🔻 بهای جهانی نفت از مرز ۱۰۰دلار گذشت.
🔻مقامات واشنگتن مجدداً دارند ساز «مذاکره» با ایران را کوک میکنند.
🔻چنانچه در شرایط حساس کنونی، سیاسیون، دیپلماتها، کارگزاران رسمی و غیررسمی فعال در عرصهی سیاست خارجی ایران، نمیتوانند زبان در کام بگیرند، باید با قطع دسترسی آنها به رسانهها و شبکههای اجتماعی، عملاً آنان را در وضعیت قرنطینه قرار داد تا احتمال ارسال هرگونه پالسی که روند صعودی قیمت نفت را متوقف میکند، منتفی شود.
🔻هر اظهارنظری، چه در قالب مصاحبه، چه مناظره، چه توئیت، چه سخنرانی، چه گفتگوی درِ گوشی، و... که به أیّ نحو کان، سیگنال آمادگی ایران برای بازگشت به مذاکره و احیای تفاهمنامه را بدهد، و مانع از اثرگذاری حداکثری اهرم راهبردی «تنگهی هرمز» و «بابالمندب» در جهت تغییر «موازنهی درد» به سود ایران و یمن شود، اقدامی برخلاف منافع ملّی ایران است که در وضعیت جنگی جاری، شائبهی ارتکاب عمل خائنانه را برمیانگیزد.
🔻بگذارید نفت سربالا برود! خواهید دید که ترامپ آواز ابوعطا سر خواهد داد...
یکی از کیسینجرهای فضای مجازی-مزاجی این ایام.
با آمریکا تعامل کنید، مذاکره کنید، سیاست هایتان را تغییر دهید، تا جنگ نشود.
اما منظور تسلیم نیست، بجون آبجی.
منظور تعامل و مذاکره ای است که کشوری که خود را سرور و مالک دنیا می داند راضی و رام شود. اگر راضی و رام نشد، تقصیر خود ماست.
مشاور قالیباف در تلویزیون میگفت اسلامآباد فقط یک فریب جنگی بود. یعنی آن تیم چند صد نفره، سند حقارت آمریکا، غرغره نکنید، بگذارید مردم افتخار کنند، لذتش را ببرید، تمسخر «دلیل؟تجربه»، رفتم قطر پول را گرفتم، اکر آمریکاییها ارزانتر بدهند از آنها میخریم، این دستاوردها را هر کس داشت ریسه میبست، همهاش صرفا بخاطر یک فریب جنگی بود. میزان احمق فرض کردن ملت توسط تیم قالیباف جدا توهین آمیز است. گویی مایههای استعماری در آن مستتر است.
آمریکا داره شدیدا به دادگاه لاحه فشار میاره که موضوع مدرسه میناب رو پیگیری نکنه دیگه تهدیدات علنی بیان میکنند بعد ایرانی دگوری نگرانه که یوقت خدایی نکرده زبونم لال ایران قوانین بینالمللی در مورد تنگه هرنز نقض نکرده باشه
ایران از زمان هجوم مغول با یکی از جدیترین تهدیدهای موجودیتی تاریخ خود روبهروست؛ تهدیدی که حتی با حمله روسها و افغانها همسنخ نیست. شاید تنها بتوان آن را، از نظر هدف و ابعاد، با هجوم اعراب و مغول مقایسه کرد؛ دو یورشی که ایران در برابرشان شکستهای سختی خورد. اما اینبار، تا همینجا، ایران ایستاده و مقاومت کرده.
برای مدافعان ایران دعا کنید
روزنامه جوان امروز نوشته است که ممکن است «بهای حمله» به ایران، تغییر دکترین هستهای کشور باشد. این گزاره پیش از جنگ دوازدهروزه نیز مطرح شده بود. شهید علی لاریجانی هشدار داده بود که در صورت حمله، فشار افکار عمومی ممکن است ایران را به تغییر دکترین هستهای سوق دهد.
اما حمله رخ داد، تأسیسات ایران هدف قرار گرفت و شماری از فرماندهان و دانشمندان کشور به شهادت رسیدند؛ با این حال، تغییری در دکترین هستهای اعلام نشد و ایران همچنان در وضعیت آستانهای باقی ماند.
مسئله اصلی فقط تحققنیافتن آن تهدید نیست. اشکال بنیادی در منطق آن است. تغییر دکترین هستهای نباید «بهای حمله» باشد، زیرا کارکرد بازدارندگی، جلوگیری از حمله است، نه واکنش به آن پس از وقوع.
قرار نیست سلاح هستهای الزاماً استفاده شود. وظیفه آن این است که محاسبات دشمن را تغییر دهد و هزینه حمله را غیرقابلقبول سازد. وقتی اعلام میشود که ایران تنها پس از حمله ممکن است دکترین خود را تغییر دهد، طرف مقابل درمییابد که پیش از حمله هنوز با بازدارندگی هستهای روبهرو نیست.
این پیام حتی میتواند مشوق حمله پیشدستانه باشد: اکنون حمله کن، پیش از آنکه ایران از آستانه عبور کند.
بازدارندگی باید پیش از جنگ در محاسبات دشمن حضور داشته باشد. آنچه پس از حمله شکل بگیرد، دیگر مانع همان حمله نشده است. از این منظر، هم سخن امروز روزنامه جوان و هم موضع پیشین علی لاریجانی، منطق بازدارندگی را وارونه میکنند.
هر وقت دیدید مدیریت افکار عمومی به سمتی میرود که گسلهای اجتماعی و هویتی را فعال کند؛از گسل حجاب و موتورسواری زنان گرفته تا دعوای هواداران فوتبالی فردوسی پور و قلعه نویی، کافهها و تعطیل کردنها، گسل بنزین، شکاف ترک و تاجیک، عرب و غیرعرب و موارد مشابه؛ بدانید که اینها صرفاً موضوعات پراکنده و اتفاقی نیستند. چنین روندی میتواند بخشی از برنامهای برای برهمزدن حداقل روحیه و انسجام ملی و زمینهسازی روانی و اجتماعی برای یک اقدام نظامی باشد.
دلیل؟تجربه!
پیشنهاد معقول برای پایان جنگ هرمز:
۱-بازگشت آمریکا به MOU و اجرای کامل تعهدات مصرح وفق بند ۱۳
۲- عدم ایجاد مانع توسط آمریکا برای اجرای بند ۵ توافق( بازگشایی تنگه هرمز ذیل ترتیبات ایرانی و ادامه این ترتیبات موقت تا هر زمان که ایران و عمان به تفاهم برای ترتیبات دائم برسند)/۱
از آرتین و آرتوش و ناناز آبی گرم نمیشود، و در نهایت کار را عباسها و رحمانها و قاسمها و احمدها در میآورند.
چه در جنگ، چه در هنر، چه در ادبیات، چه در حتی همین توئیتر.
می توان فازبندی کرد:
ابتدا کویت و امارات (حذف شش میلیون بشکه ظرفیت تولید) که همزمان نیاز جهانی به نفت ایران را تشدید می کند و مهم تر از آن، درس عبرتی می شود برای فاز دومی ها (قطر و سعودی) که برای تداوم حیات خود عذز آمریکایی ها را بخواهند.
۲/
زدن پل و برق و آبشیرینکن یا حتی کارخونههای آلمینیوم کمترین فشاری به آمریکا نمیاره. این رو هم باید در نظر گرفت که کلا اراده میکروـ استیتهایی مثل کویت و بحرین نمیتونه اراده سنتکام رو تغییر بده برای حمله. معادله پرهزینه اما مهم زیرساخت ایران در برابر ظرفیت نفت منطقه است.
رسما اعلام شود بدلیل حضور پرتعداد هواگردها و سوخت رسان های متخاصم در حریم هوایی امارات، قطر، سعودی و کویت، و قصد ایران برای هدف قرار دادن آنها، پروازهای غیرنظامی صد کیلومتر از ساحل خلیج فارس و دریای عمان فاصله بگیرند. ترجمه: تعطیلی فرودگاه قطر، ابوظبی، دبی، شارجه، کویت
-به شیوخ اخطار دهید هر پایانه که مبدا یا مقصد کشتی هایی شود که ترتیبات ایران در هرمز را دور بزند منهدم می شود
-به شیوخ اعلام کنید میزبانی یا اجازه عبور به نیروهای آمریکایی مشارکت در جنگ است و هر صدمه ای آمریکا به ایران بزند پاسخ صد برابر به خود شیوخ می دهید
-اولویت: امارات، کویت
-به شیوخ اخطار دهید هر پایانه که مبدا یا مقصد کشتی هایی شود که ترتیبات ایران در هرمز را دور بزند منهدم می شود
-به شیوخ اعلام کنید میزبانی یا اجازه عبور به نیروهای آمریکایی مشارکت در جنگ است و هر صدمه ای آمریکا به ایران بزند پاسخ صد برابر به خود شیوخ می دهید
-اولویت: امارات، کویت
سناتور مخنث آمریکایی، لیندزی گراهام (معروف به عمو لیندزی بین آریایی هایِ دگوریِ صادراتی و از صادرات بجا مانده، و معروف به بانو لیندزی میان خود آمریکایی ها) از برق کشیده شد و به ملکوت سفلی پیوست:
«انذار می دهم: اگر ما (آمریکا) اسرائیل را از برق بکشیم، خدا ما را از برق خواهد کشید»