دیگه بزرگ شدی عزیزم؛ نمیشه فرار کنی. باید از پس غمها، دلتنگیها، تصمیمهای سخت و طوفان احساسات متناقض تنهایی بربیای. اگر شانس بیاری، بتونی دو کلام در موردشون با کسی حرف بزنی، اما بارش رو در نهایت خودت به دوش میکشی، تنهای تنها.
عباس معروفی یه جا تو کتاب سالهای بلوا نوشت؛
این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است.
اما
مهمترینش
یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی
در یک سرزمین آرام
است...!