اشتباهی که طبقهی سکولار جامعهی ایرانی، که من هم عضوی از آن هستم، در سالهای گذشته کرد، همزمان با گسترش آتئیسم نو، راه عبور از دینزدگی را نفی هر گونه دین و باور دید.
خیلی ساده، اسلام سیاسی و حکومت دینی ایران را همتای قرون وسطایی حکومت کلیسا در اروپا انگاشت و به راحتی از آن رد شد؛ با پذیرفتنِ بدون دلیلِ پیشفرضِ تبدیلِ خودبهخودیِ امت اسلامی به جامعهی مدرن، پس از پذیرفتن روش علمی و توسعهی سیاسی و اقتصادی.
همسانانگاری حکومت اسلامی با حکومت کلیسا شاید امکان فهم تسلط دینی را برای شهروندان غربی، با فرض یادآوری تاریخیِ حکومت هولناک دینی، مهیا میکرد، اما همزمان با بیگانهزدایی از اسلام در ذهن غربیها، ناخودآگاه پذیرش حضور آن را هم فراهم میآورد؛ با فرض اشتباهی چون همانگونه که تأثیر کلیسا و مسیحیت رفتهرفته رو به افول نهاد، اسلام هم در مواجهه با مدرنیسم مغلوب ارزشهای آن خواهد شد و امکان رشد و بقا نخواهد یافت.
این در حالی بود که جمهوری اسلامی و دیگر اسلامگرایان همزمان در حال گسترش مراکز دینی و پایگاههای سیاسیـعقیدتیِ خود در سراسر دنیای آزاد برای پیشبرد پروژهی اسلام سیاسی بودند و از قوانین آزادی بیان و آزادی باور و عقیده بهره میبردند. با نفوذ بیشترِ هرروزه، اما امکان نقد و به چالش کشیده شدن را از طریق ایجاد تابوهای پرسشبرانگیزی چون اسلامهراسی مسدود میکردند تا این مسیر برای آنان هموارتر شود.
البته دلایل گسترش اسلام چندوجهی و پیچیدهاند که بحث دربارهی آن خارج از چارچوب این یادداشت کوتاه است. آنچه در پی آن هستم، معطوف کردن توجه به رویکردی است که ما اتخاذ کردیم.
ما اما باید به دنیا چهرهی اسلام و عدم تطابق آن با ارزشهای مدرن را نشان میدادیم؛ باید به اسلام و مقایسهی جدی آن با دیگر آیینهای ابراهیمی میپرداختیم تا امکان یکسانسازی و مقبولیت و رواداری در برابر اسلام در غرب اینگونه پذیرفتهشده نباشد، تا شاید راه گسترش لابیهای اسلامگرایی در غرب هم محدود بماند.
اگر مسیر دیگری رفته بودیم، حداقل امروز در حال مبارزه با نفوذ لابیهای جمهوری اسلامی و کلاً اسلامگرایی در غرب، بعد از قدرتمند شدن آنها، نبودیم.
حقیقتاً این چهرهی واقعی اسلام است. همیشه بوده. برای تمام اینها احکام اسلامی و مشروعیت وجود دارد؛ صفحهها، کتابها، مکتبهای مختلف اسلامی که پشتوانهی فکری این سلطهی بیامان در سدههای گذشته شدهاند.
اگر ما به دنبال گذار از حکومتهایی هستیم که در آنها ارزشهای انسانی و انسانگرایی جایی ندارند، باید از دنیای اسلام گذر کنیم. تمام این ارزشها در بستر دیگری امکان ظهور یافتند که پس از دوران سلطهی کلیسای کاتولیک بود و در فقدان ارزشهای تمامیتخواهیِ اسلامیِ معطوف به خدشهناپذیری قرآن به وجود آمدند.
اینها در بستر دنیای مسیحیت اتفاق افتادند که سکولاریسم را از «پس آنچه از قیصر است به قیصر بدهید و آنچه از خداست به خدا» استخراج کرده و نه «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ» و نه «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ».
تفاوت بستری که حتی اندیشمندان عصر روشنگری، به مثابه ماهی در اقیانوس، آگاه از وجود آب نبودند و دربارهی آن ننوشتند. اما تا زمانی که تفاوت بنیادینِ تأثیر این دو گزاره در هر کدام از این دو آیین درک نشود، نه دلیل شکست سکولاریسم در برابر اسلام و نه شکست دموکراتیکسازی در کشورهای اسلامی درک نخواهد شد.
در بهترین حالتِ اسلام و در قرون وسطی، که حکومتهای اسلامی هنوز توان تغذیه از باقیماندهی فرهنگهای بومی در سرزمینهای اسلامی و بهخصوص ایران را داشتند، پیش از آنکه تمام ریشههای تفکر مغلوبِ تفکر اسلامی شود، راه نواندیشی برای قرنها پس از ورود اسلام مسدود نشده بود و هنوز راه به وجود آمدن نوآوریهایی مثل جبر و مقابله برای امثال خوارزمی، که به او لقب المجوسی داده میشد، به معنای زردشتی، شاید هم مَجاز از ایرانی، وجود داشت؛ که حتی تا امروز هم از آن به دروغ به عنوان دانشمند عربِ اسلامی، به نشانهی خدمات اسلام برای ترویج علم، استفاده میشود، حال آنکه باید نشان داده میشد رشد علم، علیرغم وجود اسلام، سریعاً محدود نشد. (اصولاً نوآوری و نواندیشی به وجود نوعی از آزادی و باز بودن جامعه برای پذیرش وابسته است. شاید جالب باشد در مورد دلایل پیشگیری از ورود و بعد هم ماشین و صنعت چاپ به حکومت عثمانی رجوع کنیم یا مخالفت با ورود مدارس مدرن در ایران.)
شیوا جاوید دوست فامیل ما بوده ، کنار هم توی خیابون بودن ، هر دوتا دختر با خانواده بودن
بعد شلیک به پدر و کشته شدن
پدر فامیل ما دخترش و شیوا رو میگیره و فرار میکنه
توی کوچه شیوا در میره و بر میگرده روی جنازه باباش، به محض برگشت فامیل ما برای گرفتنش.
مامورا شیوا رو از روی
@mohammad_abkati اول شاشیدم به قبر رضا!
بعدم ریدم به دماغ آدم دروغگو!
عنتر هنوز فکر میکنه روایت «کونم ارّه رو به گروگان گرفته» رو مردم باور میکنند!
نه مادر کرایهای! مردم ارّه رو ماتحتتون میبینن و اون جوری که خودشون میفهمن تحلیل میکنن، فرقی نمیکنه شما چه قدر لبخند بزنید!😂
متأسفانه دوست عزیز، این مشکل فقط در مورد محصولات دیجیتال نیست!
کلا مالکیت شخصی در دولتهای توتالیتر همیشه میتونه نقض بشه!
شما از چیزی داری شکایت میکنی که نتیجه تصمیم گیریهای فله ای نیست. اون تصمیم گیریها نتیجه ماهیت توتالیتر ج.اه.
شما هر روز از خواب بلند میشید و انگار یه هویی دلتون میخواد توی یه بخشی حکومت قانون برقرار بشه. (میتونم بفهمم که از روی تلاش برای بقاست نه اینکه لزوما عمدی در اون باشه.)
در صورتی که حکومت قانون فقط وقتی وجود داره که همهی نهادهای قدرت باور داشته باشند که حتی یک بار هم حکومت قانون نباید نقض بشه. حتی اگه یک بار هم این توافق نقض بشه ممکنه حکومت قانون برای همیشه شکسته بشه و دیگه قابل ترمیم نباشه!
اما این خلاف ماهیت دولتهای توتالیتره. دولت توتایتر خودش رو مرجع قانون میدونه، نه برخاسته از قانون.
انگار شما هر شب خواب ببینی کلاغ رو رنگ کردی و تبدیل به طاووس شده.
نمیشه!
اصلا شما تصور کن تمام بیزینس های آنلاین مهاجرت کنند به خارج از کشور. فرداش ج.ا میتونه یه قانون جدید بذاره که همین کار جرمانگاری بشه. محدودیت قانونگذاری در ج.ا چیه دقیقا؟ اون وقت چه کار میخواین بکنین؟
حکومت قانون به معنی وجود داشتن قانون برای عموم نیست. حکومت قانون یعنی قدرت حکومت با قانون محدود بشه!
اتفاقی که برای دامنهی فوتبال ۳۶۰ افتاد، یک زنگ خطر جدی برای تمام کسبوکارهای آنلاین داخل ایران است؛ نه فقط یک اختلاف شخصی یا یک مشکل فنی.
وقتی مالکیت و کنترل زیرساخت حیاتی یک کسبوکار (دامنه، DNS و هاست) در داخل کشور باشد، با یک تصمیم اداری یا محدودیت ناگهانی میتواند تمام سرمایهای که برای برند، محتوا و سئو ساخته شده، در معرض خطر قرار بگیرد.
کسبوکارهای دیجیتال باید از همین امروز به فکر مهاجرت زیرساخت باشند:
دامنههای بینالمللی، رجیسترارهای معتبر خارج از کشور و هاستینگ خارج از ایران.
این فقط مسئلهی دسترسی کاربران نیست؛ قطع شدن یا دستکاری DNS میتواند اعتبار دامنه، رتبههای گوگل و سالها تلاش برای ساختن یک برند را نابود کند.
وزارت پست و تلگراف هم باید پاسخ بدهد: وقتی یک کسبوکار آنلاین با چنین تهدیدهایی مواجه میشود، نقش و مسئولیت شما دقیقاً چیست؟ حمایت از اقتصاد دیجیتال فقط با شعار و وعده ممکن نیست؛ امنیت زیرساخت و حقوق مالکیت دیجیتال هم بخشی از همین مسئولیت است.
در شرایطی که اینترنت و زیرساخت دیجیتال کشور با ریسکهای متعدد مواجه است، نگه داشتن تمام تخممرغهای یک کسبوکار در سبد زیرساخت داخلی، دیگر یک انتخاب ساده نیست؛ یک ریسک جدی است.
من واقعا نرسیدم درباره این خبر بنویسم. همه ایکس توسط جمهوری اسلامی داره دستکاری میشه. غالب براندازها خبر رو این طور پخش کردند که کل تاسیسات آب شیرین کن رو امریکا زده. اما در واقع فقط پمپاژ آب از دریا مختل شده بود که الان نوشتند درستش کردند. نه اینکه تا ابد نخوان که بزنند اما باید گفت که تو کمپین خبر ۱۰ هیچ از جمهوری اسلامی عقبیم.
AI, AI رو دولوپ خواهد کرد. از اخبار پارسال یادمه، تو خیلی از مرحله ها همین الآن هم داره این کار رو میکنه. سرعت پیشرفتش هم برای همین تصاعدیه.
اما خوب مفهوم دانش رایانه رو تغییر خواهد داد. از نظر استیون ولفرام احتمالا به چیزی شبیه ریاضیات دوباره نزدیک خواهد کرد، همون طور که از اونجا شروع شده.
ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، در شبکه ایکس اعلام کرد که دو نفر از کارکنان سفارت این کشور یکشنبه از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی مورد «تهدید و رفتار ارعابآمیز شدید» قرار گرفتند.
بارو گفت این اقدام نقض آشکار مصونیتهای دیپلماتیکی است که این افراد از آن برخوردارند.
وزیر خارجه فرانسه افزود: «آنها بدون هیچ دلیلی برای چندین ساعت بازداشت بودند و مورد بازجویی قرار گرفتند و یکی از آنها نیز مورد ضربوشتم قرار گرفت.»
او گفت: «آنها سرانجام توانستند به سفارت برگردند و اکنون در آنجا در امنیت به سر میبرند تا در ساعات آینده به فرانسه بازگردند.»
بارو تاکید کرد به عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، اطلاع داده که «این تعرض غیرقابلقبول به سلامت و امنیت کارکنان ما، بدون پیامد نخواهد ماند».
https://t.co/Nn4SecK3sB
ج.ا رو برای این اشغالگر میدونیم که اگه موقع حمله نظامی مردم به دلیل نارضایتی قیام کنند و به خیابون بیان، همه میدونیم طرفی که اونها رو قال عام خواهد کرد، جمهوری اسلامیه، نه نیروهای نظامی خارجی.
In Europe, the aristocracy and bourgeois "intelligentsia" have been replaced since the Second World War with an omnipotent bureaucratic class, empowered to regulate (overregulate) every EU citizen's life. This is an old monarchic impulse, dressed in the language of democracy.5/10
خسته میکنید آدمو بابا. ج ا کشور رو به جنگ کشونده و نظر شما در مورد اینکه کشوری که بهتون حمله کرده باید چطور جنگ رو پیش ببره به کیرش نیست حقیقتا.
حالا اگه این وسط بهتون میگن شما سر این جنگ نپر بغل آخوند معنیش این نیست که هر کار آمریکا داره میکنه به خیر و صلاح مردم ایرانه. حرف اینه که مردم اگه پشت ج ا نباشن ممکنه شانس این باشه که رژیمی که حین جنگ تضعیف شده در انتها سقوط کنه.
انتخاب بین اینه که کشور حین جنگ به گا بره و ج ا هم تهش باشه یا به گا بره و تهش ج ا سقوط کنه.
این گزینه که کشور به گا نره روی میز نیست دیگه، چون ما زورمون نرسید ج ا رو قبل اینکه کشور رو به جنگ بکشونه سرنگون کنیم.