@iran_policy@BorisJohnson We would like to express our sincere gratitude for your valuable support and your courageous remarks in support of freedom and democracy. Your clear and encouraging stance has been a source of inspiration and hope for many Iranians.
@alefmehr1@rzmhd5 درود بر شما . من بیشتر از سی سال است که از نزدیک مجاهدین را میشناسم . اسلامشان زیبا ، ایمانشان قوی ، انسانیتشان بی نظیر ، و قوانین دموکراتیکی که در این جنبش باشکوه حکمفرماست از آنان است . رهبرانشان نظیر ندارند . عشق به مردم در آنها موج میزند و در راه مبارزه خستگی ناپذیرند .
1/5 Kriminelle Aktion des Schah-Sohns. NWRI verurteilt Verherrlichung von Folter und Repression.
Auf Aufruf von Reza Pahlavi traten heute seine Anhänger in Regensburg mit SAVAK-Symbolen auf – dem Zeichen des berüchtigten Geheimdienstes der Schah-Diktatur. Demo-Teilnehmer forderten in Parolen den Tod von oppositionellen Linken und Volksmojahedin PMOI/MEK. Das ist keine Nostalgie, sondern Verherrlichung von Folter und Repression. @PolizeiBayern@Markus_Soeder@BMI_Bund@dpa@welt@tzmuenchen@ippenmedia@tazgezwitscher@SZ_Muenchen@SZ_Politik@AFPde@reuters_de
Europe should not promote a preferred leader for Iran’s Future https://t.co/X5wBxUhwXV Opinion by Alejo Vidal Quadras, Struan Stevenson and Paulo Casaca
Recent developments have demonstrated that the Iranian people are not seeking a return to past forms of governance, nor are they looking for externally anointed leaders. #No2ShahNo2Mullahs They are demanding a future shaped by their own will—one that breaks decisively with all forms of authoritarianism, whether rooted in religion or monarchy. @davidmcallister@RobertaMetsola@HNeumannMEP
تجلیل باشکوه در #بوندستاگ؛ وداع #آلمان با«#ریتا_زوسموت» سیاستمدار الهامبخش
#برلین میزبان مراسم دولتی برای بزرگداشت سومین زن تاثیرگذار تاریخ جمهوری فدرال آلمان بود.
با حضور اشتاینمایر (رئیسجمهور)، اولاف شولتز (صدراعظم)، فریدریش مرتس و آنگلا مرکل، از دههها تلاش ریتا زوسموت برای #دموکراسی تجلیل شد. جولیا کلکنر، رئیس بوندستاگ، او را زنی توصیف کرد که در دنیای مردسالار سیاست، بدون ترس از مخالفتها، راه را برای برابری #زنان هموار کرد. فریدریش مرتس او را «انساندوست آرمانگرا» خواند که همیشه جلوتر از زمان خود بود و برای عدالت و رفتار انسانی مبارزه کرد.
ریتا زوسموت، دوستی وفادار برای مقاومت و مردم ایران، با میراثی از شجاعت و دفاع از حقوق اقلیتها جاودانه شد.
#قیام_تا_سرنگونی
#زن_مقاومت_آزادی
#کانونهای_شورشی
@simayazaditv ریتا زوسموت یک زن پیشتاز در زمان خود بود که برای برابری حقوق زن و مرد و کرامت انسانی …بسیار تلاش کرد و وزنه ای در تاریخ سیاست آلمان شد. او الگویی شد برای زنان جوان تا بدانند که خواست قوی و تلاش و پشتکار معجزه میسازد . ما هیچگاه حمایت او را از مقاومت ایران فراموش نخواهیم کرد .
انقلاب انسان را زیبا می کند
این دادستان را تا آخر بخوانید. تا بدانید چرا مجاهدین از آغاز در کنار نام خدا، نام خلق قهرمان را هم می آوردند. راستی که انقلاب انسان را زیبا می کند.
روایتی از روزهای قیام
من موادفروشم ،وطن فروش نیستم.
مطلب «من موادفروشم، وطن فروش نیستم» نوشته منوچهر بهمنی، روایتی ادبی بر پایه شهادتی از دل روزهای سرکوب خونین اعتراضات است؛ داستان پزشکی که برای نجات یک دختر زخمی، ناچار به عبور از خطوط قرمز می شود و در این مسیر، با انتخابی غیرمنتظره در خیابان ناصرخسرو روبه رو می شود.
دکتر جیم گفت:
شب دوم کشتار بود که دختری، هفده ـ هجده ساله، خونین و نیمه بیهوش
به اورژانس رسید.
ساچمه ها به پشتش نشسته بودند.
چند پاسدار در اورژانس ایستاده بودند؛
آماده برای چنین صحنه هایی.
گویی از پیش می دانستند که زخمی ها به کجا خواهند آمد.
فرصتی یافتم،
به دوستی زنگ زدم که:
«با ماشین بیا، پشت بیمارستان. باید جان یک زخمی را نجات دهیم.»
خم شدم و زخم پشت دختر را پانسمان کردم.
برای آن که رمقی بگیرد، آمپولی تزریق کردم.
رو به یکی از پاسدارها ـ که به نظر رئیس می آمد ـ گفتم:
«برادر، اجازه بدهید از کمر این اغتشاشگر عکس بگیریم.»
پرستاری که سال هاست همکار من است،
دست دختر را گرفت و به سوی اتاق رادیولوژی برد.
پاسدار گفت:
«عکس برای چه؟ می بریم، خلاصش می کنیم، می اندازیمش توی گودال.»
من سرگرم بحث با او بودم که پنج دقیقه بعد، پرستار صحنه ای ساخت که اگر کسی نداند، گمان می کند تئاتر است.
پرستار بر سر زنان با فریاد و گریه بازگشت:
«فرار کرد! فرار کرد!»
ای دستم بشکند که مجبور شدم سیلی محکمی بر صورت نازنین و از برگ گل نازک ترش بنشانم « آی عشق آی عشق چهره آبی ات پیدا نیست » گفتم:
« ای خاک بر سرت! یک دختر نیمه جان از دستت فرار کرد؟»
و او چنان اشک می ریخت که انگار سال ها برای همین نقش تمرین کرده بود و حالا هر دانه اشکش ساچمه ای بود که پنداری بر قلب من فرو نشانده می شد
بسیجی ها در خیابان ها پراکنده شدند تا دختر را بیابند.
اما او،
دیگر آن جا نبود.
غروب، مستقیم به خانه دوستم رفتم.
دختر بر تخت افتاده بود و ناله می کرد،
رنگش به سیاهی می زد.
ما پزشکان می دانیم وقتی نخاع زخم شود،
درد چگونه به جان آدم می پیچد.
می دانستم که با مسکن های معمولی، درد تخفیف پیدا نمی کند!
ماشین را برداشتم و مستقئم راهی ناصرخسرو شدم؛
خیابانی که هرچه بخواهی،
اگر پول داشته باشی،
پیدا می شود.
جوانی را دیدم تکیه بر درختی.
سلام کردم.
جواب داد.
گفتم: «دنبال دارو می گردم.»
خندید و گفت:
«دکتر جان، منظورت دواست؟ تو هم افتادی توش؟»
گفتم: «از کجا فهمیدی من دکترم؟»
گفت:
«ماه پیش مادرم را آورده بودم اورژانس. دل درد داشت.
راستی چرا از داروخانه بیمارستان نمی گیری؟
نکند یک زخمی در خانه داری؟
امشب خیابان پر از جسد بود...»
سکوت کردم.
گفت: «چه می خواهی؟»
گفتم: «آمپول مورفین.»
نگاهی کرد و گفت:
«گرونه دکتر جان. هر آمپول پنج میلیون.»
در ذهنم حساب کردم؛
جیب و بانک و باقی زندگی.
گفتم: «یک آمپول.»
گفت: «همین جا بمان.»
بیست دقیقه بعد بازگشت.
پاکتی خاکستری در دست داشت ، آن را به دستم داد و گفت:
«ده تاست.»
گفتم: «من پول ده تا ندارم.»
نگاهم کرد؛
نگاهی که نه تندی داشت نه ترحم،
فقط اندوهی عمیق در آن نگاه خانه کرده بود!
گفت:
«من مردم رو نعشه می کنم که یادشون بره چه بلایی سرشون اومده.
قدم دیگه ای برای این مردم برنداشتم.
بذار فکر کنم من هم امشب برای خودم و برای این مردم کاری کرده ام.
پولت رو نمی خوام.»
مکثی کرد و ادامه داد:
«اون ها به خاطر من کشته می شن،
اما شاید به سعی شماها زنده بمونن.
می گی نه؟
هنوز به من شک داری؟»
بعد آرام گفت:
«برو دکتر... برو به مریضت برس.
من موادفروشم، وطن فروش که نیستم.»
دکتر جیم این را گفت و سکوت کرد.
آن سوی خط، نفس هایش سنگین بود.
در تاریخ این سرزمین،
نام بسیاری از شاهان و سرداران به جا مانده است،
اما شاید روزی
تاریخ،
نام آن جوان بی نام ناصرخسرو را هم
در حاشیه ای روشن بنویسد.
چرا که گاه،
میان هیاهوی گلوله و خون، شرافت می تواند در جیب های خاکستری یک موادفروش هم پنهان شده باشد.
@MasumehBolurchi Wir werden Frau Süssmuth niemals vergessen. Sie war eine große Persönlichkeit, die für immer in unseren Herzen weiterleben wird .Sie hat einen festen Platz in der Geschichte unseres geliebten Landes und unsere Kämpfe für die Freiheit Möge ihre Seele in Frieden ruhen.“
Rita Süssmuth war eine Freundin, eine Schwester und eine große Kämpferin für Freiheit und Demokratie. Ihr Verlust ist äußerst schmerzhaft.
Ihr Mut und ihre Standhaftigkeit im Einsatz für die Freiheit des iranischen Volkes sowie ihre Unterstützung des organisierten Widerstands sind ein historisches Vorbild.
Die schönen Erinnerungen, die wir mit ihr teilen durften, werden uns am Tag der Freiheit des iranischen Volkes begleiten – eines Irans ohne Schah und ohne Mullahs, mit Demokratie und Gleichberechtigung.
Meinen tief empfundenen Beileid spreche ich ihrer lieben Familie, allen Freundinnen und Freunden sowie allen Mitstreiterinnen und Mitstreitern im DSFI aus. #Iran #Deutschland
Remembering the Martyrs of the January 2026 Uprising
The martyrs of this month live on; they are the most alive among us.
#IranProtests
https://t.co/dQA4a35RHj
کار این #رژیم جانیان از روز اول #جنایت و #کشتار و #قتل بوده . امروز هم دارد #جنایت_علیه_بشریت انجام میدهد و فرزندان #دلیر و پاک #وطن را به قتل میرساند . ولی بزودی سرنگونند . زنده باد #جوانان دلیر وطنمان که با قدرت علیه رژیم برای آزادی مبارزه میکنند .