اگر ۹۰ میلیون ایرانی، ماله وردارن و شروع کنند ماله کشیدن برای اسراییل و امریکا و سفیدشویی حمله به کشورم، من جز انها نخواهم بود. یک چیز غلط همواره غلط است. چه اعراب حمله کنند چه صدام چه اسراییل
@Kayvan_Hosseini برای دفاع از حق بدیهی دسترسی آزاد به اینترنت نیاز نیست حتما پرت و پلا تحویل بدین. بند چهارم انپیتی حق «ابطال ناپذیر» اعضا برای تحقیق، تولید و استفاده از انرژی رو برای همه کشورهای عضو (تا زمانی که شروط بند ۱ و ۲ در مورد عدم تولید سلاح رعایت شده باشن) به رسمیت میشناسه.
گفتی مادران میناب ترجیح می دن فرزندانشون با بمب کشته بشن چون حداقل کسی ازشون پول نمی گیره.
ما این جمله رو فراموش نمی کنیم. ما تلاشت، در به در تو هر پارلمانی رفتن و التماس برای بمباران ایران رو فراموش نمی کنیم و تلاش می کنیم به زودی به محاکمه بکشونیمتون.
این دفعه فرق داره.
از شکافی که بین رفاقتها افتاده بود میگفت: «نه دیگه نمیشه با کسی رفیق موند که میگه شهر، کشور و زیرساخت همه رو بزنن. رفاقت که به مشروب خوردن و دورهمی نیست که رفاقت یعنی درد مشترک.»
SHAME on every single traitor who handed legitimacy to warmongering colonialism; empowering it to proudly gloat over its killing, its blockades, and its savage destruction.
History will remember your faces…
سوال بسیار درستیه
اولین راهحل مدنیمون باید کنسل کالچر، شرمسارسازی و رسواسازی شما انگلهایی باشه که از روی مزدوری یا بلاهت و اختگی، از ۱۴۰۱، اپوزیسیون رو تبدیل کردید به بوق پروپاگاندای جنگطلبی اسرائیل؛ از سطلیها بگیر تا اتنیکبازها و مدعیان فیک جمهوری
تا وقتی شما همچنان با وجود این فلاکتی که برای مردم به بار اوردید، زبانتان دراز باشه، امکان هیچ حرکت و جنبش داخلی وجود نداره
از یاد نخواهیم برد که جنگ را روتوش کردید و گفتید کمک به ملت ایران است. خون ایرانی را ارزان کردید و گفتید مداخلهٔ بشردوستانه است. ویرانی ایران را دیدید و هلهله سر دادید. شما را از یاد نخواهیم برد. شما بیمایهها، شما پستفطرتها، شما خائنها، شما وطنفروشها را به خاطر میسپاریم.
ما جمعی از ایراندوستان مخالف ج.ا، ضمن محکومیت هرگونه حمله به زیرساختها، با عادیسازی سناریوهای ویرانگر مخالفیم.
اولویت ما حفظ کیان وطن، جان شهروندان، تمدن ایران و سرمایههای ملی برای نسلهای آینده است، نه قربانی کردنشان در تنشهای ایدئولوژیک.
#NoToWarOnIran#نه_به_جنگ
ما امدادگران و داوطلبان جمعیت هلال احمر #تا_پای_جان در کنار هموطنانمان هستیم
#برای_ایران
We, the aid workers and volunteers of the Iranian Red Crescent Society, stand by our compatriots #until_our_last_breath.
#For_Iran
تا حالا میگفتیم عاملیت نداشتید ولی مشروعیت دادین، الان که ترامپتون برای زدن زیرساختها و ادامه جنگ به حرف شما استناد میکنه یعنی عاملیت هم دارید. لجناید و دستتون رو آغشته کردید به ویرانی ایران.
وطن معتبرترین خط قرمز است. خط افتراق، شاقول تعیین دوست و دشمن.
هر آنکس که به وطن وفادار باشد دوست ماست حتی اگر در هیچ موضوع دیگری با هم اشتراک نظر نداشته باشیم.
و هرآنکس که پشت دشمن متجاوز بایستد دشمن ماست حتی اگر هزاران اشتراک نظر داشته باشیم.
نامهای به حامد اساعیلیون
«میکائیل چه فرقی با ریرا دارد؟»
بعد از ریرا که پا به خیابان گذاشتی، کمیار و خلوت، با بلندگویی در دست، نوشتم صلیب رنجت را چه مهجور و غریبانه بهدوش میکشی. پس از زن زندگی آزادی، بین آن خیل شکوهمند که به انبوه معترضان نگاه کردی و گریستی، با تو گریه کردم. گفتم رنجت از تو رزمآورِ آزادی ساخت. رفتهرفته خبر ملاقاتهایت را با کسانی در عرصهی سیاست غرب میخواندم که جنگطلبی و نگرش «راست افراطی» بخش پررنگی از هویتشان بود. گفتم این خشم، کاش راه مهلکی را در تو طی نکند. سپس آن نشست «جورجتاون!» مأیوس شدم. کنار زنی نشستی که سالها بر هر درگاهی، استدعای جنگ به سرزمینمان را میکرد. و ناگوارتر! کنار پسر شاهِ از مملکتگریختهای که چهل سال به حاشیه راندهشده و در حالِ خود غرق بود. حالا برای نخستینبار ویژهتر دیدهمیشد و در فضای سیاسی ایران بر سر زبانها میافتاد. در آن نشست چشمانش برق میزد و مسرور بود. سپس لقمهی چربتر موساد را پیدا کرد و لشگر اوباشش از خجالت اعضای آن نشست برآمدند. آن نشست، یک خطای فاحش بود. نه یک اتحاد بلکه یک حرکت مخدوشکنندهی مفهوم اتحاد! همین نقطه، موقعیت پر و بال گرفتن شاهزادهی بازنده و تفرقه و تشتت و درگیریهای پیشرو میان مخالفان حکومت شد. حالا امروز به بزنگاه جنگ رسیدیم. خانهها، محل کسب مردم، بناهای تاریخی یکییکی فرومیریزند. مدرسهای در میناب منهدم شد و کودکانی تکهتکه شدند که همسن «ریرا»ی تو بودند. احتمالا کولهپشتیهای رنگیشان فرقی با کیف ریرا نداشت. دریغ از یک خط که برایشان بنویسی! «میکائیل» پرپرِ جنگ شد و از مدرسه به خانه برنگشت و تا اینجا ۲۳۶ کودک دیگر جان باختند. افسوس که تو نشستی و نگاه کردی و در سکوت خزیدی! براستی «میکائیل» چه فرقی با «ریرا» دارد؟ این حس انتقام، هیولایی شد که جان بیگناهان دیگر را ندید. حالا پذیرفتهام آن اعتراضهایت، نه برای ایران و رهاییاش، نه برای آزادی و کرامت مردمش، بلکه برای یک تلافی شخصی بود. نفرتی انفرادی که از دلبستگی به سرنوشت مردم، سرزمین و کودکانِ امروز و آینده بسیار بزرگتر بود.