خانم Jiang Ranxin تیرانداز چینی تو المپیک توکیو بدون تجهیزات دو مدال طلا و برنز گرفت اما کسی ازش حرفی نزد. رسانه تصمیم میگیره ما کیو تحسین کنیم و کیو نادیده بگیریم.
مدتیه اینجا زیاد از Polymarket گفته میشه، ولی قبل از اینکه وسوسه شین بد نیست بدونین طبق تحلیل بلومبرگ، از ژانویه ۲۰۲۵ بالای ۱۰۰ هزار حساب حداقل ۱۰۰۰ دلار ضرر کردن، تقریباً دو برابر کسایی که همونقدر سود کردن.
در مجموع هم ۶۸ درصد تو ضرر هستن؛ یعنی بیشتر از دو سوم از کل کاربراش.
لو رفتن ایمیل چه پیامدهایی دارد؟
برای همهی ما پیش آمده که برای گرفتن کد تخفیف، عضویت در یک فروشگاه آنلاین یا نصب یک برنامه، ایمیلمان را وارد کنیم. به لطف همین موارد جزئی، آنقدر آدرس ایمیلمان را در پلتفرمهای مختلف پخش کردهایم که حسابش از دستمان در رفته است. اما تا حالا به این فکر کردهاید اگر این آدرس به دست هکرها یا آدمهای اشتباه بیفتد، چه دردسرهایی میتواند برایتان درست کنند؟
▪️ آدرس ایمیل چه چیزی راجع به شما میگوید؟
آدرس ایمیل در ظاهر فقط چند حرف و عدد است، اما گاهی حرفهای زیادی برای گفتن دارد. اگر ایمیل شامل نام و نام خانوادگی، سال تولد یا شمارهی موبایلتان باشد، میشود هویتتان را تا حد زیادی حدس زد. برای نمونه، بین این دو آدرس تفاوت زیادی وجود دارد:
• [email protected]
• [email protected]
اولی از همان ابتدا نام، نام خانوادگی و سال تولد صاحبش را لو میدهد؛ اما دومی تقریباً هیچ چیز مشخصی دربارهی هویت فرد نمیگوید. پس آدرس ایمیل فقط راه ارتباطی نیست؛ گاهی اولین کارت شناسایی شما در اینترنت است.
علاوه بر این، ایمیل معمولاً سالها با ما میماند. ممکن است یک بار آن را برای ثبتنام در یک فروشگاه وارد کرده باشید، یک بار برای ساخت حساب شبکهی اجتماعی و یک بار هم در سایت کاریابی. بعد از مدتی همان ایمیل، تعداد زیادی از حسابهای شما را مثل نخ تسبیح به هم وصل میکند.
یک فرد بیش از حد کنجکاو میتواند با داشتن همین آدرس، حسابهای شما را در شبکههای اجتماعی مختلف پیدا کند و به مرور، پازل ردپای دیجیتالتان را کنار هم بچیند!
▪️ اگر کسی فقط آدرس ایمیل شما را بداند، چه خطری دارد؟
شاید پیش خودتان بگویید «تا وقتی کسی رمز عبور من را نداشته باشد، هیچ خطری مرا تهدید نمیکند». درست است که بدون داشتن رمز عبور، خرابکاران نمیتوانند مستقیم وارد صندوق پیامهای شما شوند، اما میتوانند آرامش دیجیتالتان را به هم بریزند.
دسترسی به آدرس ایمیل، این قدرت را به افراد خرابکار میدهد که شما را هدف مستقیم حملات روانی و فریبکارانه قرار دهند.
در ادامه تعدادی از دردسرهای احتمالی لو رفتن آدرس ایمیل را مرور میکنیم.
ایمیلهای فیشینگ دقیقتر میفرستند
فیشینگ عمومی مثل تور ماهیگیری بزرگی است که در دریا میاندازند؛ شاید هر چیزی در آن گیر کند. اما اگر کلاهبردار درباره شما اطلاعات بیشتری داشته باشد، سراغ «فیشینگ هدفمند یا نیزهای» (Spear Phishing) میرود. اسمش هم بیدلیل نیست؛ دیگر خبری از تور نیست، یک نیزه دقیق به سمت یک نفر خاص پرتاب میشود.
فرض کنید مهاجم از طریق ایمیل فهمیده که شما به بازیهای ویدیویی علاقه دارید. روز بعد ایمیلی دریافت میکنید که ظاهرش دقیقا شبیه به شرکت سازنده بازی محبوب شماست و به شما پیشنهاد دانلود زودهنگام بازی جدیدشان را برای تست میدهد. با کلیک روی آن لینک، بدافزارها وارد سیستم شما میشوند.
صندوق ورودی را با هرزنامه پر میکنند
«هرزنامه» یا «اسپم» (Spam) همان ایمیل مزاحمی است که معمولاً وعده تخفیف عجیب، قرعهکشی باورنکردنی، فرصت سرمایهگذاری طلایی یا داروی معجزهآسا میدهد.
اگر ایمیل شما در فهرستهای تبلیغاتی یا پایگاههای دادهی لو رفته قرار بگیرد، ناگهان حجم زیادی پیام مشکوک دریافت میکنید. خطر اصلی اسپم فقط شلوغی صندوق نیست؛ گاهی میان همین پیامها لینک آلوده یا فایل مخرب پنهان شده است.
درخواست بازیابی گذرواژه میفرستند
کلاهبردار ممکن است نشانی ایمیل شما را در سایتهای مختلف وارد کند و گزینه «گذرواژه را فراموش کردهام» را بزند. اگر حسابی با آن ایمیل وجود داشته باشد، برای شما پیام بازیابی میآید.
این کار چند هدف دارد. گاهی فقط میخواهند بفهمند شما در کدام سرویسها حساب دارید. گاهی میخواهند شما را گیج و نگران کنند. گاهی هم امیدوارند روی لینک اشتباهی کلیک کنید یا اطلاعاتی بدهید که نباید بدهید.
▪️ اگر کسی ایمیل و گذرواژه شما را داشته باشد چه میشود؟
اینجا دیگر داستان از مزاحمت و حدس و گمان فراتر میرود. اگر کسی هم نشانی ایمیل و هم گذرواژه شما را داشته باشد، بهخصوص اگر ورود دو مرحلهای فعال نباشد، وارد حساب ایمیلتان میشود. بعد از ورود، اولین کاری که معمولاً انجام میدهد تغییر گذرواژه و روشهای بازیابی است. یعنی صاحبخانه را بیرون میاندازد و قفل را عوض میکند!
پس از آن، چند خطر جدی پیش میآید:
• ایمیلهای خصوصی شما را میخواند.
• میتواند از طرف شما برای دیگران پیام بفرستد.
• میداند با این ایمیل در چه سرویسهایی عضو شدهاید.
• میتواند گذرواژه حسابهای دیگر را از طریق ایمیل بازیابی کند.
• از هویت شما برای فریب دوستان، همکاران یا خانواده استفاده میکند.
• به فایلهای ابری، مخاطبان، تقویم و اسناد متصل به ایمیل دسترسی مییابد.
بخش بزرگی از سرویسهای آنلاین، لینک تغییر رمز را به ایمیل شما میفرستند. بنابراین وقتی ایمیل از دست برود، بقیهی حسابها هم یکییکی در خطر قرار میگیرند.
اگر ایمیل شما به حسابهای بانکی، سامانههای دولتی، بیمه، پرونده پزشکی یا فروشگاههای اینترنتی وصل باشد، خطر بیشتر میشود. در این حالت مهاجم ممکن است از میان پوشهها و رسیدها و پیامها، اطلاعاتی پیدا کند که برای کلاهبرداری مالی یا جعل هویت کافیاند.
▪️ هکرها ایمیل شما را از کجا پیدا میکنند؟
برای پیدا کردن ایمیل همیشه لازم نیست مهاجم نابغه رایانه باشد و در اتاقی تاریک با شش مانیتور بنشیند. همانقدر که پیدا کردن شماره تماس یک فروشگاه در اینترنت آسان است، پیدا کردن آدرس ایمیل شما هم در بسیاری از سایتهای عمومی امکانپذیر است. با این حال، مجرمان سایبری معمولا به دنبال لقمههای بزرگتر میگردند.
وقتی یک شرکت بزرگ یا یک فروشگاه اینترنتی هک میشود، اطلاعات هزاران کاربر به سرقت میرود. این اطلاعات معمولاً شامل نام، آدرس ایمیل و گاهی رمزهای عبور است. مجرمان سایبری این اطلاعات خام را جمعآوری میکنند و در پایگاههای داده عظیم قرار میدهند تا در زمان مناسب، از آنها برای ورود به حسابهای شما استفاده کنند.
اگر ایمیلتان در یک سایت لو رفته باشد و همان گذرواژه را در چند جای دیگر هم استفاده کرده باشید، کارشان خیلی راحتتر میشود.
▪️ نشانههایی که میگویند ایمیل شما لو رفته است
دریافت یک یا دو پیام تبلیغاتی به این معنی نیست که ایمیل شما به خطر افتاده؛ اما با دیدن این نشانهها باید محتاطتر عمل کنید:
• صندوق ورودی ناگهان پر از پیامهای عجیب و غریب و ناشناس میشود.
• پیامهایی از طرف شرکتهای معروف دریافت میکنید که در آدرس فرستندهی آنها غلطهای املایی وجود دارد.
• در ایمیل از شما میخواهند روی یک لینک کلیک کنید تا حساب کاربریتان مسدود نشود.
• پیامکها یا ایمیلهای متعددی برای تایید رمز عبور دریافت میکنید؛ در حالی که خودتان هیچ درخواستی ندادهاید.
• در شبکههای اجتماعی خود فعالیتهای مشکوکی میبینید که خودتان آنها را انجام ندادهاید.
• اعلان ورود ناموفق یا تلاش برای ورود از کشورها و دستگاههای ناشناس میبینید.
• دوستان یا همکاران میگویند از طرف شما پیام عجیبی دریافت کردهاند.
برای بررسی نشت اطلاعات، میتوانید از سرویسهای معتبر پایش نشت داده استفاده کنید. یکی از شناختهشدهترین نمونهها سرویس «Have I Been Pwned» است که بررسی میکند ایمیل شما در نشتهای شناختهشده دیده شده یا نه. البته هنگام استفاده از هر سرویس امنیتی، مطمئن شوید نشانی سایت درست است و اطلاعات حساس مانند گذرواژهها را وارد نکنید.
▪️ ایمیل مشکوک را چطور تشخیص بدهیم؟
شناسایی پیام خطرناک کار پیچیدهای نیست و نیازی به ابزارهای تخصصی ندارد؛ گاهی با کمی دقت و ریزبینی میتوانید دست کلاهبردارها را بخوانید.
برای تشخیص ایمیلهای مشکوک به این چند نشانه دقت کنید:
• آدرس فرستنده را زیر ذرهبین ببرید: فقط به نام فرستنده اعتماد نکنید و آدرس دقیق ایمیل را چک کنید؛ کلاهبردارها معمولاً از دامنههایی شبیه به برندهای معتبر استفاده میکنند (مثلا عدد «0» را به جای حرف «O» مینویسند یا به جای حرف «m»، حروف «rn» را قرار میدهند).
• فریب حس فوریت و ترس را نخورید: ایمیلهای جعلی معمولاً شما را هول میکنند؛ پیامهایی با مضمون «حساب شما تا ۲۴ ساعت آینده مسدود میشود» منطق را از کار میاندازند تا سریع و بدون فکر واکنش نشان دهید.
• پیش از کلیک کردن، لینکها را بررسی کنید: نشانگر ماوس را روی دکمهها یا لینکهای داخل متن نگه دارید اما روی آنها کلیک نکنید؛ اگر آدرس اینترنتی به نمایش درآمده در گوشه پایین صفحه با آدرس سایت اصلی تفاوت داشت، پیام مورد نظر قطعاً یک تله است.
• به غلطهای املایی و نگارشی دقت کنید: وجود غلطهای املایی، جملهبندیهای عجیب یا ترجمههای ماشینی را جدی بگیرید؛ شرکتهای معتبر پیش از ارسال پیام برای کاربران، متنها را بارها ویرایش و بررسی میکنند.
▪️ چطور از ایمیل در اینترنت محافظت کنیم؟
امنیت در فضای دیجیتال هیچوقت ۱۰۰ درصد تضمین شده نیست، اما با رعایت چند ترفند ساده میشود کار را برای مجرمان بسیار سخت کرد.
• حسابهای قدیمی را پاکسازی کنید: همه ما حسابهایی داریم که سالها پیش ساختهایم و دیگر به آنها سر نمیزنیم. این حسابهای رها شده، بهترین نقطه ضعف برای نفوذ مجرمان هستند. وقت بگذارید و حسابهایی که دیگر به آنها نیازی ندارید را برای همیشه غیرفعال و حذف کنید.
• قبل از ثبتنام، کمی مکث کنید: آدرس ایمیل خود را به راحتی در هر سایتی وارد نکنید. اگر فقط میخواهید یک مقاله بخوانید یا قیمت کالایی را چک کنید، نیازی نیست اطلاعات تماس خود را در اختیار آن سایت قرار دهید. بررسی کنید که آیا واقعاً به خدمات آن سایت نیاز دارید یا خیر.
• ایمیل سایه بسازید: یک آدرس ایمیل اصلی برای موارد مهم مثل امور کاری و مالی بسازید و یک ایمیل ثانویه (ایمیل سایه) برای ثبتنام در سایتهای سرگرمی، فروشگاهها و خبرنامهها ایجاد کنید. بدین ترتیب اگر ایمیل دوم شما پر از پیامهای مزاحم شود، ایمیل اصلی و حیاتی در امان میماند.
• حساب ایمیل را دو قفله کنید: رمز عبور ایمیل باید طولانی، غیرقابلحدس و ترکیبی باشد. همچنین باید با همه گذرواژههای دیگر فرق داشته باشد. اگر از یک گذرواژه برای چند سایت استفاده کنید، لو رفتن یکی از آنها میتواند بقیه را هم در معرض خطر بگذارد. مهمتر از همه، حتماً ورود دو مرحلهای یا احراز هویت چند عاملی را فعال کنید. با این کار حتی اگر کسی رمز عبور شما را هم پیدا کند، بدون دسترسی فیزیکی به گوشی موبایل نمیتواند وارد حسابتان شود.
• از پیوستهای ناشناس دوری کنید: اگر ایمیلی از یک فرد ناشناس دریافت کردید که فایلی ضمیمه آن بود، تحت هیچ شرایطی دانلودش نکنید. این فایلها اغلب برنامههای مخربیاند که به محض اجرا شدن، کنترل سیستم را به دست میگیرند.
• فیلترهای ایمیل و گزارش اسپم را جدی بگیرید: بیشتر سرویسهای ایمیل از جمله «جیمیل» ابزارهایی برای تشخیص اسپم دارند. اگر ایمیلی مشکوک است، آن را بهعنوان اسپم یا فیشینگ گزارش کنید. این کار هم صندوق شما را مرتب میکند و هم به سیستم ایمیل کمک میکند پیامهای مشابه را بهتر شناسایی کند.
▪️ اگر ایمیلمان به خطر افتاده چه کنیم؟
اگر نشانههایی از لو رفتن ایمیل دیدید یا مطمئن شدید کسی وارد حسابتان شده، در اولین فرصت این اقدامات را انجام دهید:
• گذرواژه ایمیل را از روی یک دستگاه متفاوت و امن تغییر دهید.
• ورود دو مرحلهای را فعال کنید.
• شماره تلفن و ایمیل بازیابی حساب را کنترل کنید.
• دستگاهها و نشستهای (Session) ناشناس را بررسی کنید و دسترسیهای اضافه را ببندید.
• گذرواژه حسابهایِ مهمِ متصلِ به آن ایمیل را تغییر دهید.
• به دوستان و همکاران اطلاع دهید اگر پیام عجیبی از طرف شما گرفتند، روی لینکها کلیک نکنند.
• صندوق پیامهای ارسالی و «قوانین خودکار» ایمیل را بررسی کنید؛ گاهی مهاجم، قانونی در تنظیمات میسازد که پیامها را برای خودش بفرستد.
▪️ در آخر؛ هوشیاری محکمترین سد در برابر نفوذ به حریم خصوصی
مراقبت از ایمیل کار پیچیدهای نیست. کافی است روی هر لینک ناشناسی کلیک نکنید، یک قفل محکم مثل تایید دو مرحلهای روی آن بزنید و برای ثبتنام در سایتهای موقت و نهچندان مهم، از ایمیل اصلی استفاده نکنید. با همین چند عادت ساده، دردسرهای بعدی را از خودتان دور میکنید و خیالتان از بابت امنیت اطلاعات شخصی راحت میشود.
حالا نوبت شماست. تا حالا نشانهای از لو رفتن آدرس ایمیلتان را مشاهده کردهاید؟ از بین راهکارهایی که با هم مرور کردیم، کدام مورد را برای حفاظت از ایمیل فعال میکنید؟
✍️ یونس مرادی
#مبانی_امنیت
#حریم_خصوصی
ایمیل یکبارمصرف چیست و کجا باید از آن استفاده کنیم؟
بعد از ساعتها جستوجو در وبسایتهای مختلف، بالاخره فایل موردنیازتان را پیدا کردهاید. روی دکمه دانلود کلیک میکنید، اما کادری بزرگ روی صفحه ظاهر میشود: «برای دانلود، ابتدا در سایت ثبتنام کنید».
چارهای نیست. آدرس ایمیل اصلیتان را که سالها پیش ساختهاید و همه پیامهای مهمتان به آن ارسال میشود، در کادر مربوطه مینویسید. چند روز بعد که ایمیلتان را باز میکنید، متوجه میشوید دهها پیام تبلیغاتی درباره کاشت مو، تخفیف فروشگاههای ناشناس یا حتی ایمیلهای فریبکارانه ردیف شدهاند. شما تنها نیستید؛ این یکی از هزینههای پنهان ثبتنام در سایتهای ناشناس است.
▪️ ایمیل یکبارمصرف چیست؟
«ایمیل یکبارمصرف» (Burner Email) که گاهی به آن «ایمیل موقت» (Temporary Email) یا «ایمیل دورریختنی» (Disposable Email) هم گفته میشود، آدرسی است که برای ثبتنام کوتاهمدت، دانلود فایل، تست سرویس یا استفاده محدود ساخته میشود. بعضی از این آدرسها بعد از چند دقیقه منقضی میشوند و بعضی دیگر تا زمانی که خودتان حذفشان کنید، فعال میمانند.
▪️ چرا باید از ایمیل یکبارمصرف استفاده کنیم؟
شاید با خودتان بگویید: «حالا چند تا ایمیل تبلیغاتی که این حرفها را ندارد.»؛ اما ماجرا فقط به چند پیام مزاحم ختم نمیشود.
طبق آمارهای شرکت امنیت سایبری NordVPN، تنها در سال ۲۰۲۵، بیش از ۵۰۱ میلیون آدرس ایمیل منحصربهفرد در پایگاههای داده هک شده در دارکوب پیدا شده است. وقتی آدرس ایمیل در چنین پایگاههایی منتشر میشود، احتمال دریافت هرزنامه، ایمیلهای فیشینگ و تلاش برای سوءاستفاده از حسابهای مرتبط بیشتر میشود.
💡 نکته: ایمیل یکبارمصرف قرار نیست همه خطرها را حذف کند، اما مثل یک دیوار حائل عمل میکند؛ اگر جایی خراب شد، کل خانه آسیب نمیبیند.
علاوه بر این وقتی از یک ایمیل در چند سرویس مختلف استفاده میکنید، مهاجمان راحتتر میتوانند الگوی رفتاری شما را حدس بزنند، حسابها را به هم ربط بدهند و اکانتهای حساس شما را هدف بگیرند.
▪️ کجا از ایمیل یکبارمصرف استفاده کنیم؟
از ایمیل یکبارمصرف باید در مواردی استفاده کنید که نیازی به پشتیبانی دائمی، بازیابی رمز عبور یا ارتباط بلندمدت ندارید؛ فقط میخواهید کارتان در لحظه راه بیفتد و تمام، مثلاً:
• ثبتنام در سایتهای ناشناس برای یکبار استفاده
• دانلود فایل، کتاب الکترونیکی یا دسترسی به محتوای محدود
• تست سرویس آنلاینی که هنوز به آن اعتماد ندارید
• شرکت در قرعهکشیها، کمپینها یا رویدادهای کوتاهمدت
▪️ چگونه ایمیل یکبارمصرف بسازیم و از آن استفاده کنیم؟
ساختن این ایمیلها از دم کردن یک لیوان چای کیسهای هم سادهتر است. قدم اول این است که یک ارائهدهنده رایج برای این کار پیدا کنید:
• سرویس 10Minute Mail: یک صندوق ورودی سریع میسازد که پس از ده دقیقه کاملاً نابود میشود.
• سرویسهای TempMail و EmailOnDeck: پنلهای سادهای دارند و در نسخههای پولی، آدرسهای بیشتر و امکانات مدیریتی بهتری ارائه میدهند.
• سرویس Guerrilla Mail: یک پلتفرم قدیمی و محبوب برای دریافت ایمیلهای دورریختنی است، بدون نیاز به ثبتنام.
هرکدام از این وبسایتها در چند ثانیه یک آدرس ایمیل یکبارمصرف (و معمولاً عجیب و غریب) برای شما تولید میکنند. بعد میتوانید این آدرس را کپی کرده و در سایت مورد نظرتان وارد کنید. اگر سایت برای تأیید ثبتنام لینکی فرستاد، کافی است به همان صفحه ارائهدهنده ایمیل یکبارمصرف برگردید و صندوق ورودی (Inbox) را چک کنید.
▪️ چه زمانی نباید سراغ ایمیل یکبارمصرف رفت؟
همانقدر که ایمیل یکبارمصرف مفید است، استفاده نادرست از آن میتواند دردسرساز شود. هر جایی که پای اطلاعات حساس در میان است، باید دور آن را خط قرمز بکشید:
• حسابهای بانکی و مالی
• خدمات درمانی و سلامت
• سرویسهای کاری و حرفهای
• صرافیهای ارز دیجیتال
• شبکههایی که قرار است هویت دیجیتال شما باشند
• برای حسابهایی که بعداً ممکن است نیاز به بازیابی رمز عبور، دریافت رسید، پیگیری سفارش یا پشتیبانی داشته باشند
⚠️ هشدار: بسیاری از سرویسهای ایمیل یکبارمصرف، فاقد استانداردهای اولیه رمزنگاری و کنترلهای امنیتی هستند. از اینرو پیامهای دریافتی شما در این پلتفرمها امن نمیمانند و ممکن است توسط شخص ثالث رصد شوند. علاوه بر این به دلیل استفاده گسترده مجرمان سایبری از این آدرسها برای کلاهبرداری، بسیاری از وبسایتهای معتبر سیستمهای فیلترینگی پیادهسازی کردهاند که دامنههای ایمیل یکبارمصرف را مسدود میکنند. بنابراین ممکن است در برخی سایتها و سرویسها به درستی کار نکنند.
▪️ جایگزینهای امنتر، برای زمانی که موقت بودن کافی نیست
گاهی به یک حساب کاربری برای دسترسی طولانیمدت، اما با ریسک پایین نیاز دارید. در این شرایط ایمیل یکبارمصرف راهکار مناسبی نیست و باید سراغ تکنیکهای امنتری مانند «ایمیل مستعار» یا «پوشش ایمیل» بروید.
جایگزین اول: پوشش ایمیل
سرویسهای «پوشش ایمیل» (Email Masking) به شما اجازه میدهند یک آدرس ایمیل واسطه بسازید. هر پیامی که به این آدرس واسطه فرستاده شود، به صورت خودکار به ایمیل اصلی شما فوروارد میشود. اگر روزی متوجه شدید این آدرس واسطه پر از هرزنامه شده، به سادگی آن را مسدود میکنید، در حالی که ایمیل اصلی هنوز امن و دستنخورده باقی مانده است.
جایگزین دوم: ایمیل مستعار
راهکار دوم پناه بردن به « ایمیل مستعار» (Email Alias) است. این یکی مثل یک شاخه فرعی از ایمیل اصلی شماست که هر وقت آفت زد، میتوانید آن را قطع کنید؛ بدون اینکه به ایمیل اصلی آسیبی برسد.
▪️ کدام ایمیل را کجا استفاده کنیم؟
• برای دانلود یک فایل از سایت ناشناس: ایمیل یکبارمصرف
• برای خبرنامهها و فروشگاههای کماهمیت: پوشش ایمیل یا ایمیل مستعار
• برای حسابهای بانکی، درمانی، کاری و ارز دیجیتال: ایمیل اصلی امن با رمز قوی و تأیید دومرحلهای
• برای تست یک سرویس ناشناس: ایمیل یکبارمصرف، بدون وارد کردن اطلاعات حساس
▪️ در آخر
ایمیل اصلی شما حکم شماره موبایل شخصیتان را دارد و نباید آن را بیمحابا در اختیار هر وبسایت ناشناسی قرار دهید. در عوض، با استفاده از ایمیل یکبارمصرف برای نیازهای موقت و سرویسهای «پوشش ایمیل» برای حسابهای دائمی، میتوانید سد دفاعی مستحکمی در برابر هرزنامهها بسازید. البته فراموش نکنید که پلتفرمهای ایمیل یکبارمصرف، راحتی و سرعت را به امنیت بلندمدت ترجیح میدهند؛ بنابراین از این ابزارها هوشمندانه و با احتیاط استفاده کنید.
✍️ یونس مرادی
#سواد_دیجیتال
#ابزارها_و_افزونهها
فراکتال تو ریاضیات یه پدیده شگفتانگیزه. هرچه بیشتر روی یه بخش کوچک تصویر زوم کنید، دوباره همون الگوی بزرگتر رو میبینید. از نظر هندسی نه تک بعدی هستن، نه دوبعدی و نه سهبعدی و جایی بین این ابعاد قرار میگیرن. فراکتالها با به فرمول ساده خلق میشن، اما رفتاری بینهایت پیچیده دارن
روی تاریک ارزهای دیجیتال: وقتی ترید به اعتیادی ویرانگر تبدیل میشود
همهچیز با یک نمودار سبز شروع میشود. یک نفر در جمع دوستانه میگوید فلان رمزارز را خریده و در چند روز سود هنگفتی کرده است. شما هم گوشی را برمیدارید، چند ویدئو میبینید، در صرافی ثبتنام میکنید و مبلغی کوچک میگذارید وسط. قرار است فقط «تجربه» کنید؛ غافل از اینکه بازار ارز دیجیتال برای خیلیها نه سکوی پرتاب، بلکه باتلاقی عمیق است که داراییها را در خود فرو میبرد.
در این مطلب میخواهیم ببینیم چه چیزی این بازار را تا این حد اعتیادآور میکند و چطور میتوان از دام وابستگی به آن رها شد.
اگر عجله دارید:
• موضوع چیست؟ تبدیل شدن بازار رمزارزها (و توکنهای بیارزش مجازی) به محیطی قمارگونه که باعث اعتیاد روانی و نابودی مالی افراد میشود.
• خطر اصلی چیست؟ از دست رفتن کامل پسانداز زندگی، اعتیاد شدید به ترشح دوپامین (درست مانند قمار) و تمایل به رفتارهای مخرب برای جبران ضررها.
• چه کاری بهتر است انجام شود؟ باید خط قرمز مالی داشت. اگر در چرخهی ضرر و تلاش برای جبران گیر افتادیم، لازم است معامله را متوقف کنیم و در صورت نیاز از یک فرد معتمد یا مشاور روانشناس کمک بگیریم.
• چه کاری نباید انجام شود؟ هرگز با سرمایههای ضروری و حیاتی زندگی، روی توکنهای بینامونشانی که در شبکههای اجتماعی تبلیغ میشوند سرمایهگذاری نکنیم.
▪️ چرا بازار رمزارز اعتیادآور است؟
در بازار سهام اگر خیلی خوششانس باشید، سهمی که خریدهاید شاید ۱۰ درصد بالا برود. اما رمزارز میتواند در یک روز ۳۰۰ درصد رشد کند. یعنی کسی که صبح بیست میلیون تومان داشته، چند ساعت بعد صاحب شصت میلیون تومان میشود. وقتی مغز چنین سودی را تجربه میکند، «دوپامین» ترشح میکند؛ همان مادهای که وقتی غذایی خوشمزه میخورید یا خبری فوقالعاده میشنوید در بدن آزاد میشود.
مشکل از آنجا شروع میشود که مغز به این حجم عظیم از هیجان عادت میکند. پس از موفقیت اولیه، فرد برای تجربهی مجدد همان احساس سرخوشی، ریسکهای غیرمنطقی میکند. وقتی روند بازار برمیگردد و ضررها شروع میشوند، حاضر به پذیرش نیست و مصمم میشود تا به هر قیمتی پول از دست رفته را برگرداند؛ دقیقاً مثل قماربازی که بعد از باخت میگوید «یک دست دیگر»… و این «یک دست دیگر» تمامی ندارد.
▪️ داستانی واقعی: از نیم میلیون دلار سود تا سرقت از خانواده
یکی از مالباختگان این بازار، مردی ۳۵ ساله است که سرمایهی ۲۰ هزار دلاری خود را در مدت کوتاهی به ۵۰۰ هزار دلار تبدیل کرد. اما این بُرد شیرین، آغاز ویرانی بود. او برای تجربهی دوبارهی همان حس هیجان و آزادی، به معامله ادامه داد؛ تا جایی که نهتنها تمام سود و سرمایهی اولیه را باخت، بلکه برای جبران ضررها، شروع به سرقت از خانواده و اختلاس از کسبوکار خانوادگیاش کرد.
خودش میگوید:
«وقتی در بازار سود میکنید، اعتمادبهنفس کاذبی به دست میآورید و [موفقیت] بیشتر میخواهید. ترشح دوپامینی که از سود در این بازار میگیرید، از هر قمار دیگری قویتر است. درآمدزایی هنگفت و سریع از رمزارزها، بدترین اتفاقی بود که میتوانست برایم بیفتد!»
▪️ میمکوینها: دامهای خوشرنگ و لعاب
افراد آسیبدیده معمولاً کار خود را با رمزارزهای شناختهشده و نسبتاً پایدار مانند «بیتکوین» و «اتریوم» آغاز میکنند. اما پس از مدتی، این سودهای تدریجی دیگر هیجانانگیز به نظر نمیرسند و فرد به سمت داراییهای پرخطرتر کشیده میشود.
امروزه دهها هزار توکن دیجیتال در بازار وجود دارد و هر روز به تعداد آنها اضافه میشود. بسیاری از این توکنها هیچ کاربرد یا هدفی واقعی ندارند و صرفاً با نامهای جذاب، عکسهای خندهدار یا وعدههای توخالی به بازار عرضه میشوند. به این دسته از توکنها، میمکوین (MemeCoin) میگویند.
ارز دیجیتال «دوجکوین» نمونهی بارز این ماجراست. این توکن که ابتدا صرفاً یک شوخی اینترنتی بود، با حمایت چهرههای مشهور در شبکههای اجتماعی به رشدهای نجومی رسید، اما پس از فروکش کردن هیجانات، سرمایهگذارانی که دیرتر وارد شده بودند، بیش از ۸۰ درصد از ارزش پول خود را از دست دادند.
▪️ نشانههای اعتیاد به معاملهی رمزارز
وقتی کلمهی اعتیاد به زبان میآید، ذهن ناخودآگاه به سمت تصویر مصرف مواد مخدر میرود؛ اما روانشناسان میگویند اعتیاد به ترید ارز دیجیتال، دقیقاً روی همان مدارهای مغزی تأثیر میگذارد که «قمار» اثر میگذارد.
یکی از بزرگترین چالشهای این نوع از اعتیاد این است که فرد مبتلا، معمولاً در سکوت فرو میرود. از آنجا که کلاهبرداریها، طرحهای هرمی و دستکاری قیمت در این بازار بسیار رایجاند، خیلیها تمام دارایی خود را در پروژههای تقلبی از دست میدهند. بعضی از مالباختگان به دلیل احساس شرم و خجالت شدید از این که فریب خوردهاند، به هیچکس حرفی نمیزنند و حتی برای دریافت کمک به مشاور یا درمانگر مراجعه نمیکنند.
این اعتیاد تنها حسابهای بانکی را خالی نمیکند، بلکه به تمام بخشهای زندگی فرد نفوذ میکند. معاملهگرانی که در این گرداب گرفتار میشوند، ساعتهای طولانی از روز را صرف خیره شدن به نمودارها میکنند و خانواده، دوستان و شغل اصلی خود را نادیده میگیرند. اختلافات زناشویی، درگیریهای حقوقی و فشارهای روانی شدید، تنها بخشی از نتایج این سبک زندگی است.
مشاوران روانشناس یک جمله معروف در این باره دارند:
«فرد معتاد به مواد مخدر زمانی مصرف را متوقف میکند که موادش تمام شود، اما معتاد به ترید تنها زمانی دست از کار میکشد که پولش تا قران آخر تمام شده باشد؛ گاهی حتی بعد از آن هم ادامه میدهد.»
درمانگران تاکید میکنند که اعتیاد به معاملهی رمزارز معمولاً نشانهی یک مشکل عمیقتر است. شاید احساس ناکافی بودن، نیاز به اثبات خود از طریق موفقیت مالی یا حتی فرار از مشکلات عاطفی. بعضی مالباختگان میگویند هر وقت از نظر احساسی در وضعیت بدی قرار میگیرند، احتمال اینکه دست به معامله بزنند بیشتر میشود. در واقع معامله نقش یک مسکن موقت را بازی میکند.
▪️ راهکارهای عملیِ رهایی از وابستگی به ترید
اگر حس میکنید خرید و فروش ارز دیجیتال از کنترلتان خارج شده، لازم نیست همان اول تصمیمهای بزرگ و عجیب بگیرید. بهتر است از چند قدم کوچک و عملی شروع کنید:
• روی کاغذ بنویسید چقدر پول وارد بازار کردهاید، چقدر سود یا ضرر داشتهاید و روزی چند ساعت درگیر چک کردن قیمتها هستید. مشاهده این پیامدها مشکل را برایتان عینی و مشخصتر میکند.
• اعلانهای قیمت، کانالهای خبری و هشدارهای صرافی مدام ذهن را قلقلک میدهند؛ خاموش کردن آنها یک قدم ساده اما مهم است.
• اپلیکیشنهای ترید و صرافی را از صفحهی اصلی گوشی بردارید تا هر بار بیاختیار سراغش نروید.
• برای ورود به حساب صرافی، احراز هویت چند مرحلهای بگذارید تا فاصلهی بین تکانه و عمل بیشتر شود.
• اگر هر ساعت قیمتها را چک میکنید، این کار را به یک زمان مشخص در روز محدود کنید.
• اعتیاد در تنهایی رشد میکند. هرچه بیشتر تنها بمانید، بیشتر با خودتان چانه میزنید، واقعیت را کوچک میکنید و رفتار پرخطر را ادامه میدهید. گفتوگو با یک آدم مطمئن میتواند بسیار مفید باشد.
• بعد از هر بار ضرر فوری معامله نکنید. وقتی ضرر میکنید، ذهن دنبال جبران سریع میگردد؛ اما این لحظه زمان خطرناکی برای تصمیمگیری است.
• اگر در هفته یا ماه به مقدار خاصی ضرر رسیدید، دیگر معامله نکنید. این قانون را قبل از معامله تعیین کنید، نه وسط هیجان بازار.
• برای ترید جایگزینهایی مانند ورزش منظم، کار فنی، یادگیری مهارت جدید یا فعالیت گروهی پیدا کنید.
• اگر چند بار تصمیم گرفتهاید کمتر معامله کنید اما به هر دلیلی موفق نشدهاید، با مشاور صحبت کنید.
▪️ در آخر
مراکز درمان اعتیاد در سراسر جهان گزارش میدهند که تعداد مراجعانی که به دلیل وابستگی به معاملات رمزارز زندگی خود را باختهاند، به شدت در حال افزایش است. این بازار برخلاف بازارهای مالی سنتی، هیچگونه نهاد ناظر یا قانونی برای محافظت از شما در برابر کلاهبرداران ندارد.
اگر خودتان یا کسی را میشناسید که بیاختیار ساعتها وقتش صرف چک کردن قیمت رمزارزها میشود، شاید وقتش رسیده موضوع را جدی بگیرید. بهترین راه برای در امان ماندن از این گرداب، درک این واقعیت است که هیچ میانبری برای ثروتمند شدن یکشبه وجود ندارد.
تجربهی شما در این زمینه چیست؟ آیا تا به حال حس کردهاید مرز بین سرمایهگذاری و وسوسهی مداوم برایتان کمرنگ شده؟
✍️ یونس مرادی
#ارزهای_دیجیتال
#سواد_دیجیتال
@MrBunuel میگن پایانبندی رمان «وداع با اسلحه» رو ۳۶ بار بازنویسی کرد و با خط کشیدن وسواسگونه روی دهها عنوان مثل «عشق در جنگ»، «از زخم و دیگر جراحتها» و «افسون» عنوان یه شعر قرن شانزدهمی رو برای کتابش انتخاب میکنه.
خدایگان قصهگویی «همینگوی» اثر استثنایی «وداع با اسلحه» رو ۳۹ بار بازنویسی کرد. تو مصاحبه با «پاریس ریویو» گفته بعد از یک روز، بعد از یک هفته، بعد از اتمام کار، بعد از ویراست و حتی بعد چاپ، نوشته باید بازنویسی بشه. اینطوری به جایی میرسی که میفهمی از این بهتر از عهدهاش برنمیای.
خندهدارترین چیزی که راجع به همینگوی شنیدم از دوران عرقخوریش با جیمز جویس (یحتمل خفنترین نویسندۀ دورانها) بوده.
روایت شده همینگوی علاوه بر این که بوکسور قابلی بوده و به طرزی غیرعادی پرزور، در جوانی علاقۀ وافری هم به شلوپل کردن ملت داشته.
توی پاریس تکرارنشدنی دهۀ ۱۹۲۰.../
لطفا #دستبه_دست کنید🫂
اگر تو این روزهای سخت «تعدیل» شدید یا به خاطر شرایط، کارتون رو از دست دادید، ما دپارتمان برند معاونت بازاریابی هلدینگ انتخاب ۲۱ پوزیشن باز برای #استخدام داریم. تخصصتون رو زیر این پست بنویسید.
📌پوزیشنها 👇🏻
اپلیکیشن تقویم بادصبا هنگام باز شدن با بیش از ۵۰ سرور مجزا (برای اهداف تبلیغاتی، تحلیلی و پیکربندی) در تماس است و موقعیت مکانی و مشخصات دستگاه را بین آنها توزیع میکند. یک اپ تقویم به این زیرساخت نیاز ندارد! اگر از آن استفاده میکنید مجوز مکانی را لغو کنید.
دوستان ارزشی که دلخور شدن خبرگزاری مهر خودتون رو که دیگه قبول دارین؟ https://t.co/eBE22JD64Q
دانمارک: ۳۹۵ کیلوگرم برای هر نفر، ایرلند، سوئیس، هلند، فنلاند و سوئد سالیانه بین ۳۱۰ تا ۳۶۰ کیلوگرم
https://t.co/XUTsJBcMkb
افبیآی رفته یک پروژه و توکن فیک روی اتریوم ساخته. بعد به بعضی افراد و شرکتهای کریپتویی پیشنهاد دادن با ربات و خریدوفروش الکی، توکن رو پامپ کنن. آخرش هم هرکی باهاشون همکاری کرده گرفتن.
https://t.co/r7nTQ4jdZb
استفادهی زیاد از هوش مصنوعی چه اثری بر حافظه و خلاقیت ما میگذارد؟
برای همه ما پیش آمده که برای نوشتن متن، خلاصهسازی مقاله یا حتی پیدا کردن پاسخ یک پرسش ساده، سراغ چتبات هوش مصنوعی برویم و در چند ثانیه جواب بگیریم. این سرعت و راحتی وسوسهکننده است؛ غافل از اینکه داریم برای آن بهای سنگینی میپردازیم. وقتی مدام کارهایی مثل نوشتن، خلاصهکردن، تحلیل و ایدهپردازی را به چتباتها میسپاریم، ممکن است کمکم کمتر درگیر فرایند فکر کردن شویم؛ همان چیزی که برای حافظه، خلاقیت و یادگیری به آن نیاز داریم.
▪️ وقتی فکر کردن را به هوش مصنوعی میسپاریم
زمانی که موتورهای جستجو رایج شدند، پدیدهای به نام «اثر گوگل» (Google Effect) شکل گرفت؛ یعنی ما کمتر اطلاعاتی مثل تاریخها، نامها یا جزئیات را به خاطر میسپردیم، چون میدانستیم همیشه میتوانیم آنها را جستوجو کنیم. اینترنت تا حدی به حافظه بیرونی ما تبدیل شد؛ اما با چتباتهای هوش مصنوعی، ماجرا از جستجوی اطلاعات فراتر رفته است.
حالا فقط نمیپرسیم «پایتخت فلان کشور کجاست؟»، بلکه از ابزار میخواهیم برایمان تحلیل کند، خلاصه بنویسد، ایده بدهد و حتی تصمیمهایمان را سبکسنگین کند. این همان چیزی است که به آن «برونسپاری شناختی» (Cognitive Offloading) میگویند؛ یعنی بخشی از کار ذهن را به ابزار بیرونی میسپاریم.
نگرانی پژوهشگران از همینجا شروع میشود. در یک مطالعه کوچک که هنوز داوری علمی نهایی نشده، گروهی از دانشجویان هنگام نوشتن مقاله به سه دسته تقسیم شدند: گروهی بدون ابزار، گروهی با جستجوگر گوگل و گروهی مجهز به چتبات. نتیجه نشان داد کسانی که با چتبات مینوشتند، درگیری مغزی کمتری داشتند و بعداً هم بخشهای کمتری از متن خودشان را به یاد میآوردند. این نتیجه قطعی و نهایی نیست، اما یک هشدار مهم میدهد: وقتی متن یا ایده با تلاش خودمان ساخته نمیشود، مغز هم کمتر درگیر ذخیره و پردازش آن میشود.
💡 نکته: این مسئله فقط مربوط به حافظه نیست. چتباتها معمولاً خروجیهایی تمیز، مرتب و قابل قبول تولید میکنند؛ اما اگر همه با چند دستور مشابه از یک ابزار کمک بگیرند، متنها، ایدهها و حتی شیوه فکر کردن کمکم شبیه هم میشود. تفاوت اصلی را کسی میسازد که قبل از گرفتن پاسخ آماده، خودش فکر میکند، ترکیب میکند و میپرسد: «آیا راه دیگری هم هست؟»
▪️ تسلیم شناختی؛ وقتی به عقل خودمان شک میکنیم
شاید فکر کنید این تنبلی ذهنی فقط به نوشتن مقاله یا ایمیل محدود میشود، اما ماجرا پیچیدهتر است. پژوهشگران دانشگاه «پنسیلوانیا» میگویند بسیاری از کاربران در مواجهه با ابزارهای تولید محتوا دچار پدیدهای به نام «تسلیم شناختی» (Cognitive Surrender) میشوند. یعنی وقتی هوش مصنوعی جوابی را با اعتمادبهنفس کامل جلوی دستتان میگذارد، بدون هیچ بررسی و موشکافی خاصی آن را میپذیرید و حتی اگر حس درونیتان بگوید این جواب ایراد دارد، ترجیح میدهید به ماشین اعتماد کنید تا به خودتان.
این موضوع در مشاغل حساس میتواند تبعات جدیتری داشته باشد. برای مثال، در یک مطالعه درباره غربالگری سرطان روده، پزشکانی که چند ماه از ابزار هوش مصنوعی کمک گرفته بودند، پس از کنار گذاشتن ابزار در تشخیص برخی موارد عملکرد ضعیفتری نشان دادند. پیام این مثال این نیست که هوش مصنوعی بد است؛ بلکه این است که تکیه کامل بر ابزار میتواند مهارت انسانی را کمتمرینتر کند.
▪️ نگرانی بلندمدت؛ اگر مغز کمتر تمرین کند چه میشود؟
درباره اثرات بلندمدت استفاده مداوم از هوش مصنوعی هنوز قطعیت علمی وجود ندارد، اما نگرانی اصلی روشن است: مغز برای سالم ماندن به کنش ذهنی نیاز دارد. وقتی کمتر تحلیل میکنیم، کمتر به خاطر میسپاریم و کمتر مسئله حل میکنیم، بخشی از مهارتهای شناختی ما کمتر تمرین میشوند.
این موضوع را میشود با مسیریابها مقایسه کرد. وقتی همیشه مسیر را به نقشه میسپاریم، کمتر به نشانههای خیابان، جهتها و حافظه فضایی خودمان توجه میکنیم. اگر هوش مصنوعی هم همیشه جای فکر کردن، تحلیل و خلاقیت ما را بگیرد، ممکن است ذهن را به پاسخ آماده عادت دهد. مسئله این نیست که از ابزار استفاده نکنیم؛ مسئله این است که نگذاریم ابزار، جای تمرین ذهنی را بگیرد.
▪️ چطور از هوش مصنوعی استفاده کنیم بدون اینکه مغزمان زنگ بزند؟
کلید حل این مشکل در ایجاد یک «هوش ترکیبی» است؛ جایی که انسان و ماشین در کنار هم کارهای سخت را انجام میدهند، نه این که ماشین به تنهایی بار همه چیز را به دوش بکشد.
برای این که هم از مزایای این فناوری بهره ببرید و هم مغزتان را فعال نگه دارید، از این راهکارهای کاربردی کمک بگیرید:
• از تکنیک دشمن فرضی استفاده کنید: از چتبات بخواهید نقش یک منتقد سرسخت را بازی کند. ایدهی خودتان را به ماشین بدهید و از آن بخواهید با دلیل و منطق به شما ثابت کند که چرا اشتباه است. این کار شما را وادار میکند بیشتر به فکر فرو بروید و ایده اولیه را چکشکاری کنید.
• جمعآوری اطلاعات با ماشین، تحلیل با شما: از هوش مصنوعی برای پیدا کردن اطلاعات خام، مرتبسازی دادهها و دستهبندی آنها استفاده کنید، اما نتیجهگیری نهایی را خودتان انجام دهید. کسانی که به این شیوه کار میکنند، معمولاً تصمیمهای دقیقتر و خروجیهای بهتری نسبت به افرادی دارند که همهی کار را به هوش مصنوعی میسپارند.
• چالشها و اصطکاکهای مفید ایجاد کنید: از ابزار هوشمند بخواهید به جای دادن پاسخ نهایی، فقط به شما سرنخ بدهد یا با طرح پرسشهای هدفمند، ذهن شما را به سمت جواب درست هدایت کند. مغز برای سالم ماندن به این درگیریهای ذهنی نیاز دارد.
• اول یاد بگیرید، بعد ابزار را روشن کنید: اگر در حال یادگیری یک مهارت جدید هستید، در مراحل اولیه سراغ ابزارهای تولید محتوا نروید. اجازه دهید پایههای آن دانش در ذهن شما شکل بگیرد و مسیرهای عصبی مغزتان ساخته شود. وقتی به یک تسلط نسبی رسیدید، میتوانید برای سرعت دادن به کارها از این ابزارها استفاده کنید.
• مغزتان را به چالش بکشید: حل جدول، خواندن متنهای جدید، نوشتن با دست، مسیریابی بدون نقشه؛ هر کاری که مغز را از حالت خودکار خارج کند، به سلامت شناختی کمک میکند.
▪️ در آخر
هوش مصنوعی ابزار فوقالعادهای است، ولی اگر همیشه به جای فکر کردن، سراغ جواب آمادهی چتباتها برویم، آرامآرام تواناییهایی را از دست میدهیم که میلیونها سال طول کشیده تا شکل بگیرند. فکر کردن، قدرت تحلیل و خلاقیت چیزهایی نیستند که بشود بیخیالشان شد و با عواقبی هم روبهرو نشد!
دفعه بعد که خواستید پرسشی را مستقیم به چتبات بسپارید، چند دقیقه خودتان فکر کنید. شاید جوابتان به اندازه جواب ماشین تخصصی نباشد، ولی مال خودتان است و مغزتان برایش کار کرده. حالا نوبت شماست؛ آیا تا به حال حس کردهاید که دستیارهای هوشمند روی حافظه یا خلاقیت شما تاثیر گذاشتهاند؟ به نظرتان تعادل بین استفاده از هوش مصنوعی و حفظ توانایی ذهنی کجاست؟
✍️ یونس مرادی
#سواد_دیجیتال
@souzangar اینترنت؛ نه یک کلمه بیشتر و نه کمتر حق ماست. دو ماهه که زندگی، کار و اعصابِ یه ملت رو حناق گرفته. اینترنت امتیازی نیست که هر وقت خواستین قطعش کنین، زندگی و نونِ سفره مردمه.
معامله با رباتهای هوش مصنوعی؛ ثروت یکشبه یا سراب دیجیتال؟
در ماههای اخیر ادعاهای عجیبی درباره کسب سودهای نجومی به کمک هوش مصنوعی در شبکههای اجتماعی به چشم میخورد؛ ایدهای جذاب که در آن معاملهگران رباتها را آموزش میدهند تا مثل یک تریدر حرفهای و با تجربه به جای آنها خرید و فروش سهام و ارز کند. با این وجود تجربههای عملی نشان میدهد این فناوری هنوز فاصله زیادی با یک «ماشین پولسازی» دارد و میتواند سرمایه معاملهگر را یکشبه بر باد دهد.
▪️ سراب سود چند هزار درصدی در شبکههای اجتماعی
اگر چرخی در شبکههای اجتماعی و به ویژه پلتفرم «ایکس» بزنید، ادعاهای اغراقآمیزی درباره سودهای نجومی این رباتها میبینید. برای مثال پستی وایرال با بیش از ۴.۷ میلیون بازدید ادعا کرد که یک ربات در دو روز، بازدهی ۵۸۶۰ درصدی کسب کرده؛ ادعایی که خیلی زود توسط متخصصان تکذیب شد.
کارشناسان امنیت سایبری هشدار میدهند که بسیاری از این پستهای فریبنده، تله فیشینگ و طعمهای برای هدایت کاربران به سمت بدافزارها و سرقت اطلاعات مالی و بانکی آنها هستند.
▪️ آزمون و خطای یک مهندس جوان
برای درک بهتر عملکرد واقعی این سیستمها، میتوان به تجربه یک مهندس نرمافزار به نام «جیک نسلر» اشاره کرد. او تصمیم گرفت هوش مصنوعی Claude را به عنوان ربات معاملهگر آزمایش کند. نسلر ابتدا این ربات را روی یک حساب مجازی ارزیابی کرد تا ریسک را به حداقل برساند و سپس با سرمایه واقعی وارد بازار پرنوسان بیتکوین شد.
نتایج این آزمایش نشان داد که فاصله معناداری بین تئوری و واقعیتِ بیرحم بازار وجود دارد. همانطور که انتظار میرفت، ربات نتوانست عملکرد مطلوبی در شرایط واقعی از خود نشان دهد و کل سرمایه را از دست داد.
▪️ چرا هوش مصنوعی ذاتاً محافظهکار است؟
چالش اصلی در استفاده از مدلهای زبانی (LLM) برای ترید، ذات محتاط آنهاست. این مدلها با میلیونها مقاله راجع به مشاوره مالی و متون مربوط به مدیریت ریسک آموزش دیدهاند. در نتیجه اگر آنها را به حال خود رها کنید، تمایل دارند امنترین سهام بازار را بخرند؛ یعنی همان رفتار منطقی و کندی که سودهای هیجانی و سریع در آن جایی ندارد.
برخی معاملهگران با دور زدن دستورالعملهای ایمنی و چارچوبهای سیستم، این رباتها را به معاملهگران جسور و ریسکپذیر تبدیل میکنند؛ اما این کار خطرات زیادی به همراه میآورد. شکستن سپرهای امنیتی، رفتار مدل را از حالت کنترلشده خارج میکند و نتیجه آن یک ربات خودمختار است که میتواند تصمیماتی مخرب برای دادهها و دسترسیهای کاربر بگیرد.
▪️ قانون نانوشته بازار: ماشین پولسازی، فروشی نیست!
اگرچه صرافیها و پلتفرمهای معاملاتی ابزارهایی را برای تسهیل معاملات خودکار (Bot Trading) ارائه میدهند، اما بازارهای مالی یک قانون نانوشته و قطعی دارند: معاملهگری «بازی جمع صفر» است؛ یعنی سود یک نفر معمولاً از جیب معاملهگر دیگر به دست میآید.
به همین دلیل اگر کسی واقعاً یک الگوریتم پولسازی بینقص خلق کرده باشد، هرگز آن را در قالب پکیج ارزانقیمت به شما نمیفروشد و در سکوت از آن برای ثروتمند شدن خودش استفاده میکند!
✍️ یونس مرادی
#ارزهای_دیجیتال
یه نگاهی بندازیم به زندگی مهدی اخوان بهابادی تا داستان تولد #اینترنت_طبقاتی بهتر برامون جا بیفته.
متولد ۵۷ در بهاباد یزد که از قرار معلوم همه جا نفر اول صف بود:
- رتبه اول کنکور سراسری (۷۵)
- رتبه اول کنکور کارشناسی ارشد(۷۸)
- رتبه اول المپیاد دانشجویی مهندسی برق (۷۹)
- دکترای برق مخابرات از دانشگاه تهران (۸۶)
از جزئیاتی مثل این که استاد راهنماش رضا فرجیدانا (وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دوره روحانی) بوده یا پدر همسرش حسن غفوریفرد (نماینده سابق مجلس و عضو پیشین شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی) بوده، میگذریم تا سریع برسیم به وقتی که وارد حاکمیت میشه.
اخوان در دوره احمدینژاد وارد لایههای بالای وزارت ارتباطات شد. آذر ۸۸ معاون آموزش، پژوهش و امور بینالملل وزارت ارتباطات شد، بعد هم به قائممقامی وزارت در فناوری و امور بینالملل رسید.
سال ۹۰ با حکم رهبر، در شورای عالی فضای مجازی منصوب شد، و در سال ۹۱ هم احمدینژاد، حکم دبیری شورای عالی فضای مجازی و ریاست مرکز ملی فضای مجازی رو براش صادر کرد.
اینجاست که حرفهای قدیمیش مهم میشه.
در تیر ۹۲ در مقام دبیر شورای عالی فضای مجازی، صحبت از طرحی کرد که توش #فیلترینگ برای گروههای مختلف مردم و بر اساس سن و شغل متفاوته.
گفت کاربر باید قبل از ورود به اینترنت احراز هویت بشه، تا امکان تفکیک اعمال فیلترینگ وجود داشته باشه.
به گوشتون آشنا نیست؟
مثالی که میزنه: "سطح دسترسی یک پژوهشگر یا بازرگان میتواند با نوجوان یا دانشآموز متفاوت باشد".
بعد از دوره احمدینژاد، اخوان ساختمون مرکز ملی فضای مجازی رو پس نمیداد (واقعاً دبه کرده بود). تا این که سال ۹۳ فرستادنش صداوسیما و با حکم محمد سرافراز شد "قائممقام رئیس سازمان در امور فناوری و رسانههای نوین".
انتصاب بعدیش اما عنوان شغلی کوتاهتری داشت: "عضو هیأتمدیره همراه اول".
تا سال ۹۸ به بالاترین پله شرکت رسید و مدیرعامل شد و از سال ۴۰۳ علاوه بر حفظ سمَت، عضو هیأتمدیره همراه اول هم هست.
حالا برسیم به امروز...
همون همراه اول شده فروشنده اینترنتی گرونتر و مبتنی بر احراز هویت، برای طبقات مختلف که اسمش رو گذاشته: اینترنت پرو.
آسیبپذیری «Copy Fail»؛ نقص خطرناکی که تمام توزیعهای لینوکس را تهدید میکند
سیستمعامل «لینوکس» که بهعنوان دژی مستحکم در دنیای فناوری شناخته میشود، اکنون با یک بحران امنیتی بیسابقه روبهروست که به تمام کاربران اجازه میدهد بدون بر جای گذاشتن کوچکترین ردپایی، سطح دسترسی خود را به بالاترین حد ممکن ارتقا دهد.
این حفره امنیتی که با نام «کپیفیل» (Copy Fail) و شناسه CVE-2026-31431 (با امتیاز خطر ۷.۸ از ۱۰) شناخته میشود، تقریباً تمام توزیعهای لینوکس منتشرشده از سال ۲۰۱۷ تاکنون را تحت تاثیر قرار داده؛ از جمله اوبونتو (Ubuntu)، سوزه (SUSE)، رِد هَت (Red Hat) و آمازون لینوکس (Amazon Linux).
خطر اصلی این باگ، نامرئی بودن آن است؛ بهگونهای که تمام ابزارهای مانیتورینگ را فریب میدهد و ترکیب ترسناکی از یک حمله دقیق با قابلیت پنهانکاری مطلق را رقم میزند.
▪️ حملهای ساده با یک اسکریپت کوچک
آنچه این آسیبپذیری را واقعاً خطرناک میکند، سهولت بهرهبرداری از آن است. آنطور که محققان شرکت امنیتی Theori میگویند، مهاجم تنها با اجرای یک اسکریپت ساده ۷۳۲ بایتی به زبان پایتون میتواند فایلهای باینری حساس (مانند /usr/bin/su) را دستکاری کند و دسترسی سطح مدیر بگیرد.
ویژگیهای این کد مخرب عبارتند از:
• عدم نیاز به کامپایل: کد بهصورت آنی اجرا میشود.
• بدون نیاز به بررسی نسخه: اسکریپت روی تمامی توزیعهای آسیبپذیر بهصورت یکسان عمل میکند.
• تطبیقپذیری بالا: روی همهی توزیعهای لینوکس بدون تغییر خاصی کار میکند و نیاز به تنظیمات جداگانه برای هر نسخه ندارد.
بهعبارت دیگر، مهاجم مبتدی میتواند با اجرای یک فایل پایتون، کنترل کامل هر سرور یا سیستم لینوکسی را در دست بگیرد.
▪️ پنهان ماندن از چشم ابزارهای دفاعی
مهمترین بخش فنی این آسیبپذیری، توانایی آن در دور زدن قویترین ابزارهای مانیتورینگ فایل است. سیستمهای نگهبان سرور مانند AIDE ،Tripwire و OSSEC در برابر این حمله کاملاً نابینا هستند.
دلیل این پنهانکاری، نحوه عملکرد ساختار کرنل در ثبت اطلاعات است. در حالت عادی اگر فایلی تغییر کند، سیستم آن را روی دیسک مینویسد و هش (Checksum) آن تغییر میکند. اما Copy Fail مستقیماً حافظه موقت را هدف قرار میدهد.
از آنجا که فایلهای اصلی روی هارد دیسک دستنخورده باقی میمانند، هیچکدام از ابزارهای مانیتورینگ و امنیتی متوجه وقوع حمله نمیشوند. بنابراین هکر میتواند بدون هیچ ردپایی، کنترل کامل سیستم را در دست بگیرد.
علاوه بر این چون حافظه کش بین فرایندهای مختلف سیستم مشترک است، این نقص حتی میتواند بین مخزنهای (کانتینرها) مختلف یک سیستم نیز تاثیر بگذارد.
▪️ شکار آسیبپذیری با کمک هوش مصنوعی
نکته جالب و البته تاملبرانگیز اینجاست که آسیبپذیری توسط ابزار مبتنی بر هوش مصنوعی Xint Code AI و در کمتر از یک ساعت کشف شده است. در واقع هوش مصنوعی توانست باگی را پیدا کند که خبرهترین مهندسان سالها از آن غافل بودند.
کشف این باگ پنهانکار توسط سرویسهای هوش مصنوعی زنگ خطری جدی است؛ چرا که اگر AI میتواند چنین حفرهی نامرئی و قدرتمندی را برای هک کردن کل سیستمها در کمتر از یک ساعت پیدا کند، هکرهای کلاهسیاه نیز بهزودی لشکری از بدافزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی خواهند ساخت.
▪️ در آخر: وصلههای امنیتی در راهاند
محققان امنیتی پیش از آنکه همه توزیعهای لینوکس بتوانند آپدیت امنیتی بسازند، جزئیات کد این اکسپلویت را در اینترنت منتشر کردهاند.
با وجود اینکه تیمهایی مثل آمازون لینوکس و «فدورا» (Fedora) بهسرعت پچ امنیتی دادهاند، هنوز هزاران سرور در جهان بیدفاع هستند. به همین دلیل کارشناسان امنیتی توصیه میکنند مدیران سیستم و کاربران لینوکس هرچه سریعتر آخرین بهروزرسانیهای امنیتی توزیع خود را نصب کنند.
آسیبپذیری «Copy Fail» به وضوح نشان داد که حتی پایدارترین سیستمعاملها نیز در برابر حملات پیشرفتهی دستکاری حافظهی پنهان بسیار شکننده هستند و ابزارهای دفاعی سنتی که فقط بر فعالیت هارد دیسک نظارت دارند، به پایان راه رسیدهاند. اکنون تنها راه نجات مدیران آیتی، بهروزرسانی فوری کرنل سرورها به آخرین نسخه و بازنگری کامل در معماری تشخیص نفوذ شبکههاست.
✍️ یونس مرادی
#خبر_و_تحلیل
ماجرای تماسهای تلفنی مشکوکی که بدون هیچ صحبتی قطع میشوند چیست؟
درست وقتی لیوان چای دست گرفتهاید تا خستگی یک روز پرمشغله را از تن به در کنید، تلفن همراهتان زنگ میخورد. شماره روی صفحه کاملاً ناشناس است. تلفن را برمیدارید و با لحنی پرسشگر میگویید: «بله، بفرمایید؟» اما در سمت دیگر خط، چیزی جز سکوت به گوش نمیرسد و بعد از چند ثانیه تماس قطع میشود.
احتمالاً در دلتان به مزاحمهای تلفنی بیکار بد و بیراه میگویید یا فکر میکنید مشکل از آنتندهی اپراتورهاست. غافل از اینکه در دام یک سیستمِ «دیدهبانی خودکار» افتادهاید که شما را برای قدمهای بعدی نشان میکند!
▪️ چرا وقتی تماس را جواب میدهیم، کسی صحبت نمیکند؟
این تماسهای صامت که «روبوکال» (Robocall) یا تماس رباتیک نام دارند، نوعی عملیاتِ شناساییِ در مقیاس بزرگ هستند. شبکههای کلاهبرداری پیش از آنکه وقت و انرژی نیروی انسانی را برای فریب دادن شما هدر دهند، باید مطمئن شوند که شمارهی هدف واقعاً روشن و فعال است.
آنها از نرمافزارهای «شمارهگیر خودکار» (Automated Dialer) استفاده میکنند که در هر ثانیه با هزاران شماره تماس میگیرند. بعد از هر تماس، سیستم منتظر میماند تا مطمئن شود صدایی که شنیده، صدای یک انسانِ زنده است، نه پیغامگیرِ تلفن. به محض اینکه شما میگویید «الو»، سیستم متوجه میشود که این شماره «فعال» است و یک «آدم واقعی» صاحب آن است. پس از آن شماره شما از لیست «شمارههای خاموش» به لیست «قربانیان بالقوه» منتقل میشود.
▪️ تایید شماره؛ اولین قدم برای کلاهبرداریهای بزرگتر
وقتی ثابت شد شماره فعال است و به تماسهای ناشناس جواب میدهد، نوبت به مرحلهی دوم میرسد. این اطلاعات میتواند با اطلاعات لو رفته در دیتابیسهای قبلی ترکیب شود که گاه و بیگاه از شرکتها و سازمانهای مختلف به سرقت میرود.
تماسهای بعدی دیگر صامت نخواهند بود. این بار انسانی تماس میگیرد که نامتان را بلد است، میداند در کدام بانک حساب دارید و با لحنی بسیار متقاعدکننده سعی میکند شما را برای یک سرمایهگذاری خیالی، دریافت جایزه یا رفع مسدودیِ حسابِ بانکی فریب دهد.
▪️معمای آن چند ثانیه تاخیر چیست؟
گاهی اوقات سناریو کمی متفاوت است. تلفن را برمیدارید، میگویید «الو»، یک مکث دو یا سه ثانیهای اتفاق میافتد و بعد ناگهان صدای خشدار یا پرانرژی یک نفر به گوش میرسد که میخواهد سیمکارتی خاص، دوره آموزشی کریپتو یا یک موقعیت سرمایهگذاری بینظیر را به شما قالب کند.
این مکث کوتاه هم نشاندهندهی زیرساختهای خودکارِ تماسگیرنده است. به محض اینکه سیستم صدای شما را تشخیص میدهد، تماس را به یک اپراتور انسانی (همان بازاریاب یا کلاهبردار) وصل میکند. این مدل به شبکههای مزاحم کمک میکند بدون اتلاف وقت برای بوق خوردنهای بیحاصل، بیشترین بازدهی را داشته باشند.
▪️ آیا قرار است با هوش مصنوعی صدای ما را بدزدند؟
با پیشرفت عجیب و غریب هوش مصنوعی در سالهای اخیر، یک ترس جدید هم به جان کاربران افتاده است: «نکند اگر با آنها حرف بزنم، صدایم را شبیهسازی کنند و از خانوادهام پول بخواهند؟».
شبیهسازی صدا یک تهدید واقعی است و روز به روز هم پیشرفتهتر میشود، اما نباید اجازه دهیم این نگرانی ما را به دنیای فیلمهای علمیتخیلی ببرد. برای اینکه نرمافزار یک کپی دقیق و باورپذیر از صدای شما بسازد، به یک نمونه صوتی واضح و نسبتاً طولانی نیاز دارد، نه فقط یک «الو، بفرمایید» ساده.
بنابراین یک مکالمهی کوتاه دو ثانیهای نمیتواند تمام مواد لازم برای ساخت یک کلون صوتی را به مهاجمان بدهد. خطر واقعی زمانی است که شما وارد مکالمه میشوید و اطلاعات شخصیتان را لو میدهید. وقتی کلاهبردار نام، نام خانوادگی یا اطلاعات بانکی شما را بداند، دیگر حتی نیازی به هوش مصنوعی هم ندارد تا شما یا اطرافیانتان را فریب دهد. به همین دلیل باید صحبت با شمارههای ناشناسِ و مشکوک را به حداقل برسانید.
▪️ راهکارهای مقابله؛ چطور از شر این مزاحمانِ دیجیتال خلاص شویم؟
حالا که از سازوکار این شبکههای پنهان آگاه شدیم، باید یاد بگیریم در مواجهه با این تماسها چه واکنشی نشان دهیم.
بدون معطلی قطع کنید
اگر به شمارهای ناشناس جواب دادید و بعد از دو یا سه ثانیه هیچ صدایی نشنیدید، بلافاصله تماس را قطع کنید. با اینکار فرصت تحلیل صدا از الگوریتم گرفته میشود.
پاسخ دهید اما سکوت کنید
اگر شماره برایتان مشکوک است اما مجبورید جواب دهید، تماس را وصل کنید ولی چیزی نگویید. وقتی ربات در سمت دیگر خط نتواند صدای انسانی را تشخیص دهد، پس از چند ثانیه تماس به طور خودکار قطع میشود. با این کار سیستم آنها شماره شما را به عنوان «خط غیرفعال یا ماشین» علامتگذاری کرده و از لیست تماسهای بعدی خط میخورید.
اپلیکیشنهای فیلتر تماس اسپم را به کار بگیرید
گوشیهای هوشمند امروزی چه آیفون و چه اندروید، قابلیتهای پیشفرض خوبی برای مسدود کردن شمارههای مزاحم دارند؛ اما میتوانید از اپلیکیشنهای فیلتر اسپم (Spam Blockers) هم استفاده کنید. البته در استفاده از اپلیکیشنهای شخص ثالث باید بسیار محتاط باشید.
این برنامهها برای اینکه بتوانند شمارههای مزاحم را شناسایی کنند، معمولاً به دفترچه تلفن شما دسترسی پیدا میکنند و این یعنی اطلاعات تماس شما و دوستانتان را در سرورهای خود ذخیره میکنند. پس بین کاهش مزاحمتهای تلفنی و حفظ حریم خصوصی یک توازن منطقی برقرار کنید و دسترسی اپلیکیشنهای ناشناخته را محدود نگه دارید.
▪️ در آخر
تماسهای بیصدا صرفاً یک مزاحمت ساده نیستند، بلکه اولین قدم مجرمان سایبری برای جمعآوری و اعتبارسنجی دادههای هویتی شما به شمار میروند. هرچند ابزارهای مسدودکننده میتوانند تا حد زیادی جلوی سیل این تماسها را بگیرند، اما هیچ چیز جای هوشیاری و سواد دیجیتال شما را نمیگیرد.
آیا شما هم تجربه این تماسهای مزاحم را داشتهاید؟ یا شاید تماسهای عجیب دیگری هم با شما گرفته باشند که در ذهنتان مانده باشد! برای ما بنویسید.
✍️ یونس مرادی
#انواع_کلاهبرداری