دو قاب از یک جنایت
روزهایی که مردم ایران زیر شدیدترین بمبارانها بودن، با وقاحت برنامهسازی کردید، دروغ گفتید، جنگ رو سفیدشویی کردید، به آوار و بمب روی سر مردم گفتید صحنهسازی. به مردم و رهگذران آسیبدیده گفتید بازیگر،شما مزدوران و عملههای جنگ رو نه میبخشیم نه فراموش میکنیم
@omid_keshtkar@IranIntl
معلوم نیس اینجا چند نفر کشته شدند ، ارزشی بودن یا برانداز ، زن بودن یا مرد یا بچه اما چیزی که معلومه یه عده سلطنت طلب بیشرف ، جاده بازکن آمریکایی ها برای کشتن مردم داخل ایران و نابودی زیرساخت ها شدند !
تا ابد بر خاندان فاسد پهلوی لعنت ...
چیزی که تو این دو دقیقه برای من عجیب بود، محتوای حرف رهبر شهید درباره مذاکره با آمریکا نبود٬ تسلط ذهنیش روی مساله بود. بدون مکث، بدون لکنت، بدون اینکه دنبال کلمه بگرده، مشخصن داره از دل یک تجربه ی هضم شده حرف میزنه.
به این دقت٬ داره یک ضعف روانی در بخشی از سیاست ایران رو توضیح میده. برای من این سطح از تسلط، نشونه ی ذهنیه که سالها با دشمن، با خطاهای داخلی، با توهم مذاکره، و با حافظه ی تاریخی یک ملت درگیر بوده. یک ذهنی که مساله رو نمیخونه، از درونش عبور میکنه. ذهنی که اجازه نمیده هیچ چیزی اون رو از هدفش دور کنه.
امروز با تمام کاستی ها همه چیز رو مدیون این مرد بزرگ هستیم وگرنه الان امثال غربگرایان گدا صفت چهل بار تو این چهل سال مملکت رو عروس کرده بودن!
@ahangarimohssen گفت (مرگ بر سازش گر)
گفتم خودت که دیدی چه مجری برنامه و چه مداح ها علی الخصوص آقای سیب سرخی خیلی بیشتر از این شعار حرف زد ....
خلاصه که فهمیدم یه عده دغدغه ی مردم رو ندارن صرفا دنبال دیده شدن هستند...
@ahangarimohssen اقا محسن من خودم میدان آزادی بودم موقع تشییع با یه عده از این دوستان که اتفاقا به جایگاه هم چسبیده بودن بحثم شد و جلودارشون یه روحانی بود همونجا باهاش بحث کردم جالب بود مدام به مجری میگفتن صدای مردم رو بشنوید و شعار مردم رو بگید و من پرسیدم کدوم شعار رو گفتید که مجری نگفته؟👇
از بچهگی زیاد فیلم و سریال میبینم. به بیخوابی هم مبتلا هستم. جدا از تلاش برای دیدن هر چیزی مربوط به ایران، یکی از کارهایی که سالهای طولانی انجام دادم، گشتن در عندونی فیلم فارسیه که بجز انگشت شمار اثر سینمایی، بقیهاش صنعت سرگرمیست. وقتی خیلی خستهام و بیخوابی زده به سرم عموما برای دیدن مکانها تماشا میکنم. بالاخره مکان اغلب فیلمها جایی در ایران است و دوست دارم ببینم چه شکلی بوده. اصلا اغلب اوقات خزعبلات فیلم را میزنم جلو، تا خیابون، بازار، مغازه، جاده، شهر و روستا ببینم.
درک از تاریخ پیشکش، بنظرم سطلیها همون سینمای قبل انقلاب و فیلم فارسی را هم ندیدهاند.
اگر میخواستم مجازاتشان کنم، حکم به دیدن دویست، سیصد تا فیلم قبل انقلاب میدادم و بعد میخواستم انشا بنویسند که کدام مظاهر مدرنیته را در تصاویر سینمایی قبل از انقلاب میبینند؟ زنان جز خانهداری، نجیبه، رقاصه، خیاط، کلفت و زن و معشوق کسی، چه مشاغلی دارند؟ موضوع چند فیلم دزدی، خیانت، تجاوز و قتل است؟ قاچاق مواد مخدر محور اصلی چند فیلم است؟ چند اثر با موضوع فاصله طبقاتی وجود دارد؟ چه چیزهایی خوبی در مورد فرهنگ و سنت ایرانی در فیلمها دیدهاند؟ شخصیت پولدار و مرفهی که آدم خوب داستان باشد را در کدام فیلم دیدهاند؟
نود و چند درصد فیلمهت که از اداره فرهنگ و سانسور هم گذشتهاند، در مورد زنان بیپناهیست که به زور شوهر داده میشوند ، به زور در زندگی مشترک گیرند، یا به آنها تجاوز میشود وخودکشی و فرار میکنند و یا مردان خانواده جانشان را میگیرند، یا شرح حال زنانیست که زندگیشان در دست مردان دیو صفتیست و نمیتوانند خودشان را رها کنند و حامی نیاز دارند و آخر هم جان به در نمیبرند ، یا شوهرشان بهشان خیانت میکند دستشان جایی بند نیست، یا به شوهرشان خیانت میکنند و بقیه فیلم در مورد انتقام است، یا خطکش گذاشتهاند زن خوب و بد را متر میکنند، جدا از اینکه در کل اغلب فیلم زنها بازی هنریای نمیکنند، تن و بدنی میچرخانند و میروند و قانون و نظام قضایی آن دولت مرکزی مدرن رهاییبخش و مقتدری که این همه ازش قصه میبافند هیچ جای این مناسبات جامعه سنتی نایستاده، مردها و خالهخانباجیها قضاوت میکنند، قصاص میکنند، عدالت اجرا میکنند. از آن طرف مردها دزد و قاچاقچی و راننده کامیون و ندار و بیچیز یا اغلب گرفتارند و جز معدود فیلمهای تبلیغاتی مبارزه با قاچاق، یا پاسگاه خیر روستا، ردی از دولت مرکزی و اقتدارش در سینما نیست. فاصله طبقاتی بین غنی و فقیر و نمایش خوب بودن فقرا، عشق فقرا، مرام فقرا، رنج فقرا لااقل در ۱۰ سال منتهی به انقلاب موضوع اغلب فیلمهاست و اتفاقا بهت نشان میدهد این جامعه درگیر چیست. همین سالهای آخر هزینه میکنند خارجی بیاید فیلم بسازد چند تا فیلم مدرن داریم که بخش مدرن شهر را نمایش بدهد و مثلا ناگهان فروزان نقش پلیس دارد. سالها گشتم ببینم مثلا آن الگوی زندگی در خانههای اعیانی آنچنانی، ویلاهای شمال، پولدارهای خوب، رفت و آمد راحت به خارج از کجا میآید جز یکی دو تا فیلم که فردین پولدار خیریست یا مثلا گوگوش ادای بچه پولدار را در میآورد و آن سبک زندگی مهمانی مجلل، خانه آنچنانی، ویلای شمال درش نشان داده میشود (مثل ماه عسل) بیشتر پیدا نکردم که در همینها هم اینقدر داستان با زندگی خود بازیگران اعم از گوگوش، وثوقی یا فردین تفاوت دارد که بلد نیستند، نقش را دربیاورند.
خلاصه اینکه سطلی عموما با کتاب که دشمن است و نمیخوانند و بهش افتخار میکنند، کاش بنشینند همان میراث فیلمهای آب دوغ خیاری، تجاری قبل انقلاب را ببینند، بفهمند آن رویایی که در مورد ایران دوره پهلوی بهشان فروختهاند، در آن همه اثر که بخشیش تبلبغاتی هم هست وجود ندارد. کلا یک شبکه من و تو و روایت با تعداد معدودی تصاویر آرشیوی و بازخوانی چهارتا روزنامه و تونل زمان کار را برای اینها درآورد و برایشان کافی بود که عقد آریایی بگیرند و منتظر جامعه خیالی بنشینند.