پیام مهم از طرف مدیریت محترم پروژه بست فارسی:
توییتر دسترسی ماهی 150 میلیون توییت مارو یهو کرد 1500 تا و فعلن پروژه از کار افتاده تا ببینیم چه خاکی به سر میشه کرد.
پایان پیام مهم.
#TwitterAPI#TwitterDev
«مرگ بر خامنهای ضحاک!»
'ستارخان تهران، جلوی بازارچه، یه عابر به خانمی تذکر حجاب داد، درگیری شد و بعدش شعارها شروع شد.'
جمعه ۲۹ اردیبهشت، روز اعدام مجید کاظمی، صالح میرهاشمی و سعید یعقوبی
#خانه_اصفهان#مهسا_امینی
متنی که #سپیده_رشنو در اینستاگرام نوشته اینه:
«توی کمیتهٔ انضباطی دو صفحهٔ سفید دادند و گفتند دفاعت را بنویس. نوشتم:«به عنوان یک شهروند برای لباسی که میپوشم حق انتخاب دارم.» از فروردین ممنوعالورود شدم تا ابلاغ حکم کمیتهٔ انضباطی. بالأخره ابلاغِ شفاهی کردند:
«دو ترم منع از تحصیل(تعلیق) با احتساب سنوات»
اتاقِ خواب نداشتیم. ما توی اتاقهایِ خانهمان هم میخوابیدیم و هم همه کار میکردیم. یک اتاق داشتیم که یک مکانِ عمومی بود؛ مثل همهٔ جاهای دیگرِ خانهٔ پدری.امپرسیونیسم را با ضربآهنگ تلویزیون خواندم. تابستان که رسیدم به هپنینگ آرت، بردم با پشههای توی حیاط و تَرَق تَرَق کولرِ آبی خواندمش. سال اول رتبهام شد ۳۰۰. نه گریه و نه زاری و نه وساطت دیگران رأی خانواده را عوض نکرد. نگذاشتند بیایم تهران و آزمون عملی بدهم.
سال بعد کمتر از ۳۰۰ شدم. شب آزمون عملی با بلوز و شلوارِ توی خانه، بی این که کسی بفهمد، از درِ حیاط زدم بیرون و با ماشین داییم تا ترمینال آمدیم و دیگه دِ برو که رفتیم. دو سال، کابوسِ تکراری آن شب را میدیدم. هر شب میآمدم و هر شب برم میگرداندند. توی خنکیِ شب، وقتی که داشتم از یک کوچهی تاریکِ روستایی در سکوت میدویدم، «رهایی» برای بار اول توی جانم به راه افتاد و پشت گردنم یخ کرد.
با نفس نفس زدنهای آن شب در تاریکی، سفرِ کمتر از یک روز، با بیخوابی و خستگیِ دو سالهٔ ایستادن جلوی سینهٔ برادر و پدر، با اضطراب و وحشت آدمی که شب یکهو از خانه بیاجازه زده بیرون، با دهان خشک و بغض، توی حیاط هنرهای زیبا نشستم و باورم نمیشد که آزمون عملی عکاسی صد شدم.
رتبهام زیر ۴۰ شد. بابا و برادر را پشت سر گذاشتم اما اینجا تفکیک جنسیتی و سهمیهٔ هیئت علمی و سهمیهٔ شیر مرغ و سهمیهٔ جان آدمیزاد گردنکلفتتر بود. ماندم تهران. راه برگشتی در کار نبود. این بار هم بیاجازه و بیاطلاع بقچهام را زده بودم زیر بغل و آمده بودم. دو سال دیگر باز هم آن کنکورِ پر از تبعیض را دادم. دو سال کار کردم، درس خواندم، با گرما و تاریکی و پشههای توی حیاطِ پانسیونِ کصافتِ کارمندی تهران کشتی گرفتم، سال آخر کمالگرایی را کنار گذاشتم و بالاخره ماراتن با موانع بسیار، بعد از چهار سال به خط پایانِ «الزهرا» رسید.
بعد کمیته انضباطی گفتند دو ترم برو مرخصی. گفتم مرخصی اجباری نمیروم. تعلیق کردند. گفتم من بعد از دو ترم تعلیق برمیگردم ولی با همین پوشش برمیگردم. گفتند آن موقع هم ممنوعالورود میشوی. به اسم تعلیق اخراج میکنند، سر کلاس راه نمیدهند آدم را.
ما ایستادهایم. که تنها چیزی که از خودِ آزادی زیباتر است، ایستادن برای «آزادی» است.»
https://t.co/ntzxHkALQG
در اهمیت قانون اساسی همین بس که ماده ۱۴۶ که الان داریم نبود ایران تا الان توسط روسیه اشغال فیزیکی هم شده بود:
۱۴۶: استقرار هر گونه پایگاه نظامی خارجی در کشور هر چند به عنوان استفادههای صلح آمیز باشد ممنوع است
نتیجتا، معترضان اول قانون اساسیشون رو ارائه بدن جای کلی گویی 👇
کثافت به اون دین وآیین ومذهبتون بزنه که هیچ دین ومذهبی برای مردم باقی نگذاشتید،کثافت به اون حکومتی که برای کشتن چندجوجه کلاغ درعراق وفلسطین حنجره ی خودشونوپاره میکنندوادعای حقوق بشر راه میندازن آنوقت همون آقایون توهمی به راحتی فرزندان این سرزمین را به خاک وخون
بیاین غم بزرگ رو تبدیل به کار بزرگ کنیم.. من می خوام یه دوره جدید #پایتون ضبط کنم. پایتون ۳. از مبتدی تا سطحی خوب. اگر دوره قبلی رو دیدین خوشحال میشم بگین که چیا توش کم بوده و چیا باید اضافه بشه. کجاش شما رو گیج کرد یا جاش خالی بود؟ کاملا #جدی به مناسبت این مسخره جدید (:
جامعهی امروز ایران هوشیارتر و آگاهتر از دهههای پیشین است. ایرانیان دیگر تفاوت کاسبکاران خونفروش و آزادیخواهان میهندوست را میشناسند.پرسش اساسی این است که چرا پروپاگاندای چهل سالهی رژیم و دستگاههای بادکنکسازی خارج در شستوشوی مغزی جوانان ناتوانند؟
تو ایران ما انواع مالیات رو داریم که هیچ
روی تورم قیمت ماشین هم مالیات داریم
تورم هم که مالیات زوریه هم داریم
هر خدمتی هم بدن با هر کیفیتی حق سوال نداریم
تنها چیزی که مالیات نداره کسشر گفتن و ریدن مسئولانه
دبیرستان غیر دولتی شایان که امروز در اصفهان مورد حمله قرار گرفت مجهز به دوربین مداربسته است.در تمام کلاس ها و راهروها دوربین مداربسته نصب است.
#حملات_شیمیایی_به_مدارس
به نام خدای رنگینکمان
«من میثم، پدر #کیان_پیرفلک هستم، دادخواه خون پسرم هستم و هیچ شکایتی از #مجاهد_کورکور ندارم.»
این ویدیویی است که دقایقی پیش میثم پیرفلک در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است.
مجاهد کورکور است، مردی که نهادهای امنیتی به او اتهام دروغین کشتن و تیراندازی به کیان پیرفلک را زدهاند، مجاهد کورکور را بر اساس شکنجهها و اعترافات اجباری به اعدام محکوم کردند.
این در حالی است که شاهدانی که در شب کشتهشدن کیان پیرفلک در آنجا حضور داشتند میگویند هیچ اثری از مجاهد کورکور در آنجا نبوده است و به چشم دیدهاند که ماموران امنیتی بودند که کیان را به قتل رساندند.
اگر احتیاج به وکیل دارید با مشاوران حقوقی دادبان تماس بگیرید
#دادبان #مهسا_امینی
1/امروز سپاه، تو تهران به مدرسه ابتدایی فامیلمون، حمله شیمیایی کرد، دو تا دانشآموز و دو تا معلم رو مجبور شدن با آمبولانس ببرن بیمارستان، جمهوری اسلامی و خامنهای با حمله به بچهها میخواد از پدر و مادرهاشون انتقام بگیره⬇️
#مهسا_امینی#IRGCterrorists#IranRevoIution