بنده پوشش فعلیم رو مدیون همین هایی هستم که در هر دورهای شورش رو در اوردن
من هنوز نتونستم خودم شورش رو در بیارم ولی هرچقدر این خانما بیشتر شورش رو در بیارن راه برای منی که توی یه خانواده سفت و سخت و سنتیم هموارتر میشه
انگار این آدمها به جای من با خانوادهام جنگیدن
از کسشرترین محتوایی که این روزا میبینم این موضوع «یارو آمپول لاغری زده نمیگه ولی ما زرنگیم میفهمیم» هست.
اون پز انسان مدرن و قائل به حریم شخصی بودنتون چی شد؟ وقتی موضوع اثبات زرنگی میشه خاموشش میکنید؟
زندگی خودشه دوست نداره بگه. چه مرگتونه که فک میکنید حق دارید کنکاش کنید؟
روز تعطیل از خواب بیدار شدم و دیدم برق نیست. این یعنی چی؟ یعنی آب نیست. این یعنی چی؟ یعنی برای اجابت مزاج میبایست شال و کلاه کنم برم خونه والدینم.
متوجهید؟ پا شم برم خونه یکی که برم دستشوییشون.
ریدن در موال خانه خود چی بود که اونم به ما نمیبینید؟
خانم مسن، تو قسمت بانوان مترو، از همه زنهایی که دید رد شد و از اولین مردی که دید آدرس پرسید.
مرده هم آدرس رو بلد نبود یه جواب رندم رو با اعتماد به نفس تمام ارائه داد.
اومدم آدرس درست رو بدم ولی دیدم به من چه؟ نتیجه اون بایاس جنسی تو اعتماد میشه اشتباه رفتن. چرا دستکاریش کنم؟
نوشته : در همسایگی منزل ما آخوندی تنها زندگی میکرد و کُلفَتی جوان داشت به نام سکینه که کارهاش رو انجام میداد.
هر بار آخوند از تو اتاق داد میزد: سکینه!
زن جوان با صدای بلند جواب میداد: نخیر حاج آقا!
و بعد میآمد ببینه حاجآقا چه کاری داره. 👇