تنها پشتوانه واقعیم رو از دست دادم ، دنیا تاریک تر از هر زمانی شده و اینکه در گذشته تکرار از دست دادن جوان رو دیدم و پشتبندش چطور گذشت ، ما تو ۲۰ سال دوتا ( هادی ) داداش و عمو تو جوانیشون از دست دادیم ، دیگه مایی نمونده جز یه جسم و روحی خسته و تمام شد
داداش ، دوستت دارم تا ابد
اگه با برادرت یا خواهرت حتی به دلایل منطقی هم قهر هستی ، برو تو مسیج پیام بده ( به فکرت هستم دوست دارم ) ! نذار وقتی که دیگه دیر شد و نباشه مثل پیام یه طرفه بفرستی و هر شب با حسرت بخوابی .
دنیای بی ارزشمون حق انتخاب نمیده دو سر میسوزونه همه رو
دوست دارم داداش هادی 🤍😔
همیشه میگفتم دنیا برای من چطور تموم میشه ، شب ها فکر میک��دم ولی الان داداش به پایان رسیده و قلبم تکه تکه میشه ، بدون داداش گذروندن سخته ولی اینکه هادی چیزی رو ندید آتش به وجودم میزنه
قسم به آخرین کلمه « داداش » که شنیدی ، تا نفسی هست یادت رو زنده نگه خواهم داشت و به یادتم و مراقب پشت سر هم هستم . آروم بخواب داداش که ۴۶ روز گذشت و گذروندم.
هروقت چیزی میخریدم میاوردم خونه به مادر میگفتم اینو یه جایی مخفی کن از دست داداش که تموم نکنه و این حتی برای شب قبل اتفاق و خرید جعبه شیرنی دوم برای ماشین جدیدم هم صدق میکرد ، چه آتشی که قبل و بعد منو در آینده سوزونده این غم و خارج از سرزنش کردن وژدان منه .. اول اخر خودم بس