باید خون گریست! که تقریباً اکثریت کنشگران سیاسی و مدنیِ مخالف و منتقدِ ایران، در برابر تهدید بیشرمانه و خلافِ منشور ملل متحدِ دونالد ترامپ به نابودیِ «ملت ایران» ــ نمایشِ اوجِ دشمنی با ایران، نه فقط جمهوری اسلامی ــ یا در سکوت فرو رفتهاند یا با آن همراه شدهاند و یا در توهم دستیابی به توافق برد برد با ترامپ به سر میبرند، اما سندرز، سناتور آمریکایی، محکم و اصولی به میدان میآید و به ترامپ هشدار میدهد: «تهدید به «نابودی» جمعیت یک کشور، جنایت جنگی و اقدامی بربرمنشانه است که ایالات متحده نباید هرگز با آن مرتبط باشد.» در تاریخ معاصر، ترامپ در کینهتوزی و مقاصد شریرانه و بدخواهانه علیه ایران یکهتازِ بیرقیب است.
کشور در حال یک جنگ وجودی است برای نیم قرن آینده.
آن وقت چهار تا کم عقل به این نتیجه میرسند که خودشان را بیاندازند وسط دعواهای فوتبالی و سایت یک برنامه را مسدود کنند.
چهار تا بیعقل راه میافتند که کافه تعطیل کنند.
دو تا بیعقل دیگر صفحهی یک برنامهی تخصصی، خط انرژی، را در بله میبندند.
همه بیحاصل. همه بینتیجه. نه از بینندههای برنامهی فردوسیپور کم میشود نه صدای خطانرژی قطع میشود نه فردا کسی با حجاب بیشتری به کافه میرود.
بلکه بدتر، با این اقدامات به میلیونها آدم غیرسیاسی پیام «حالگیری»، «یقهگیری»، و تداوم حماقت داده میشود.
حکمرانی عاطفی مبنای انسجام اجتماعی است.
هزینهی این بلاهتها را مستقیما سربازان میدان پرداخت میکنند.
هر چه بیشتر بیدلیل عاطفهی گروههای اجتماعی را خدشهدار کنید، انسجام اجتماعی برای مقاومت در این روزهای سخت بیشتر میشود.
دست دشمن را پر نکنید.