درباره استفاده از هوش مصنوعی در جنگ: «تو فقط یکبار نگاه میکنی»
سال ۲۰۱۴ وقتی جوزف ردمون الگوریتم YOLO را معرفی کرد، مدتی بعد توجه ارتش آمریکا به کارهای او جلب شد. اما او که دیدگاههای ضد جنگ داشت، در نهایت کار روی الگوریتم انقلابی خود را رها کرد. با این حال، ایدهای که معرفی کرد و رایگان در اختیار جهان گذاشت، زندگی خود را ادامه داد؛ و اگر بگوییم صحنه جنگ را متحول کرده، اغراق نکردهایم.
الگوریتم YOLO که مخفف You Only Look Once یا «تو فقط یکبار نگاه میکنی» است، انقلابی بزرگ در حوزه بینایی ماشین (Computer Vision) ایجاد کرد. مسئله اصلی این حوزه این است که چگونه تصویر را برای کامپیوتر قابل فهم کنیم و سپس درون تصویر، با کمک کامپیوتر، اشیا یا هر نوع هدفی را با دقت بالا و بهصورت خودکار شناسایی کنیم.
البته روشهای مختلفی برای حل این مسئله وجود داشت، اما YOLO یک انقلاب بود؛ زیرا با سرعت و دقتی حیرتانگیز این کار را انجام میداد و در عین حال به محاسبات بسیار کمتری نیاز داشت. ترکیبی از ریاضیات پیشرفته و یک ایده درخشان.
امروز البته این الگوریتم کاربردهای گستردهای دارد. مثلاً در خودروهای تسلا برای تشخیص خودروها، عابران و علائم راهنمایی. اما در میدان جنگ، همین الگوریتم میتواند اهداف نظامی را در تصویر پیدا کند.
برای مثال، یک الگوریتم مانند YOLO میتواند با سرعتی بسیار بالا، اهداف را در تصویر ارسالی از یک پهپاد شناسایی کند؛ مثلاً چیزی شبیه یک لانچر موشک یا یک خودرو نظامی. سپس این اطلاعات میتواند به یک سیستم تسلیحاتی منتقل شود. در چنین حالتی، نقش انسان در تصمیمگیری بسیار کمتر میشود.
البته هیچ ارتشی در جهان و هیچ کارشناس نظامیای جزئیات این سیستمها را به شما نمیگوید (یا نمیداند که بگوید). اما با دانستن همین ایدهها میتوان حدس زد که هوش مصنوعی و یادگیری ماشین چگونه میتوانند جنگ را فراتر از توان دید، تصمیمگیری و واکنش انسانی ببرند.
جایی که دیگر کامپیوترها هستند که میجنگند، و انسان همانطور که در مسابقه ضرب و تقسیم به ماشینحساب میبازد، در میدان جنگ هم حرف زیادی برای گفتن نخواهد داشت.
این خبرهای بیکار شدن مردم خیلی دردناکه. نمیدونم چطور بعضیها شوخی میکنند با این موضوع. یکی نوشته بود همکارش با خودش ظرف غذا آورده بود و به ناهار نکشیده تعدیلش کردن، کلی اون زیر مسخره بازی درآورده بودند. حتی تصور حال آدمهایی که منبع درآمدشون رو از دست میدن سخته.
اموال ما را هشت سال پیش مصادره کردند. بعضی از همکارانم شرمنده خانوادههایشان بودند که در مسائل وراثت به ناحق برایشان دردسر درست شد. ما اولین گروه نبودیم.
دهه شصت اموال بسیاری را به سلیقه خودشان تصرف کردند؛ مثلا خانه همین آقای شماعیزاده. پنج دهه دستشان بر دسترنج بهاییان دراز بود؛ آدمهایی که بدون رانت، با مشقت زیاد زندگیشان را ساخته بودند.
جیبهای عمیقشان* پر نشد. حالا افتادهاند به جان یک عده دیگر.
عرضه ندارند از آسمان و مردم کشورشان، حتی خودشان محافظت کنند، حرصشان را جای دیگر خالی میکنند. میلیاردها دلار خرج دک و پوز موشکی و هستهای کردند و از گلوی بچههای سیستان بلوچستان زدند تا از مردم در برابر اسرائیل دفاع کنند.
یعنی به هر طلایی دست زدند، خاکستر شد و بر صورت مردم نشست.
اموال ما که هیچ، شما هستی و عمرمان را مصادره کردی. حق یک زندگی نرمال را از ما گرفتی. خانوادهها ویران کردی. شما چند هفته پیش دهها هزار نفر از بهترین جوانانمان را قتل عام کردی.
امید را کُشتی و هی کُشتی و هی نسل دیگری آمد امیدوارتر از قبلی. حتی در کشتن امید هم که تخصصت بود، شکست خوردی.
—————————————————-
*گلوهای گشاد و جیبهای عمیق، نام یکی از مقالههای محمد قائد درباره مصادرهها است:
https://t.co/bjo1IXff7P
یادآوری توصیه ۵ شهریور ۱۴۰۱ اسپوتنیک فارسی -وابسته به دولت روسیه- به اعضای خبرگان: «اگر زمانی برسد که رهبری دار فانی را وداع بگویند... اگر احیانا در آن زمان آیت الله #مجتبی_خامنهای اصلح باشد آن وقت هیچ منطقی وجود ندارد که خبرگان به دلیل هیاهوی رسانه ای ایشان را انتخاب نکنند.»
❌ نیروی هوایی اسرائیل با هدایت دقیق رکن اطلاعات نظامی دیروز شنبه در تهران ابوالقاسم بابائیان را هدف قرار داد و از میان برد. او رئیس دفتر نظامی رهبر رژیم تروریستی ایران و رئیس ستاد فرماندهی «خاتم الانبیا» بود.
⭕️ بابائیان مسئول هماهنگی میان نهادهای رژیم برای پیشبرد اقدامات علیه کشور اسرائیل و فعال سازی سازوکارهای اضطراری رژیم بود.
⭕️ او به عنوان رئیس دفتر منصوب رهبر جدید که هنوز انتخاب نشده است تعیین شده بود. این انتصاب پس از آن انجام شد که در ضربه آغازین عملیات «غرش شیران»، محمد شیرازی رئیس دفتر نظامی رهبر پیشین خامنهای حذف گردید.
⭕️ همچنین بابائیان پس از آنکه علی شادمانی که پیش از او این سمت را داشت در جریان عملیات «طلوع شیران» از میان برده شد، به سمت رئیس ستاد فرماندهی اضطراری منصوب شده بود. در چارچوب مسئولیتهایش، بابائیان در جریان عملیات «غرش شیران» به سطوح عالی نظامی و سیاسی نزدیک بود.
زیرساختهای اصلی و واقعی ایران نه بتن و فولاد، بلکه انسانها هستند: همان هزاران نفری که دو ماه پیش به خاک افتادند. زیرساخت واقعی کشور، نسلهایی از جوانان ایرانی است که در ۴۷ سال گذشته قربانی سرکوب و کشتار حکومتی شدند؛ و تداوم جمهوری اسلامی یعنی تداوم همان چرخه تباهی و نابودی.
🚨 ایران که بهشدت در حال شکست خوردن است، از همسایگان خود در خاورمیانه عذرخواهی کرده و تسلیم شده و وعده داده است که دیگر به سوی آنها شلیک نکند. این وعده تنها بهدلیل حملات بیوقفه آمریکا و اسرائیل داده شده است.
آنها قصد داشتند کنترل و حاکمیت خاورمیانه را به دست بگیرند. این نخستین بار در هزاران سال تاریخ است که ایران از کشورهای اطراف خود در خاورمیانه شکست خورده است.
آنها گفتهاند:
«متشکریم رئیسجمهور ترامپ.»
و من پاسخ دادهام:
«خواهش میکنم!»
ایران دیگر «قلدر خاورمیانه» نیست؛ بلکه اکنون «بازنده خاورمیانه» است و برای دهههای طولانی چنین خواهد بود، مگر اینکه تسلیم شود یا، که احتمال بیشتری دارد، بهطور کامل فروبپاشد.
امروز ایران بهشدت هدف حمله قرار خواهد گرفت.
بهدلیل رفتار بد ایران، اکنون مناطقی و گروههایی از افراد که تا این لحظه در فهرست اهداف قرار نداشتند، بهطور جدی برای هدف قرار گرفتن — حتی با احتمال نابودی کامل و مرگ قطعی — در حال بررسی هستند.
از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.
رئیسجمهور
دونالد جی. ترامپ
Iran, which is being beat to HELL, has apologized and surrendered to its Middle East neighbors, and promised that it will not shoot at them anymore. This promise was only made because of the relentless U.S. and Israeli attack. They were looking to take over and rule the Middle East. It is the first time that Iran has ever lost, in thousands of years, to surrounding Middle Eastern Countries. They have said, “Thank you President Trump.” I have said, “You’re welcome!” Iran is no longer the “Bully of the Middle East,” they are, instead, “THE LOSER OF THE MIDDLE EAST,” and will be for many decades until they surrender or, more likely, completely collapse! Today Iran will be hit very hard! Under serious consideration for complete destruction and certain death, because of Iran’s bad behavior, are areas and groups of people that were not considered for targeting up until this moment in time. Thank you for your attention to this matter! President DONALD J. TRUMP https://t.co/AiHruVVB0c
مرور دیدگاههای حسن روحانی، کسی که این روزها از سوی بعضی جریانها به عنوان چهره میانهرو برای آینده ایران شناخته میشود.
«از بچگی شنیده بودم که پدرم میگفت مردم ما حافظه تاریخی ندارند برای همین یکی از طرفداران کانال حافظه تاریخی هستم.»
حسن روحانی، نامزد مقام رهبری جمهوری اسلامی بعد از علی خامنهای، تیر ۱۳۹۷:
افتخار میکنیم به کارمان در عراق، افتخار میکنیم به کارمان در سوریه و لبنان. تا آخر هم افتخار میکنیم
عمق راهبردی ما تا مدیترانه است
شما آمریکاییها کی هستید که ازتان بترسیم؟ پایگاههایتان هم جای دوری نیست
هوش مصنوعی در جنگ (قسمت سوم): «کار یک ماهه در چند ثانیه»
اگر خبرهای هوش مصنوعی را در هفتههای اخیر دنبال کرده باشید، احتمالاً ماجرای درگیری پنتاگون با Anthropic PBC، شرکت پشت مدل زبانی Claude را دیدهاید.
شاید برایتان سؤال باشد که یک مدل زبانی که به سؤالهای شما جواب میدهد چه ربطی به میدان جنگ دارد؟ آیا قرار است به سؤالهای خلبان یا فرمانده پاسخ دهد؟ یا ماجرا بزرگتر از این است؟
یک قدم به عقب برداریم. اصلاً چرا به هوش مصنوعی نیاز پیدا کردیم؟ جواب ساده است: وقتی آنقدر داده جمع کردیم که تحلیل آن از توان انسان فراتر رفت. و دقیقاً همین اتفاق در میدان جنگ مدرن رخ میدهد.
اگر یک ارتش ساده با سلاحهای ساده داشته باشید، حسابوکتاب جنگ هم شاید در یک دفترچه یادداشت و با چند ضرب و تقسیم انجام شود. اما ارتش آمریکا ساده به جنگ نمیرود.
چند مثال از میدان نبرد مدرن امروز (مثلاً در یک جنگ فرضی با ایران): ماهوارهها و هواپیماهای شناسایی تصویر زنده از میدان نبرد میفرستند، هواپیماهای اطلاعاتی هزاران سنسور را فعال میکنند، برنامهریزان جنگ هزاران متغیر دیگر را وارد محاسبات میکنند، شنود مکالمات به زبانهای فارسی و عربی انجام میشود، جنگندهها تحرکات زمینی را ثبت میکنند، حالا همه این اطلاعات را کنار هم بگذارید.
میخواهید با این حجم داده تصمیم بگیرید؟ آن هم تصمیمی لحظهای؟ حتی نگاه سرسری به دادههایی که در یک ساعت جمع میشود، شاید یک تیم تحلیلی را یک هفته درگیر کند.
چاره چیست؟ هوش مصنوعی.
ما دقیق نمیدانیم ارتش آمریکا پشت پرده از چه سیستمهایی استفاده میکند. اگر کسی هم بداند و اینجا بنویسد، احتمالاً باید بقیه عمرش را در زندان بگذراند. اما میتوان حدسهایی زد.
مدلهای زبانی میتوانند بخشی از یک سیستم عظیم باشند که مانند یک موتور چندلایه با هم کار میکند:
- شنود مکالمات ترجمه و خلاصه میشود
- تصاویر ماهوارهای تحلیل میشوند
- دادههای آبوهوا، دما و رطوبت زمین بررسی میشوند
- گزارشهای میدانی با دادههای دیگر ترکیب میشوند
در نهایت همه این اطلاعات با کمک مدلهای زبانی تبدیل میشوند به یک گزارش جامع از وضعیت میدان جنگ.
سیستم حتی میتواند چند گزینه عملیاتی به فرمانده پیشنهاد دهد.
و در نهایت انسان تصمیم میگیرد؛ بر اساس اطلاعات کامل و تجربه خود.
قدرت مدلهای زبانی دقیقاً در همینجاست: تبدیل حجم عظیمی از اطلاعات پراکنده و پیچیده به دانشی منظم و قابل استفاده، در چند ثانیه.
دیگر لازم نیست:
شنود انجام شود - مترجم استخدام شود - گزارش نوشته شود - با دادههای میدانی ترکیب شود - دوباره گزارش نوشته شود - با تصاویر ماهوارهای تطبیق داده شود - و در نهایت به فرمانده برسد.
فرمانده میتواند در هر لحظه تصویری جامع از میدان نبرد داشته باشد. ترسناک است، نه؟
شرکت Anthropic نمیخواست پنتاگون از محصولاتش مثل Claude در چرخه یافتن هدف یا تحلیل شنود استفاده کند. نه اینکه همه کارها را یک مدل انجام دهد، بلکه در همین زنجیره تحلیل داده.
پنتاگون هم در مقابل با OpenAI قرارداد بست و شرکت سازنده ChatGPT وارد همکاری با ارتش آمریکا شد.
و باز به همان تصویر میرسیم: جنگی که سرعتش از توان تحلیل انسان فراتر میرود. البته خطا هم وجود دارد. سیستمهای هوش مصنوعی بر اساس احتمال کار میکنند، نه قطعیت.
یک مترسک ممکن است انسان تشخیص داده شود. یک وانت حمل هندوانه ممکن است لانچر موشک تصور شود. همین احتمال خطا باعث شده بسیاری از دانشمندان، مهندسان و ریاضیدانان نسبت به استفاده نظامی از هوش مصنوعی نگران باشند.
درباره استفاده از هوش مصنوعی در جنگ: «تو فقط یکبار نگاه میکنی»
سال ۲۰۱۴ وقتی جوزف ردمون الگوریتم YOLO را معرفی کرد، مدتی بعد توجه ارتش آمریکا به کارهای او جلب شد. اما او که دیدگاههای ضد جنگ داشت، در نهایت کار روی الگوریتم انقلابی خود را رها کرد. با این حال، ایدهای که معرفی کرد و رایگان در اختیار جهان گذاشت، زندگی خود را ادامه داد؛ و اگر بگوییم صحنه جنگ را متحول کرده، اغراق نکردهایم.
الگوریتم YOLO که مخفف You Only Look Once یا «تو فقط یکبار نگاه میکنی» است، انقلابی بزرگ در حوزه بینایی ماشین (Computer Vision) ایجاد کرد. مسئله اصلی این حوزه این است که چگونه تصویر را برای کامپیوتر قابل فهم کنیم و سپس درون تصویر، با کمک کامپیوتر، اشیا یا هر نوع هدفی را با دقت بالا و بهصورت خودکار شناسایی کنیم.
البته روشهای مختلفی برای حل این مسئله وجود داشت، اما YOLO یک انقلاب بود؛ زیرا با سرعت و دقتی حیرتانگیز این کار را انجام میداد و در عین حال به محاسبات بسیار کمتری نیاز داشت. ترکیبی از ریاضیات پیشرفته و یک ایده درخشان.
امروز البته این الگوریتم کاربردهای گستردهای دارد. مثلاً در خودروهای تسلا برای تشخیص خودروها، عابران و علائم راهنمایی. اما در میدان جنگ، همین الگوریتم میتواند اهداف نظامی را در تصویر پیدا کند.
برای مثال، یک الگوریتم مانند YOLO میتواند با سرعتی بسیار بالا، اهداف را در تصویر ارسالی از یک پهپاد شناسایی کند؛ مثلاً چیزی شبیه یک لانچر موشک یا یک خودرو نظامی. سپس این اطلاعات میتواند به یک سیستم تسلیحاتی منتقل شود. در چنین حالتی، نقش انسان در تصمیمگیری بسیار کمتر میشود.
البته هیچ ارتشی در جهان و هیچ کارشناس نظامیای جزئیات این سیستمها را به شما نمیگوید (یا نمیداند که بگوید). اما با دانستن همین ایدهها میتوان حدس زد که هوش مصنوعی و یادگیری ماشین چگونه میتوانند جنگ را فراتر از توان دید، تصمیمگیری و واکنش انسانی ببرند.
جایی که دیگر کامپیوترها هستند که میجنگند، و انسان همانطور که در مسابقه ضرب و تقسیم به ماشینحساب میبازد، در میدان جنگ هم حرف زیادی برای گفتن نخواهد داشت.
هوش مصنوعی در جنگ (قسمت دوم): «آینده را پیشبینی کن»
استفاده از هوش مصنوعی یا یادگیری ماشین در میدان جنگ فقط محدود به تحلیل تصویر نیست؛ موضوعی که در پست قبلی به آن اشاره کردم. یک کاربرد مهم دیگر، پیشبینی آینده بر اساس دادههای قبلی است.
فرض کنید یک سامانه ضد موشک، از فاصلهای بسیار دور متوجه حرکت یک موشک بالستیک میشود. از همان لحظه، سیستم شروع به ثبت هزاران و شاید میلیونها داده درباره این موشک میکند.
برای مثال در هر کسری از ثانیه دادههایی مثل: سرعت، سرعت زاویهای، ارتفاع، موقعیت جغرافیایی... ثبت میشوند.
حالا سؤال این است: این حجم عظیم اطلاعات چگونه تحلیل میشود و اصلاً به چه دردی میخورد؟
اینجاست که الگوریتمهای هوش مصنوعی وارد میشوند. این دادهها به صورت زنده وارد یک کامپیوتر از پیش آموزشدیده میشوند. سیستم بر اساس دادههای قبلی، وضعیت چند ثانیه بعد موشک را پیشبینی میکند.
مثلاً اگر الان سرعت موشک هزار کیلومتر بر ساعت است، با توجه به ارتفاع، جهت و موقعیت آن، سیستم پیشبینی میکند که پنج ثانیه بعد موشک در کجا خواهد بود.
با رسیدن دادههای جدید، مدل دوباره اصلاح میشود:
پیشبینی - داده جدید - اصلاح مدل - پیشبینی جدید
این چرخه ممکن است هزاران یا حتی میلیونها بار در چند دقیقه تکرار شود.
در نهایت وقتی موشک به هدف نزدیک میشود، انسان اطلاعات کافی برای تصمیمگیری دارد:
آیا احتمال برخورد به مناطق مسکونی زیاد است؟ یا موشک در بیابان یا دریا سقوط خواهد کرد؟
در حالت اول، دستور شلیک صادر میشود. موشک ضد موشک (مثلاً پاتریوت یا تاد) به سمت هدف پرتاب میشود. اما این موشک به سمت مکان فعلی موشک مهاجم نمیرود. بلکه به سمتی میرود که کامپیوتر پیشبینی میکند موشک چند ثانیه بعد در آنجا خواهد بود. انفجار در همان نقطه رخ میدهد. رهگیری و انهدام.
البته خطا هم وجود دارد. ارتش اسرائیل موفقیت گنبد آهنین (Iron Dome) را بیش از ۹۵٪ اعلام میکند، اما اعداد دقیق را ما نمیدانیم. از طرف دیگر موشکهای مهاجم هم تلاش میکنند در نزدیکی هدف مسیرشان را ناگهان تغییر دهند تا سامانه دفاعی که فکر میکند رفتار موشک را یاد گرفته، دچار خطا شود و این رقابت ادامه دارد.
این سیستمها سالهاست در ارتشهای پیشرفته استفاده میشوند و موضوع جدیدی نیستند. پیشبینی حرکت موشکها از دهه ۱۹۶۰ و با معرفی فیلتر کالمن آغاز شد.
امروز اما با پیشرفت فناوری هوش مصنوعی، این سامانهها دیگر تنها به یک الگوریتم کلاسیک متکی نیستند. بلکه با ترکیب چند لایه از مدلهای هوش مصنوعی و روشهای پیشرفته پردازش داده، به دقتها و پیوستگیهایی رسیدهاند که شاید چند دهه پیش غیرممکن به نظر میرسید.
البته در سالهای اخیر توجه عمومی ما هم بیشتر به هوش مصنوعی جلب شده و همین باعث شده درباره آن کنجکاوتر شویم.
دوستم از تهران با بدبختی زنگ زد. با اینکه گفت از شبکههای خبری در مجموع خبرها را دارد، اما تشنه خبر بود. نبودن اینترنت روانش را بهم ریخته بود. نیم ساعتی تند تند از بمبارانها و صداها و تظاهرات حکومتی و کلافگی گفت و من هم تند تند هرچه خبر داشتم گفتم و رفت.