شبیه سریالهای طنز مهران مدیری است.
ایران💔
#DigitalBlackOutIran