امروز ندیدم حتی یکنفر از دوستان ایرانیام در باره تظاهرات و خونهای ریخته شده در هرات صحبت کنه
ما که همزبان و همدردیم اگه بهدرد هم نخوریم، به تخم غربیا هم نیستیم.
هشت سالگی منو و دو تا از بچه های فامیل به سرکردگی من برگ خشک رو با سنگ سابیدیم و بزور رولش کردیم با کاغذ آتیشش زدیم که بکشیم نفر اول که کشید سیگار دست سازمون از هم پاشید و مقار زیادی حرارت گلوشو سوزوند و کلیم خورده برگ تو دهنش مونده بود . بعدشم نذاشتن دیگه با من بازی کنن .