@TANGO_LIONEES از سرشم زیاده
من الفتی رو غول وزنجیر میکردم
تازه میگفتم حق نفس کش��دن ۲به ۱ داره
آخه ضعیفه چه معنی داره نفس بکشه
آقاش جاش میکشه
تهش میشه این زنیکه با یخچال ودرو دیوار حرف میزنه
که سبب ساز همه غره گیت من بودم
بعد عیشت تو من میخندی!.....
یا به خود میگویی: باز می آید ومیسوزد ازین عشق آیا.....
تو بر این وهم بمان....
بر نمیگردم ....نه!!!!
میروم هرجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست وحرمت دارد
اتا
تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت
میروم،
عمق این جاده وجاپای غروب
سند رفتنم است،
تو خیالت راحت!!!!
شده ام دورترین خاطره در شبهایت
که سرت خسته وسرمای تنت زجر ��ور
از غم بی کسی وتنهایی
ضجه زنان سر دادی
که کنارم تو بمان
فارق اکنون به رذالت وسر سرخوش ومست
صبر چیست؟ به تیغ نگریستن و گل را پیش چشم مجسم کردن است، به شب نگریستن و روز را در خیال دیدن است. عاشقانِ خدا صبر را همچون شهد شیرین به کام میکشند و هضم میکنند. میدانند زمان لازم است تا هلال ماه به بدر کامل بدل شود.
هیچگاه نومید مشو. اگرهمه درها هم به رویت بسته شوند،سرانجام او کوره راهی مخفی راکه از چشم همه پنهان مانده، به رویت بازمیکند. حتی اگر هماکنون قادر به دیدنش نباشی،بدان که درپس گذرگاههای دشوار باغهای بهشتی قرار دارد. ��کر کن! پس از رسیدن به خواستهات شکر کردن آسان قبل از آن مقصود
در این زندگانی اگر تک و تنها در گوشهی انزوا بمانی و فقط پژواک صدای خود را بشنوی، نمی توانی حقیقت را کشف کنی، ��قط در آینهی انسانی دیگر است که میتوانی خودت را کامل ببینی.
اکثر درگیریها، پیشداوریها و دشمنیهای این دنیا از زبان منشأ میگیرد. تو خودت باش و به کلمهها زیاد بها نده. در دیار عشق زبان حکم نمیراند. عاشق بیزبان است.
کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل محتاط است.با ترس گام بر میدارد. با خودش میگوید:«مراقب باش آسیبی نبینی.»اماتنها چیزی که عشق میگوید این است: «خودت را رها کن. بگذار ��رود!»عقل به آسانی خراب نمیشود. عشق اما خودش را ویران می کند. گنج دردل ویرانه است پس هرچه هست در دل خراب
صفات خدا را میتوانی در هر ذره کائنات بیابی. چون او نه در مسجد و کلیسا و دیر و صومعه، بلکه هر آن همه جا هست. همانطور که کسی نیست که او را دیده و زنده مانده باشد، کسی هم نیست که او را دیده و مرده باشد. هر که او را بیابد تا ابد نزدش می ماند.