@memar1980 من این داستان رو هم باور نمیکنم. تسویهحساب درونگروهی بوده بنظرم. کار تیم شغال طرقبهست.
خواستن بچسبوننش به مخالفان رژیم و پادشاهیخواهها. هوشیاری مردم و بخصوص کاربران فضای مجازی نقشهشون رو سوزوند. این داستان "زن بلاگر" و "امر به معروف" رو در آوردن برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت.
עברית אחרי פרסית
حدود یک سال و نیم پیش، همراه با ولیعهد ایران، رضا پهلوی، از تأسیسات آبشیرینکن «شورک» بازدید کردم – نمادی از فناوری پیشگام اسرائیلی که وعدهی آب پاک و سالم را میدهد.
امروز، با توجه به بحران شدید آب که شما، ملت ایران، با آن روبهرو هستید، نخستوزیر نتانیاهو پیامی روشن به شما میدهد: به محض آنکه آزاد شوید، اسرائیل در کنار شما خواهد بود با فناوریهای پیشرفتهی بازیافت آب که آیندهای بهتر، ایمن و پایدار را برایتان تضمین خواهد کرد.
من باور دارم که در آینده،
با رهبری نخستوزیر نتانیاهو، میتوانیم صفحهای تازه از همکاری، صلح و پیشرفت بگشاییم – به سود شما و به سود همهی ما.
سال آینده در تهران آزاد!
לפני כשנה וחצי ביקרתי יחד עם יורש העצר האיראני, רזא פהלוי, במתקן ההתפלה שורק – סמל לטכנולוגיה ישראלית פורצת דרך שמבטיחה מים נקיים ובטוחים.
כיום, נוכח המשבר החמור במים שאתם, העם האיראני, מתמודדים איתו, ראש הממשלה נתניהו פונה אליכם בקריאה ברורה: ברגע שתצאו לחופשי, ישראל תהיה לצידכם עם טכנולוגיות מחזור מים מתקדמות, שיבטיחו לכם עתיד טוב, בטוח ובר קיימא.
אני מאמינה שבעתיד
בהובלת ראש הממשלה נתניהו, נוכל לפתוח דף חדש של שיתוף פעולה, שלום והתקדמות – לטובתכם ולטובת כולנו
בשנה הבאה בטהרן החופשית!
ARM THE IRANIAN PEOPLE!
I have been arguing for arming the Iranian people since the beginning of the war with the Iranian regime. It is now widely understood and supported by a growing number of people. It is absolutely necessary if we are to defeat the Iranian regime. The question is whether that is our objective. It appears not, at least not now. The emphasis is on making a deal for a variety of familiar and oft-repeated reasons.
https://t.co/bkkpGCrmcU
راهپیمایی ایرانیان ساکن سوئد در استکهلم در حمایت از رهبری شاهزاده رضا پهلوی برای تغییر رژیم و اعتراض به اعدام جوانان در ایران.
شماری دیگر از قهرمانان انقلاب شیر و خورشید در خطر فوری اعدام قرار دارند.
از همه ظرفیتها برای فشار بینالمللی جهت توقف ماشین کشتار رژیم استفاده کنیم.
در اوایل دهه۹۰ شمسی مخالفان بشار اسد با یکدیگر متحد شدند و خیلی از کشورهای غربی هم از آنها حمایت میکردند. تا اینکه اتفاقی جلوی دوربینها افتاد و خیلی چیزها را عوض کرد.
یک ویدئو منتشر شد که یک نفر که گفته میشد جزو جنگجویان مخالف اسد است، قلب یک سرباز ارتش سوریه را از سینهاش در آورد و جلوی دوربین شروع به خوردنش کرد. فیلمی که طبیعتا همه را شوکه کرد و سیل اعلام انزجار جهانی را بهدنبال داشت، و باعث شد چهرهای خشن و ترسناک از مخالفان اسد به دنیا مخابره شود.
خب، حالا برگردیم به امروز و ایران. یک فیلم توسط رسانههای رژیم منتشر شده از صحنههایی شطرنجیشده که ادعا میشود مربوط است به "کشتنِ یک مداح حکومتی با در آوردن قلبش درحالیکه او هنوز زنده است"، و در ادامه ادعا میکنند که "کار مخالفان رژیم است". شباهت را میبینید؟
حکومتی که هزاران جنایت خوفناک علیه مردم ایران کرده و دهها هزار نفر از آنها را به گلوله بسته و در خیابانها هدشات کرده و با قمه و تبر مغز آنها را از جمجمه بیرون کشیده و حتی روی تخت بیمارستان هم شهروندان بیدفاع زخمیشده را تیر خلاص زده، قصد دارد با استناد به یک ویدئو مخالفان خودش را "اشخاصی خشن با رفتارهایی غیر انسانی" معرفی کند.
طبیعتا گرفتن انتقام از جلادان مردمکش حکومتی را حق مردم میدانم و هرجا اگر هموطنانم انتقامی از زبالههای حکومتی بگیرند، خوشحال میشوم و تمامقد حمایت میکنم. این فیلم و خبر و نحوهی انتشارش اما مشکوک است.
Iran's Rights in the Caspian Sea Are Not Negotiable.
The Islamic Republic, amid profound structural weakness and a deep crisis of legitimacy, is seeking to advance and implement the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea (the Aktau Convention). This effort, undertaken without the mandate of the Iranian people and without a clear and comprehensive guarantee of Iran's historic rights, is deeply concerning and constitutes a serious threat to Iran's national interests.
Under the 1921 and 1940 treaties between Iran and the Soviet Union, the legal regime governing the Caspian Sea was founded on the parties' shared rights and the principles of mutual agreement and common interests.
Following the dissolution of the Soviet Union, the newly independent states reaffirmed, in the Alma-Ata Declaration (December 1991), their commitment to the treaties of the former Soviet Union and to fulfilling the international obligations arising from those agreements through the successor states.
Accordingly, any fundamental change to the legal status of this strategically vital body of water must be made with the agreement of all littoral states and with full respect for Iran's rights.
However, the Aktau Convention provides for the conclusion of bilateral and multilateral agreements among the littoral states concerning portions of the seabed and subsoil of the Caspian Sea, areas that were previously part of the shared waters of Iran and the Soviet Union.
This sets a dangerous precedent. By circumventing the principle of consensus among all littoral states, it effectively weakens Iran's historic position and diminishes the country's role in determining the future legal status of the Caspian Sea.
Since the signing of the Aktau Convention in 2018, I have repeatedly warned that "national interests cannot be safeguarded from a position of weakness." At the time, I also stressed that the criminal clique ruling the Islamic Republic sacrifices the interests of the Iranian nation and homeland for its own survival, and that its foreign policy repeatedly resorts to concessions and appeasement from a position of weakness.
My position on the current process remains unchanged. I consider the Islamic Republic's attempt to ratify this convention to be contrary to Iran's national interests.
No decision concerning Iran's resources, borders, or sovereign rights in this strategic body of water can possess legitimacy without the genuine participation and consent of the Iranian people. Iran's rights in the Caspian Sea are not negotiable, nor can they be relinquished. Any action that undermines these rights will be recorded in the historical memory of the Iranian nation, and those responsible will ultimately be held accountable by the people of Iran.
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران