نگذار پوزه سایند بر این جنایت از بیخ
نگذار خون بشویند از سنگفرشِ تاریخ
چون میخزند فردا از آستینِ اغماض
سلاخیِ روایت تکرار میشود باز :
شلیکِ افترا بر فریادِ احتمالیش
بر چشمهای مبهوت، بر دستهای خالیش
بر دفنِ هر حقیقت این جاعلان حریصند
تقصیرِ قاتلان را وارونه مینویسند
از جنگِ خانه گفتند.. از مصلحت به کشتار!
تو «حافظهی زخمی! » در ��ادگاهِ انکار
یادآر اگر رگت را با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا او را گواه باشی…
وقتی عزیزان لطف دارند و میگن باشرف و.. تنم میلرزه.. هیچوقت شاعر رو نباید پررنگتر از شعرش کرد. حتما اگر زمانی حرف عجیب و غریب زدم از من هم عبور کنید. چون آستانهی تحملم رو میدونم. ممکنه تحت فشار من هم به هر گناه ناکرده اعتراف کنم. اینو یادآوری میکنم که به شخص امید نبندیم به ج��ی مسیر، چون انسان موجودیست مایوسکننده :) 🙏
در سردخانه جا نیست، رو سمتِ نسترنها
پشتِ حیاط خفتند یک لایه پیرهنها
دامن کشان، سبکبار، در هجرتی شبانه
با گوشوارِ خونین میراثِ مادرانه ..
چله نشین پدرها در انتظار ماندند
نام عزیزشان را در هیچجا نخواندند
از بستگان که را داشت؟ همکارِ دردمندش؟
خویشی که پیکرش را تحویل میدهندش..
گفت آن نسیم بر موت، هر گل ز شاخه افتاد
پروانهی بنفشی.. دیدی.. مرا به یاد آر ..
بر نوحههای مغلوب..
القای شرمساری..
بر شحنههای روضه..
زنهار دل سپاری!
دیدی که بر مزارش
رقصِ پدر کدام است؟؟
این هلهله عزا نیست..
آیین انتقام است..
با حکمِ سر به داری
از «شیون» عار داریم
او گفت «دست افشان..»
ما هم بر این قراریم..
@banafshehteh بخاطر همین فیلم و داد و بیدادهاش اسکار هم گرفت. اسمش رو که به عنوان برنده اعلام کردن، اونجا هم داد و بیداد کرد و روی دستی صندلیا راه رفت 🤦🏻♂️
@this_isomid چقدر امیدوار بودم اپیزود جدید بیاد و یه کمی حال و هوای تلخ این روزام رو بهتر کنه. هرجا هستین و هرکاری میکنین موفق باشین. همدم چندسالهی من و خیلیا ��ودین ❤️