سرباز وطن و پاسدار شکوه ایرانشهری | وفادار به پیمان خونین با خاک و شهریار | مدافع تمامیت ارضی و هویت ملی از کوروش تا پهلوی | فرزند آذربایجان، سر ایران.
امیدی که با پنهان کردن حقیقت ساخته شود، وهم است و فرجامش سقوطی سختتر. وظیفهی ما تزریق خوشبینی کاذب نیست؛ بلکه کالبدشکافی واقعیت برای جلوگیری از تکرار فاجعه است. اگر امروز ننویسیم که کجای مسیر را اشتباه میرویم، فردا بر ویرانههای ناشی از سکوت مصلحتی، چیزی برای ساختن نخواهیم داشت. بنویسید، حتی اگر تلخ باشد؛ چرا که عقلانیت ملی بر پایهی حقیقت بنا میشود، نه بر لالاییهای فریبنده.
تبریک تولد ۸۴ سالگی استاد @AmirTaheri4
امروز تولد یکی از صادقترین و پرکارترین قلمهای ایران است.
امیر طاهری، روزنامهنگار، نویسنده و تحلیلگر برجسته که بیش از شش دهه با شجاعت و دقت برای روشنگری جنگیده است.
بهویژه از تلاشهای خستگیناپذیر او برای حفظ میراث مشروطه، احیای ارزشهای آزادی، حکومت قانون و مشروطه، و معرفی این میراث گرانبها به نسلهای جوانتر صمیمانه سپاسگزارم. او به ما یادآوری میکند که ریشههای ایران مدرن در انقلاب مشروطه است و باید این چراغ را روشن نگه داشت.
تولدت مبارک استاد عزیز!
شاهزاده رضا پهلوی و خانوادهشان بارها تأکید کردهاند که به دنبال مقام، قدرت یا تاج و تخت نیستند و همه چیز را به رأی مردم واگذار کردهاند. این سخنان هرچند به ظاهر فروتنانه به نظر میرسد، اما با واقعیت شعارهای مردمی و دفترچهای که خودشان از آن حمایت کردهاند، سازگار نیست و باعث سردرگمی و نومیدی بخش بزرگی از معترضان شده است.
در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، اکثریت قابل توجهی از مردم در شهرهای مختلف شعار #جاويدشاه سردادند. این شعار نه فقط نفی جمهوری اسلامی، بلکه تعیین مقام مشخص شاه برای ایشان بود. وقتی گفته میشود «ما دنبال مقام نیستیم»، این خواست مردمی نادیده گرفته شده و مردم احساس میکنند صدایشان شنیده نشده است.
از طرف دیگر، حمایت از «دفترچه دوران اضطرار» یا پروژه شکوفایی دقیقاً نقطه مقابل این ادعاست. در این سند، ایشان به عنوان «رهبر خیزش ملی» معرفی شدهاند که اعضای نهاد خیزش ملی را منصوب میکنند، نصب و عزل رؤسای سه قوه را تأیید میکنند و برای همه حوزهها از اقتصاد و آموزش گرفته تا انرژی و کشاورزی برنامه اجرایی دارند. سؤال ساده این است: چگونه میتوان بدون در دست گرفتن قدرت واقعی، این ساختارها را اجرا کرد؟
در یک دموکراسی، مثلا آمریکا، هیچکس نمیگوید «من به دنبال قدرت نیستم اما برنامه کامل برای اداره کشور دارم». نامزدهای ریاستجمهوری صراحتاً میگویند «من قدرت میخواهم تا این برنامه را اجرا کنم» و سپس در انتخابات پاسخ مردم را میگیرند. این شفافیت، پایه اعتماد است. تکرار عبارت «دنبال قدرت نیستم» بیشتر به یاد فتنه ۵۷ میاندازد.
این الگوی ریاکارانه «دنبال قدرت نیستم، فقط خدمت» دقیقاً از سال ۱۳۵۷ آغاز شد. خمینی در نوفللوشاتو گفت: «من فقط یک طلبهام، دنبال قدرت نیستم. پس از پیروزی به قم برمیگردم و در مدرسه علمیه به تدریس میپردازم. من نه رئیسجمهور میشوم و نه هیچ مقام اجراییای را میپذیرم.» بهشتی هم میگفت: «ما تشنگان خدمتیم، نه شیفتگان قدرت.»
همین الگو در دهههای بعد تکرار شد. اصلاحطلبان قبل از هر انتخابات ریاست جمهوری کمپین «دعوت از خاتمی برای کاندیداتوری» به راه میانداختند. کروبی در سال ۱۳۷۹ گفت «خاتمی برای کاندیداتوری مردد است، اما ما او را متقاعد میکنیم». خاتمی هم پس از ثبتنام برای کاندیداتوری در وزارت کشور گفت: «وقتی هر کس که به من دسترسی دارد صدا و نظرش را به من میرساند؛ از من میخواهد که بیایم، [اینجا بغض میکند] این تشخیص را بر تشخیص خود ترجیح میدهم ... سرمایه اندکی دارم که آبروی من است، این سرمایه اندک را در طبق اخلاص نهادهام در برابر تصمیم ملت». جناح مقابل هم سال ۱۳۹۶ کمپین «رئیسی بیا» راه انداختند.
این رفتارهای ریاکارانه برای مردم ایران به شدت انزجارآور است، زیرا دیدهاند کسانی که بر سرشان منت میگذاشتند «به دنبال قدرت نیستیم، فقط خدمتگزاریم»، چگونه وحشتناکترین دیکتاتوری تاریخ معاصر را بر آنها تحمیل کردند، سرمایههای ملت را غارت کردند و خود و اطرافیانشان به ثروتهای کلان رسیدند.
علاوه بر این، ادعای «مقام برای من مهم نیست و آن را به انتخاب مردم واگذار کردهام» اساساً بیمعناست. این حرف به این میماند که یک سیاستمدار آمریکایی بگوید: «اگر مردم بخواهند رئیسجمهور میشوم، اگر بخواهند سناتور میشوم، اگر بخواهند…». دموکراسی واقعی فقط تمکین به رأی مردم نیست؛ ابتدا باید شفاف بگویید چه هدفی را دنبال میکنید، چه نقشی برای خود قائل هستید و برای چه برنامهای قدرت میخواهید. بدون این شفافیت، رأی مردم هم بیمعنا میشود.
امروز شاهزاده رضا پهلوی موظف است به صورت صریح و شفاف بگوید برای خود چه نقشی در نظر دارد تا مردم بتوانند آگاهانه تصمیم بگیرند. آیا همچنان به سوگند پادشاهی مشروطه که در ۲۱ سالگی در قاهره ادا کرد وفادار است؟ یا سیستم ریاستی را ترجیح میدهد و میخواهد رئیسجمهور شود؟ در این صورت باید سوگند خود را رسماً پس بگیرد. واگذار کردن سوگند به «مجلس آینده» هم بیمعناست، زیرا هیچکس نمیتواند ذهن ایشان را بخواند و بفهمد واقعاً به چه وفادار است.
خلاصه اینکه، تکرار عباراتی مثل «برای من قدرت و مقام مهم نیست» در بهترین حالت نشانه بلاتکلیفی است و در بدترین حالت، رفتاری ریاکارانه شبیه مقامات جمهوری اسلامی برای پنهان کردن هدف واقعی.
سؤال اخلاقی مهم اینجاست: آیا یک انسان بلاتکلیف، از نظر اخلاقی حق دارد برای مردم فراخوان صادر کند تا برای او به خیابان بیایند و جان خود را به خطر اندازند؟
جناب اصفهانی، شما همجنان اصرار دارید حقوق اساسی را در خلاء و دکترین ضرورت را در شرایط یک کشور باثبات اروپایی بررسی کنید، نه در متن یک گسست تاریخی و بحران وجودی.
تعریف شما از دکترین ضرورت، تقلیل آن به وضعیت فوقالعاد مدرن است. در حالی که دکترین ضرورت در بنیاد خود از ماکیاولی و هابز تا کارل اشمیت فراتر از مواد نوشتهشده است؛ اصل بر این است که بقای کل کالبد سیاسی، قانون برتر است. وقتی یک متن مسموم (اصل طراز) اساس مشروطه یعنی حاکمیت ملی را هدف گرفته، انجماد آن نقض قانون نیست، بلکه صیانت از روح قانون اساسی در برابر خودکشی حقوقی است.
فرمودهاید اختیار تعلیق باید در قانون مادر باشد. بله، در شرایط عادی! اما اصل طراز اول اساساً محصول یک میثاق ملی نبود؛ یک باج حقوقی تحمیلی از سوی مشروعهخواهان (شیخ فضلالله) تحت تهدید اسلحه و آشوب بود. پهلویها با منجمد کردن این بند ارتجاعی، اتفاقاً ملت را از اسارت یک متن ضد ملّی نجات دادند.
در نهایت، تقلیل ۵۰ سال مدرنیزاسیون، سکولاریسم دوفاکتو و حفظ تمامیت ارضی ایران به نقض مستمر قانون، همان تفکر انتزاعی است که متوجه نیست اگر آن انجماد رخ نمیداد، اشغالگران فعلی ۵۰ سال زودتر ایران را به قرون وسطی میبردند. به عبارتی اگر به فرمالیسم شما عمل میشد، دوقطبی شیخ و شاه، کشور را در همان دهه ۱۳۱۰ تقدیم بنیادگرایی میکرد. فراموش نکنید که قانون برای بقای ملت است، نه ملت برای قربانی شدن پای فرمالیسم حقوقی.
پاینده باشید.
@AmirTaheri4
استاد امیر طاهری گرامی،
زادروزتان خجسته باد. ❤️
در تمام این سالهای غربت، قلم استوار، تحلیلهای دقیق و نگاه ایرانگرای شما برای ما یک کلاس درس تمامعیار بوده است. شما به ما یاد دادید که چطور میشود با منطق، کلام فاخر و تکیه بر اصالت مشروطه، در برابر اشغالگران وطن ایستاد و از نام بزرگ ایران دفاع کرد.
وجود شما برای ایران، جریان ملی و مشروطهخواهی یک غنیمت بزرگ است.
تندرستی و طول عمرتان آرزوی قلبی ماست؛ به امید روزی که زادروزتان را در ایران آزاد پادشاهی جشن بگیریم.
حملات موشکی به اسرائیل در میانه مذاکرات، با سه کارکرد همزمان انجام شده:
۱. استرستست مذاکرات: سنجش جدیت امریکا برای ارزیابی وضع شکننده تحت استرس و دریافت تضمین عملی امریکا در موضوع لبنان، به جای وعدهی صرف.
۲. تثبیت معادله جدید موازنه منطقهای: جمهوری اسلامی در موازنهجدید از پیامرسانی نیابتی به اِسناد مستقیم عبور کرده و این نوعی تغییر ساختاری در دکترین بازدارندگی ایران است.
۳. پیام داخلی: جناح بقاگرا که مذاکره را پیش میبرد، باید به جناح جنگطلب داخلی ثابت کند که این توافق، از موضع تسلیم نیست.
نوع واکنشها و مدتزمان ادامه تنش، نتیجه این سه سطح را تعیین میکند.
خطاب به #بچههای_آیتالله و نخبگان رانتی اپوزیسیون:
همانطور که دفعات قبل در این شطرنج نظامی نقشی نداشتید، امروز هم ندارید؛ پس لطفاً موشکپرانیهای منطقه را به نام خودتان فاکتور نکنید.
با سپاس!
کاکو جان، فدای دلت.
سرت رو بالا بگیر، ما غریب و بیکس نیستیم، ما صاحب این خونهایم. این غمی که داره سینهت رو میشکافه، همون غیرت و عشق به ایرانه که تو رگهات میجوشه. اگر امروز خستهایم، به خاطر اینه که مسیر رو اشتباه به ما نشون دادند؛ اما شعلهٔ بازپسگیری میهن در قلب تکتک ما پادشاهیخواهان و ملیگرایان اصیل روشنه.
خون بچههامون که رو زمین ریخت، سند مالکیت ماست بر این جغرافیا. ما پسش میگیریم کاکو. از دل همین غمی که الان داری، طوفان فردا رو میسازیم.
@hunter_of57s کاکو خیلی غریب و بیکس هستیم.
کاش همون هجدهم و نوزدهم دی هیچوقت برنگشته بودم.
با این کوه غم اینقدر قلبم تند میزند احساس میکنم هر لحظه امکان داره سینه ام را شکافت بده و بیاد بیرون.
همه چیزمون را باختیم....
همانگونه که قبلاً در این رشتهتوئیت اشاره کردم، اگر شاهزاده رضا پهلوی از ابتدا به جای سرگرم شدن با ساختارهای مشورتی نظیر #سامانه_گذار، اقدام به تشکیل #دولت_در_تبعید بر پایه اصل پیوستگی حقوقی #مشروطه میکرد، امروز دست آمریکا برای تاراج ثروت ملی کاملاً بسته بود.
با فعالسازی دکترین بدهیهای منفور (Odious Debts)، خزانهداری آمریکا متوجه میشد که هرگونه دستاندازی به اموال ایران از نظر ملت باطل از ابتدا (Void ab initio) است؛ اما انفعال مشاوران رانتی و پروژههای فانتزی، فرصت سلب صلاحیت حقوقی از رژیم اشغالگر را سوزاند.
رشته توئیت:
شطرنج #رضاشاه_دوم@PahlaviReza با واشینگتن و تهران؛ چرا تشکیل #دولت_در_تبعید تیر خلاص به میز مذاکرات است؟
در حالی که به نظر میرسد جنگ تا این لحظه منجر به سقوط جمهوری اسلامی نشده و آمریکا در حال مذاکره با بقایای جمهوری اسلامی هست، بهترین استراتژی که رضاشاه دوم میتواند برای برگرداندن ورق بازی به نفع جنبش ملی و بازپسگیری ایران انجام دهد، از منظر حقوق بینالملل اعلام تشکیل دولت در تبعید است. اگرچه رضاشاه دوم با تشکیل #سامانه_گذار گامهای ارزشمندی در سازماندهی نخبگان برداشته، اما این سامانه باید از یک نهاد مشورتی به یک دولت در تبعید رسمی ارتقا یابد. تفاوت در اینجاست، سامانه گذار برای ادارهی فردای ایران است، اما دولت در تبعید برای سلب صلاحیت از رژیم در همین امروز است. با من همراه باشید تا بگویم این تغییر وضعیت حقوقی، چگونه میتواند اعتبار امضای جمهوری اسلامی را در جهان باطل و میز مذاکرات را به سود اراده ملی برهم بزند.
۱. فعالسازی وضعیت حقوقی (De Jure Government) و انحصار مشروعیت:
تشکیل دولت در تبعید (Exile Government) بر پایه اصل پیوستگی حقوقی (Legal Continuity) عمل میکند. رضا شاه دوم با استناد به قانون اساسی مشروطه (به عنوان آخرین سند مشروع پیش از انقطاع ۵۷)، وضعیت را از اپوزیسیون معترض به دولت قانونی در انتظار (De Jure) تغییر میدهد. مکانیزم حقوقی: به محض اعلام، تمام سفارتخانهها و سازمانهای بینالمللی با یک چالش شناسایی (Recognition Challenge) روبرو میشوند. این حرکت، رژیم تهران را به یک قدرت غاصب واقعگرا (De Facto Authority) تنزل میدهد که فاقد صلاحیت امضای معاهدات بلندمدت است.
۲. دکترین «بدهیهای منفور» (Odious Debts)؛ بمب خبری برای میز مذاکره:
دولت در تبعید باید فوراً بیانیهای حقوقی خطاب به خزانهداری آمریکا و بانکهای جهانی صادر کند. مکانیزم فنی: استناد به دکترین Odious Debts. طبق این قاعده، تعهدات مالی که یک رژیم استبدادی برای سرکوب ملت یا بقای خود ایجاد کرده، پس از سقوط برای دولت بعدی تعهدآور نیست.
تأثیر بر مذاکرات آمریکا: این پیام صریح به تیم ترامپ است که هرگونه توافق مالی یا آزادسازی اموال در قبال تعهدات رژیم، از نظر ملت ایران «باطل از ابتدا» (Void ab initio) است. این کار ریسک سیاسی و حقوقی مذاکره با تهران را برای واشینگتن به شدت بالا میبرد، چرا که آنها میفهمند طرف مذاکرهشان حق امضای پایدار ندارد.
۳. تشکیل هسته سخت «بوروکراسی گذار» (Shadow Cabinet):
دولت در تبعید نباید نمادین باشد، بلکه باید شامل یک بوروکراسی موازی از نخبگان ملی در حوزههای حساس (انرژی، بانک مرکزی، امنیت) باشد. مکانیزم: تدوین «پروتکلهای ساعت صفر». این هسته فنی موظف است به مدیران میانی و بدنه ارتش در داخل ایران تضمین حقوقی بدهد که در صورت همکاری با دولت در تبعید، از «تصفیههای پسا-سقوط» مصون خواهند بود. این اقدام، ماشین اداری نظام را در لحظه حساس مذاکرات بینالمللی دچار تردید ساختاری و ریزش پنهان میکند.
۴. مدیریت داراییهای حاکمیتی (Sovereign Assets Recovery):
برخلاف گروههای سیاسی که به دنبال فاند هستند، دولت در تبعید به عنوان یک شخصیت حقوقی بینالمللی، حق اقامه دعوا برای تصاحب داراییهای ملی را دارد. مکانیزم: پیگیری حقوقی برای مسدودسازی اموال غارتشده (Asset Freezing) به نام ملت ایران و نه جمهوری اسلامی. با این کار، شاهرگ مالی رژیم که برای لابیگری و تروریسم هزینه میشود، توسط دولت قانونی جایگزین هدف قرار میگیرد.
۵. برهمزدن استراتژی «بقای رژیم» در واشینگتن:
تیم ترامپ یا هر قدرت دیگری، زمانی با رژیم مذاکره میکند که بدیل منسجم (Coherent Alternative) نبیند. تشکیل دولت در تبعید با حضور مهرههای فنی، این بهانه را سلب میکند. ما با ارائه یک نقشه راه ثبات، به جهان نشان میدهیم که سقوط رژیم منجر به خلاء قدرت یا تجزیه نخواهد شد، بلکه منجر به بازگشت نظم ملی میشود. این کار ورق را از مذاکره برای بقا به مذاکره برای گذار برمیگرداند.
نتیجهگیری:
تجربه تاریخی نشان داده که قدرتهای جهانی با واقعیتهای روی زمین معامله میکنند. تا زمانی که رضا شاه دوم یک ساختار قانونی و بوروکراتیک ملی ارائه ندهد، جهان به اشغالگران مستقر به عنوان تنها طرف حساب نگاه میکند. تشکیل دولت در تبعید، یک جراحی حقوقی است که اراده ملی را به یک فاکتور غیرقابل حذف در معادلات بینالمللی تبدیل میکند. این نه یک انتخاب، بلکه تنها راه برای سلب مشروعیت از غاصب و بازپسگیری حق حاکمیت ملی است.
جناب @PahlaviReza،
گزاره «به دنبال مقام نیستم»، در ظاهر لحنی متواضعانه و دموکراتیک دارد، اما بر اساس منطق حقوق اساسی، یک خطای استراتژیک و مهلک است. شوربختانه، مشاوران اندیشکدهای موفق شدهاند یک ضرورت حقوقی و امنیتی را در ذهن شما به یک مقامخواهی شخصی تقلیل دهند.
این دقیقاً خروجی همان #دفترچههای_گذار و حلقههای نوفدی است تا پادشاه را به سمت انتحار هویتی و انفعال استراتژیک سوق دهند. ورشکستگان سیاسی ستادهای کروبی و رفسنجانی و چپهای ۵۷ی به همین انصراف حقوقی شما نیاز دارند تا ساختار فردا را پیش فروش کنند.
ما #مشروطهخواهان به شما یادآوری میکنیم که تاریخ، مدل شکستخوردهٔ احمدشاه قاجار را تکرار نخواهد کرد. شاه بیاختیار و خلع ید شده، یعنی متلاشی شدن ارتش و مسلط شدن گروههای تجزیهطلب بر مرزها. فریب این قابهای شیک را نخورید؛ فرجام این انفعال، استحاله جنبش پادشاهیخواهی و بازتولید آنارشی ۵۷ با ویترین اصلاحطلبان بیرای است.
پادشاهی مشروطه نیازی به تاییدیه لابی های خارجی ندارد سرمایه اجتماعی شما در کف خیابان است؛ به مسئولیت تاریخی خود بازگردید.
شاهزاده رضا پهلوی: هرگز در این سالها به دنبال مقام نبوده و نیستم.
بخشی از نشست آنلاین با شماری از فعالان و چهرههای رسانهای و هنری، ۱ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵
ما میتوانستیم در این سالها جاهای زیادی بوده باشیم، اما قطعاً در صف رأی به خاتمی، موسوی، روحانی، همتی و پزشکیان نبودهایم.
تفاوت ما با نخبگان رانتی که امروز بر مسند مشاورت تکیه زدهاند، در همین است؛ ما هیچوقت بخشی از ماشین مشروعیتبخشی به رژیم اشغالگر و فرقه تبهکار نبودهایم و روزگارمان در راهروهای دفتر تحکیم وحدت و ستادهای استمرارطلبی نگذشته است. کسی که عمرش را صرف روتوش کردن این رژیم انیرانی کرده، امروز نمیتواند برای بدنه اصیل و ملیگرای برانداز، متر و معیار کنشگری عملی تعیین کند.
سابقه ما سپید است؛ شما بفرمایید مالهکشی برای شرکای غارت ایران را از چه سالی متوقف کردهاید؟
Arm the Iranian people.
Arm the Iranian people.
Arm the Iranian people.
Arm the Iranian people.
Arm the Iranian people.
Arm the Iranian people.
Arm the Iranian people.
Arm the Iranian people.
Arm the Iranian people.
@POTUS@netanyahu
@hunter_of57s 👏🎯
بله، صورتمسئله خیلی بزرگتر از یک بحث درونگروهیه. اصرار شاهزاده بر این انفعال استراتژیک، فقط به استحالهٔ جنبش پادشاهیخواهی ختم نمیشه؛ این مسیر داره کل کلانروایت ملیگرایی ایرانی رو تو افکار عمومی بیاعتبار و زمینگیر میکنه.