دیوید اسپکتور در تازهترین گزارش خود برای نیویورک پست با دو تن از رهبران میدانی انقلاب ملی شیر و خورشید در داخل ایران گفتوگو کرده است، افرادی که با به خطر انداختن جان خود، تنها یک پیام برای جهان دارند:
«ما در حال آماده شدن هستیم. از خیزش دیماه درس گرفتیم و مصمم هستیم کاری را که آغاز کردهایم، به پایان برسانیم.»
«ما بهخوبی میدانیم با چه خطرهایی روبهرو هستیم، یا این رژیم میرود، یا ما.»
بخشهایی از روایت تأثیرگذار آنها در مجموعه پستهای زیر آمده است.
امروز فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، در جنایتی دیگر، آروین خیرخواه، جوان دلیر ۲۰ ساله اهل شاهرود و از بازداشتشدگان انقلاب ملی شیر و خورشید را به دار آویخت.
آروین در آخرین گفتوگو با خانوادهاش گفته بود:
«نگذارید من را فراموش کنند. ما برای آزادی میهن رفتیم، نگذارید مسیری که رفتیم خاموش شود.»
هر طناب داری که این رژیم بر گردن فرزندان ایران میاندازد، اعترافی است به وحشتش از ملت ایران. رژیمی که برای بقا به اعدام پناه میبرد، قدرتمند نیست، درمانده، هراسان و در حال دستوپا زدن برای بقای خود است. از خیزش دوباره ملت میترسد و به همین دلیل جوانان ایران را یکی پس از دیگری به قتل میرساند.
آمران و عاملان این جنایت باید بدانند: روز حساب فرا خواهد رسید. نه طناب دار، نه زندان و نه سرکوب، شما را از مجازات نجات نخواهد داد. تکتک کسانی که در قتل آروین نقش داشتند، در برابر ملت ایران و دادگاه عدالت پاسخگو خواهند شد.
به خانواده داغدار آروین، دوستان و نزدیکانش، مردم شریف شاهرود و ملت بزرگ ایران میگویم: خون آروین و همه فرزندان این سرزمین که به دست این رژیم تبهکار به قتل رسیدهاند، هرگز فراموش نخواهد شد و دادخواهی آنان تا روز اجرای عدالت ادامه خواهد داشت.
اکنون جان شماری دیگر از بازداشتشدگان پرونده شاهرود، از جمله جواد عجم، مرتضی زمانی، مهدی رنجر، فرشید رحمانی، علیرضا ساغری و پویا ساغری نیز در خطر است.
در برابر ماشین اعدام سکوت نکنیم. صدای آنان باشیم، پیش از آنکه دیر شود.
Today, the regime in Iran executed Arvin Kheirkhah, a courageous young protester detained during Iran’s Lion and Sun National Uprising.
He was only 20 years old.
In his final conversation with his family, Arvin told them:
“Don’t let them forget me. We stood up for the liberation of our homeland.
Don’t let the path we chose be silenced.”
بعد از جرجتاون گفتند «تمام شد». بعد از جنگ ۱۲روزه گفتند «تمام شد». بعد از ۱۸ و ۱۹ دی گفتند «تمام شد». بعد از جنگ ۴۰روزه هم گفتند «تمام شد».
هر بار یک روایت ساختند و هر بار همان روایت زیر بار واقعیت فرو ریخت. این موجودات وحشی هنوز نمی دانند که رضاشاه دوم یک موج زودگذر نیست، صدسال پشتوانهی تاریخی دارد و نامش در ذهن و جان بسیاری از ایرانیان ریشه دوانده است. تا ایران پابرجاست، نام پهلوی نیز در حافظه و تاریخ این سرزمین زنده خواهد ماند.
تینا قاضیمراد، مدیر ارتباطات و رسانه دفتر شاهزاده رضا پهلوی، در گفتوگو با تلویزیون کلمه توضیح میدهد که شاهزاده رضا پهلوی تنها از رنج و محرومیت تحمیلشده بر مردم جنوب و جنوبشرق ایران آگاه نیستند، بلکه برای توسعه و شکوفایی این مناطق نیز چشماندازی روشن دارند.
در این گفتوگو، به ظرفیت راهبردی بندر چابهار، نقش آن در اتصال ایران به آسیای مرکزی و تبدیل آن به موتور توسعه و ثروتآفرینی در یک ایران آزاد پرداخته میشود.
Senator Lindsey Graham earned the affection of millions of Iranians by standing with them in their fight for freedom.
Today, I will attend his funeral in Washington to bid farewell on behalf of my compatriots.
Read my tribute in the @WashingtonPost:
https://t.co/VERdynceJH
ما نمیگذاریم حقیقت وارونه شود.
این جنگ را جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرده، و مسئولیت آن بر عهده همین رژیم و حامیان آشکار و پنهانش است.
کسانی که سالها در برابر فقر، فساد، تبعیض و ویرانی کشور سکوت کردند یا در آن شریک بودند، امروز نمیتوانند با پناه گرفتن پشت نام «ایران»، کارنامه سیاه خود را سپید کنند.
«نیمقرن بعد، پسر مردی که به نماد اپوزیسیون مارکسیست ایران بدل شده بود، اکنون در کنار شاهزاده رضا پهلوی ایستاده است.»
در گزارشی مفصل در روزنامه «اورشلیم پست»، الکس وینستون روایت شایان توجه مازیار ماکسیمیلیان جزنی را بازگو میکند و به این میپردازد که چرا او شاهزاده رضا پهلوی را رهبری میداند که توانایی متحد کردن ایرانیان حول آیندهای سکولار و دموکراتیک را دارد.
فرزند بیژن جزنی میگوید حمایت او از شاهزاده، ریشه در پایبندی ایشان به آزادیهای فردی، تمامیت ارضی ایران، حاکمیت قانون و، مهمتر از همه، حق مردم ایران برای تعیین آزادانه نوع نظام سیاسی آیندهشان دارد.
او درباره دیدار اخیرش با شاهزاده رضا پهلوی بیان می کند:
«او کسی نیست که دروغ بگوید. حرف دلش را میزند و به آنچه میگوید عمل میکند.»
جزنی همچنین یادآور شد که شاهزاده رضا پهلوی بهروشنی تأکید کرده است که به دنبال تاجوتخت نیست، بلکه برای حق مردم ایران در تعیین آینده خود از طریق انتخابات آزاد مبارزه میکند.
در حالی که ایرانیان همچنان برای آزادی خود مبارزه میکنند، به برلین آمدهام تا صدای آنها باشم.
فردا در مجلس فدرال آلمان با مقامات منتخب از احزاب مختلف سیاسی این کشور دیدار خواهم کرد. همچنین، گفتوگوهایی با رسانهها و دیدارهایی با ایرانیان مقیم آلمان خواهم داشت.
«ما برای بازپسگیری ایران از این رژیم اشغالگر ایستادهایم. این مسیر آسان نیست، اما مقصد روشن است.
هر گام با برنامه، بر پایه واقعیتهای میدانی و با تکیه بر منافع ملت ایران برداشته میشود و شما در جریان مسیر پیش رو قرار خواهید گرفت.
برای حفظ ارتباط، تلویزیون «انقلاب ملی ایران» را از طریق ماهواره دنبال کنید و سد سانسور رژیم را بشکنید.
تاریکی ماندگار نیست.
نور ایران پیروز خواهد شد.»
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگو با روهیت کاچرو، دبیر امنیت جهانی در شبکه آی تی وی بریتانیا در پاسخ به پرسشی درباره «منطقی» نامیده شدن رهبری جدید جمهوری اسلامی از سوی ترامپ گفت: من روند رویدادها را بر اساس تیترهای خبری قضاوت نمیکنم.
ایکس بالاخره آپدیت جدید داد و پرچممون درست شد 🥺😍😭
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
دوست دارم تا صبح پرچم بزارم 😭😭😭🥺
#جاویدشاه
To Counter-Terrorism Police: Bushra Shaikh held an official meeting with IRGC General Ebrahim Azizi just days ago.
The IRGC is a proscribed terrorist group. I and countless others are furious you’re taking no action. She is a clear threat to Britain’s security.
Arrest her.
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگو با کریستین مالارد، روزنامهنگار و خبرنگار فرانسوی، در شبکه I24NEWS تأکید کرد که سالهاست هشدار میدهد جمهوری اسلامی در ذات خود با آزادی و دموکراسی ناسازگار است و بقای ایدئولوژی خود را بر منافع و رفاه مردم ایران ترجیح میدهد.
به گفته او، آنچه امروز شاهد آن هستیم، بار دیگر درستی این هشدار را ثابت میکند، رژیمی که نه به رفاه مردم ایران، بلکه به بقای خود و صدور ایدئولوژیاش از طریق نیروهای نیابتی میاندیشد. پیامدهای این سیاست دیگر تنها به خاورمیانه محدود نیست و امروز امنیت شهروندان در اروپا و دیگر نقاط جهان را نیز تهدید میکند.
از گولاگ تا تهران: همدستی بسیاری از رسانههای غربی در سفیدشویی جنایات جمهوری اسلامی
گزارشهای اخیر رسانههای غربی، از جمله بی بی سی، سی ان ان، فایننشیال تایمز و گاردین درباره مراسمهای حکومتی جمهوری اسلامی، نشاندهنده سقوط آشکار شرافت و اصالت روزنامهنگاری است.
این رسانهها با بازتاب دادن روایتهای رژیم، یک الگوی تاریک تاریخی را تکرار میکنند: تبدیل شدن به بوق تبلیغاتی حکومتهای توتالیتر و چشمپوشی عامدانه بر جنایات و فجایع حکومت.
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» مستند کرده است که چگونه خبرنگاران غربی با سفر به اتحاد جماهیر شوروی، پروپاگاندا و دروغهای حکومت را به عنوان واقعیت تکرار میکردند، در حالی که آمار روزانه مرگ و شکنجه هیچ جایی در گزارشهای آنان نداشت.
اگرچه انگیزه برخی روزنامهنگاران، صرفاً غرضورزیهای ایدئولوژیک آنها است، اما برای عدهای دیگر، این وضعیت پیامد سمیِ "خبرنگاریِ وابسته به دسترسی" است. این خبرنگاران که مجذوب اعتبار حرفهایِ "گزارشگری از درون ایران" شدهاند، تن به معاملهای اهریمنی میدهند. جمهوری اسلامی دسترسی آنان را به شدت کنترل می کند و به عنوان ابزاری برای فشار به کار میگیرد. مجوز فعالیت آنها تنها تا زمانی تمدید میشود که روایتهای رژیم را تکرار کنند و چشم خود را بر خونهای جاری در خیابانها ببندند.
امروز نیز چهرههای رسانهای غربی در ایران دقیقاً همان رویکرد را پیاده میکنند.
ما باید از این روزنامهنگاران مدعی بیطرفی بپرسیم:
آیا رژیم به شما اجازه داد راهپیماییهای بزرگ و سراسری ۱۸ و ۱۹ دی ماه را در صدها شهر ایران پوشش دهید که برای سرنگونی حکومت بر پا شد؟
آیا توانستید از داخل ایران درباره کیسههای سیاه پیکرها در سردخانهها، یا معترضان مجروحی که روی تخت بیمارستانها هدف قرار گرفتند گزارش تهیه کنید؟
آیا اجازه یافتید در مراسم چهلمین روز درگذشت معترضان کشتهشده شرکت کنید؟
سفیدشویی نمایشهای فرمایشی حکومت در حالی که اعدامها و شکنجههای مداوم نادیده گرفته میشوند، روزنامهنگاری نیست؛ بلکه همدستی با نیروی شر است. متأسفانه، این پدیده جدیدی نیست. ایران تنها تازهترین و نگرانکنندهترین نمونه آن است.
این رویکرد یادآور «مالکوم کالدول» است. دانشگاهی اسکاتلندی و نویسنده روزنامه گاردین که سرسختانه از رژیم خمرهای سرخ در کامبوج دفاع میکرد و گزارشهای مربوط به کشتارها را نادیده میگرفت، اما در نهایت خود قربانی همان حکومتی شد که تطهیرش میکرد. کالدول در زمان کتمان نسلکشی کامبوج، در یادداشتی ننگین در روزنامه گاردین ادعا کرده بود: «یک پناهنده شاید روایتی صادقانه تا جایی که خودش میداند ارائه دهد، اما این روایت لزوماً دقیق نیست».
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» نشان داد که چگونه روزنامهنگاران غربی به اتحاد جماهیر شوروی سفر میکردند و تبلیغات شوروی را بهجای واقعیت بازتاب میدادند، در حالیکه مرگهای روزانه و شکنجهها را کاملاً نادیده میگرفتند. والتر دورانتی نیز بهدلیل دفاع از شوروی و سفیدشویی جنایات آن در نیویورکتایمز، به چهرهای بدنام تبدیل شد.
امروز نیز بسیاری از خبرنگاران غربی دقیقاً از همان منطق و ادبیات بیرحمانه برای بیاعتبار کردن شهادتها و روایتهای دستاول مردم ایران استفاده میکنند.
ما از شورای سردبیری رسانه های غربی میخواهیم که انتشار تبلیغات حکومتی و تاییدشده توسط رژیم را متوقف کنند، به صدای اپوزیسیون دموکراتیک ایران وزنی برابر بدهند، و نقض سیستماتیک حقوق بشر در سراسر ایران را به درستی و دقت گزارش کنند.