یارسانهای ایران یک اصطلاح آیینی دارند: «اول و آخرْ یار». برای خودم اینطور بازنویسیش کردهام: «اول و آخر #ایران».
ایران، زادگاه و مرگگاه نیاکان و آیندگان ماست، و در دفاع از آن هر سود و زیانی، هر نام و ننگی، ناچیز است. مردگانمان را اینجا خاک کردهایم، و اینجا به خاک خواهیم رفت.
امثالِ این بابا این شرححالهای چند جملهای از جاویدنامها را مینویسند تا متهم به سکوت نشوند و ضمناً بتوانند بهموقع در مجامعِ جهانی با اتنیکبازی نقدش کنند. کوچکترین اشارهای به هویتِ سیاسیِ این میهنپرستها نمیکنند. از آنها حرف میزنند و همزمان بیشرمانه سانسورشان میکنند.
@Schiiiva91 سپاس از تدقیقتان. هر سه موردِ دیگر اعضای یک ملّتدولتِ واحد بودند و کشتار شدند، اما یهودیان در دورهٔ رایشِ سوم ملّتدولتِ واحد نداشتند و در چند کشور قتلعام شدند نه در یک کشور. قتلعامِ ایران از لحاظِ شدّت به هولوکاست و از لحاظِ تعلقِ ملّی به مواردِ دیگر شبیه است.
تیرِ خلاص در پیشانی و کشتار در بیمارستان و جنایتهای کمنظیرِ دیگر احتمالاً به این دلیل افکارِ عمومیِ غرب را به لرزه نینداخت که رژیم با حمایتِ پراکسیهای اخوانالمسلمین (قطر، ترکیه، و شرکا) در رسانه و آکادمیِ غرب توانست چپِ جهانی را به این جمعبندی برساند که یکی از اعضای «اردوگاهِ خودی» قتلعام کرده و مهمتر اینکه این عضوِ اردوگاه در جنگِ فعال با اسرائیل است. رژیم توانست این روایت را غالب کند که برجستهشدنِ این قتلعام باعث میشود روایتِ «غزه» کمرنگ شود. نایاک و محورمقاومتیها و البته اکثریتِ نیروهای چپِ ایرانی هم به یاریاش آمدند تا روایت بسازند که موساد در خیابانهای ایران بود و رژیم جماعتی پرواسرائیل را قتلعام کرد. چپِ جهانی همانطور که گولاگ و هولومودور و جهشِ بزرگِ چینِ مائو و کشتارِ خمرهای سرخ را مسکوت گذاشته بود، این قتلعام را هم گذاشت. عادت و تجربه و انگیزه داشت. بعلاوه، مواضعِ ضدحماسِ ایرانیان عزمِ چپ را نهفقط در پرهیز از همدلی که در بایکوتِ قتلعام جزم کرد. در یک کلام: «موضوعی بشری» تبدیل به «موضوعی اردوگاهی» شد و توطئهٔ سکوت شکل گرفت. دستآخر راستِ انزواگرای امریکا هم به بایکوت پیوست و جبههای وسیع و نایکدست در بایکوت شکل گرفت. دیدیم که عمدهٔ نهادهای حقوقبشری و نهادهای عالیهٔ سازمان ملل نیز فروگذار کردند و رو برگرداندند. ملّتِ ما در عصرِ اینترنت و هوشِ مصنوعی در وضعیتیست که روزگاری اوکراینیها و روسها و چینیها و کامبوجیها و بهنحوی یهودیان در اوجِ کشتار و بایکوت تجربه کرده بودند. چنین است و بود. با چنین جهانی سروکار داریم.
کسی میدونه چرا «تیر خلاص» در پیشانی جانفدا و جاویدنامی که هنوز تجهیزات پزشکی بهش وصل بوده، دنیا رو تکان «نداد»! ما کم گذاشتیم؟ جهان کور و کَره؟ یا ایرانیان بی ارزشند؟ واقعا چرا؟!
خراتیان از مشاورانِ امنیتیِ سطحِ یکِ رژیم است. در دقیقهٔ ۶۳ این گفتگو خواسته یا ناخواسته اعتراف میکند که در ۱۸ و ۱۹ دی «نزدیک به ۱۰۰ شهر» یا سقوط کرد یا تا آستانهٔ سقوط رفت. دقت کنید: نزدیک به ۱۰۰ شهر. این عدد مهم است. دستیابی به فهرستِ این شهرها بهاندازهٔ تعدادِ جاویدنامها و دیگر جزئیاتِ آن دو شب مهم است. تصویرِ تاریکِ آن دو شب را باید روشن و کامل کرد. بخشی مهم از تصویر: مردم بیسلاح و بیدفاع بدونِ اینترنت و تلفن ساعتها بیش از ۱۰۰ شهرِ ایران را آزاد کرده یا تا آستانهٔ آزادی تسخیر کرده بودهاند و حتا یک خط به بیرون مخابره نشد و کسی هم پیجو نشد که نشد. در چنان لحظهای قتلعام در خاموشیِ محض راهحلِ نهاییِ رژیم بود.
پرسشها و اگرها و ایکاشهای سوزان یکییکی از راه میرسد...
@Sadra1187977 هدفش این است که «مواجههٔ بسیار نامتناسبِ رسانههای عمومیِ مرتبط با ایران» را با چهرههای عمومی به پرسش بکشد. رژیم کارش از این حرفها گذشته که درگیرِ این قضایا باشد. ضمناً حرف از شایسته و ناشایسته نیست؛ حرف از لزومِ توازنِ نسبی در پوششِ رخدادهاست. خودتان را به آن راه نزنید.
کارنامهٔ مرجان ساتراپی در زبانِ فارسی چیست؟ در سطحِ زبانِ فارسی و کشورِ ایران، هما میرافشار شایستهٔ گرامیداشتِ بیشتریست تا او. از هر صدهزار ایرانی یکی ساتراپی را نمیشناخت، ولی از هر چندهزار ایرانی یکی ترانههای میرافشار را بارها شنیده است. رسانه چه میکند؟ دیدیم و شنیدیم!
دورهمیِ چپِ محورمقاومتی و راستِ محورمقاومتی تا ببینند کدامشان بهتر و تمیزتر خونشویی میکند و کار را برای رژیم بهتر درمیآورد. در بریدهفیلمی دیدم آن حشرهٔ تولستویریخت (محمدمهدی اردبیلی) میگوید مخالفان هم مردم را در ۱۸ و ۱۹ دیماه کشتهاند و مستنداتش هم درآمده. یکی به این یوگیمارکسیستِ متفنن بگوید بهموقعش اگر نتوانی چیزی از این مستنداتِ موهوم نشان بدهی که مخالفان از خودشان کشتهاند، دیگر نمیتوانی اینطور دست زیرِ بغل بزنی و چشمها را نیمبسته کنی و لبخندی عارفمسلکانه تحویل بدهی. این خوشرقصیها و خونشوییها شاید نان داشته باشد ولی عاقبت ندارد. تو و همپالگیهایت که سهلید، تمامِ پروپاگاندیستهای تاریخِ چپ هم جمع شوند نمیتوانند این خون را بشویند.
@ashkanepanahi1 سهچهار بخش را روی دورِ تند دیدم و بیشتر تحمل نکردم. جمعبندیام این است که ضمنِ بعضی انتقادات، در تحلیلِ نهایی به نفعِ رژیم و به زبانِ اکثریتِ ملّت عمل میکنند. همگی در چارچوبِ تعیینشده و موردِ تأییدِ واجا و ساس عمل میکنند.
@Shaheenchevv@melliiun@MehdiMMJ پروتکلهای این سطح از کشتار، یعنی قتلعام، از قبل معین بوده و طرح و لجستیک و آمادش مهیا بوده و رزمایشهایش برگزار شده بود. بیتردید. بهتعبیرِ سازمانیشان، «سرکوبِ سطحِ چهار» همین است که رخ داد. تنها چیزی که لازم بود، احساسِ خطرِ فوریِ سقوط و اراده به قتلعام بود که ایجاد شد.