آرین دقیقا کجا بودی وقتی داشت دنیا نابود میشد سرت گرم چه کاری بود؟ وقتی از باطل علیه حق دفاع میکردی سکوت کردی وقتی از خون جوون ها لاله دمیده بود و تو خفه شده بودی بخشش! نه خفه خون، ضمیمه پروندهت میشه.
هنگامی که با تندباد حوادث جهان دست به گریبانی و با سرسختی طوفان زندگی در نبرد. تا میتوانی ایستادگی کن.
اما آنگه که نه پای رفتنت ماند و نه تاب ایستادن بنشین و صبر کن.
بدان که طوفان های زمانه را زمانیست و سختی های دوران را دورانی میگذرند و میگذارندت
که برخیزی.
مهم این است
بعضی از آدما هم دوست دارند بخشی از یک داستان و یا یک لقب و یا حتی بخشی از واقعه تاریخی باشند. دوست ندارند آنها را مورد خطاب مقام والا و بزرگ قرار دهیم. این گونه راحتترند اگر آنها را آنگونه صدا بزنیم ناراحت میشوند و به درون خودشان میروند. انگاری یاد خاطره بد و روییدادی تلخ
درست بیست سال پیش، در اردیبهشت پدرم به اتفاق مادرم تصمیم گرفتن و نُه ماه بعدش وسط زمستان بنده به دنیا آمدم و کاش این نصیبمان نمیشد.!
و زمستان قبل حال ما خوب نبود پس گذاشتم الان خلاصه سرتون سلامت
عکس تزئینیست و کفش های سوراخ!