اغلب مردینههای اهل ادبیات کهن(چه تخصصی، چه تفننی) لابد به تأسی از شیخ اجل یا مولانای بلخی و الخ شکلی از رکاکت ادیبانه را به ویژه در گفتگو با همجنسانشان و به وضوح با احساس رندی به کار میبرند که کمینه نه بذلهگویی که فضلهگویی میناممش.
اینجا زیاد به چشمم میآد و خیلی رو مخمه!
البته چون نیک بنگری همالآن (به لهجهی مشدی) «به مدد» جنگ، گذشتهی جمهوری اسلامی از حافظهی برخی عیزان پاک شده پنداری؛ که چنین در حال دل و قلوه ستاندناند با جمهوری اسلامی.
خلاصه که دنیازجان آرزوهات را هم تدقیق کن و بی کرفول وات یو ویش فور!
صبح روز شنبه با خواندن شرحی مهیــب از آنچه بر عزیزانمان در ایرانِ این ایام سیاه گذشته و میگذرد آرزو کردم کاش جمهوری اسلامی دستکم از حافظهی همه پاک میشد و در ادامه فقط ببینیم چه خواهد شد...
شباهت جور و ستم جمهوری اسلامی به مردم ایران به ستم اسرائیل به فلسطینیان چنان است که حتی اگر اصول اخلاقیم منع کنند ذهنم را ازش، ذهنم توان انکارش را ندارد و چنین است که از صبح زیر لب زمزمه میکنم:
واخرجوا من ذكريات الذاكرة
أيها المارون بين الكلمات العابرة!
Emma Goldman — born #onthisday in 1869 — was a radical critic of capitalism, the state, patriarchy and colonialism during the fertile political years of the late 19th and early 20th century. More on her life and “anarchism without adjectives” here: https://t.co/tLbjNADb2V #otd
صبح روز شنبه با خواندن شرحی مهیــب از آنچه بر عزیزانمان در ایرانِ این ایام سیاه گذشته و میگذرد آرزو کردم کاش جمهوری اسلامی دستکم از حافظهی همه پاک میشد و در ادامه فقط ببینیم چه خواهد شد...
@miiimof@kaveilleaux در ارتباط با این ببینش «برخی اندوه را با اشاره به خورشید انکار میکنند او خورشید را با اشاره به اندوه» و دقیقاً درانکار آن اشتراکِ خورشید و شناخت و ادراک همگانیش و متعاقباً حظ.
شدنش که میشه و لی نُمُخوام!
(البته اون مثل را هم کافکا از راشیلده نقل میکنه مشغول الذمبهشون نشم!)
@miiimof@kaveilleaux کافکا در روزنگاریهاش مینویسه: مَثل اینایی که از تابش خورشید خیلی مشعوف میشن و توقع دارند باقی آدما هم در شور و شعف تابستونی اونا شریک شن مَثل مستی است که بطری به دست از عروسی میآد بیرون و به هر کی در خیابون میرسه اصرار میکنه به سلامتی عروسی که اصلاً نمیشناسن بنوشه :))
@kaveilleaux حالا البته اگر غرضورزی را کنار بگذارم لابد این که متن از سهروردی و شرح گنجانده از آن قطب است و مرحوم ضیائی کار تصحیح و تحقیق را برعهده داشتهاند و ممکن بود بر خواننده آشکار نباشد کدام یک از این بزرگان کار را به همسر مهربانش تقدیم کرده، توجیه مناسبی است ولی خب قاطر ذهن من هم😲