تاریخ، مرثیهای است بلند برای روحِ به بند کشیده شدهٔ زنانه؛ کتابی آغشته به اشک و خاکستر که صفحاتش را با خاموش کردنِ پویاترین چشمههای زندگی نوشتهاند.
برای قرنها، هر جا که زنی خواست «خودش» باشد، جهان شمشیرش را تیز کرد. در غرب، تازیانهٔ تعصب به نام «شکار جادوگران» بر پیکر زنی فرود آمد که گیاهان را میشناخت، زمین داشت یا تنهایی را بر اهلی شدن ترجیح میداد. آنها را به زنجیر کشیدند، زنده زنده در آتش سوزاندند و خاکسترشان را به باد دادند تا به دنیا نشان دهند تاوانِ سرکشی، سوختن است.
اما این رنج، مرزی نداشت. در خاورمیانه و زیر سقفِ ساختارهای سختگیرانهٔ دینی و سنتهای کور، همان آتش به شکلهای دیگری شعلهور شد.
در سایه سنتهای جاهلی و نگاههای یهود مذهبی—چه در روایاتِ کینهتوزانهای که زن را «ریشهٔ تمام گناهان بشر» و «جنس دوم» میخواندند، و چه در خفقانی که به اسم «اسلام» و «ناموس» بر او تحمیل شد—قلبهای بیشماری زیر پوتینهای مردسالاری له شد. زنی که حق نداشت مالک بدنش باشد، زنی که صدای سنگین سنگسار را روی استخوانهایش حس کرد، و دخترانی که رگِ گردنشان به دست برادر و پدر، تنها به جرمِ «عاشق شدن» یا «نفس کشیدن خارج از قفس» بریده شد...
آنها جادوگر نامیده نشدند، اما به اسم «مفسد»، «ناخالص» یا «بیناموس» در کورهراههای تاریک تاریخ به قتل رسیدند.
پیامی که هزاران سال از سلولهای تاریخ به گوش رسید، سمّی و یکسان بود:
«نفست را حبس کن. بالت را بچین. صدایت را در گلو خفه کن. چنان کوچک شو که دیده نشوی... که اگر قد بکشی، تبرِ حقبهجانبِ جامعه سرت را خواهد زد.»
این رنجها نمردهاند؛ آنها مانند فریادی بیصوت در ژنهای ما جاریاند. این ترسی که امروز هر زنی وقتِ فریاد زدن، وقتِ پا پس نکشیدن و وقتِ گرفتنِ حقش در سینه احساس میکند—این ضربانِ تند و آزاردهندهٔ قلب—یک ترس ساده نیست؛ این صدای نالهٔ اجداد ماست که از اعماق قرنها در وجودمان میپیچد.
این، «زخمِ تاریخ» است. زخمی که از خاکسترِ جادوگرانِ اروپا تا خاکِ آغشته به خونِ دخترانِ بیگناهِ شرق امتداد دارد. زخمی که تنها زمانی التیام مییابد که هیچ زنی، برای آفتابی شدن و قد کشیدن، تاوانِ مرگ نپردازد. #زن_زندگی_آزادی
"For me, 'Allahu Akbar' evokes the sound of execution."
I didn't sleep all night, like millions of Iranians, on the same night they took the sons of this country to the gallows at dawn prayer time, in Alikhani Square in Isfahan.
This is my interview with @BILD German newspaper the morning after. The morning after a public execution. With this headline:
Prominent critic of the Mullah regime:
"For me, 'Allahu Akbar' evokes the sound of execution."
Masih Alinejad warns Germany about its appeasement approach toward Islamists.
Masih urges Germans to avoid misplaced tolerance and accommodation when dealing with Islamists.
Full interview:
https://t.co/qkmqaLPEan
نتیجه ۴۷ سال حکومت آخوندی و سپاهی :
محاصره دریایی ، تورم سه رقمی ، مهاجرتهای گسترده، جنگ بی پایان ، اقتصاد ورشکسته و دلار ۲۰۰ هزار تومنی و .................
بعد میاد میگه ما برای کشور استقلال آوردیم ، اصلا نمیدونم چه فحشی بدم لایقت باشه
@SaeedZbr31525@Kamrano666 ادعای شما از منظر مقایسه نسبی آزادی فضای نقد درونساختاری و تکثر رسانهای با اغلب رژیمهای منطقه تا حدی قابل قبوله، اسراییل نسبت به بقیه خاورمیانه بهتره ؛ اما از منظر تعاریف جامع دموکراسی (شامل حقوق بشر و برابری همهجانبه) ادعایی نادرسته.
@SaeedZbr31525@Kamrano666 بله دموکراسی نحوه و شیوهای از زندگیه نه فقط رای دادن نیست، ایران بدترین حالت دیکتاتوری رو داره که به نظام فاشیست توتالتر مذهبیه،. خطرناکترین رژیم ممکن
نقابی دیگر کنار رفت؛
اینبار از چهره محمد نایب یزدی، دلقک آزارگر فرقه پهلوی در توییتر
پهلوی—این مار خفته بر راه براندازی رژیم #شیعی_سپاهی— را امان ندهیم!
#پهلوی_شیاد در شهادتنامههای لبالب دروغش— که در جزیره «آقا خان» در باهاما پیشش گذاشتهاند و امضایشان کرده است— مدعی شده است که سایبریهای خود را نمیشناسد و نیز متهمانی که مهمان سیرک مونیخ بوده اند هم سر خود به دیدار او شتافته اند!
شاید درست بگوید، و سردستهی سایبریهای او هم #هاربانو ی فرد دیگری (مثلا تام مورلی) باشد و بیربط به این مردک!
اما مانده ام پهلوی برای محمد نایبیزدی چه بهانهای دارد که نام سایبری خود را از یکی از صفات ولینعمتش (دلقک/ Joker) برگرفته است؟
راستی؛ فکر میکنید از عمر تیم سایبری مرحمتی #IRGCterrorists به #فرقه_پهلوی (به سرکردگی ابراهیم اللهبخشی و مهدی حاجتی) چند روز مانده است؟
#جاوید_ایران
اسنادی جدید از دروغگویی های رضا پهلوی در رابطه پرونده قتل سیاسی دکتر مسجودی
پلیس منتظر چیست ؟
با گذشت زمان همچنان شواهد و اسناد بیشتری از دروغگویی ها و پنهان کاری های رضا پهلوی و دفترش آشکار می شود
رضا پهلوی در بند ۱۱ سوگندنامه مربوط به پرونده S-240157 که در تاریخ ۱۰ نوامبر ۲۰۲۵ امضاء کرده است ادعا کرده است که هیچیک از خواندگان پرونده را نمی شناسد.
البته او بار دیگر دروغ می گوید.
از آنجا که دروغگو کم حافظه است او فراموش کرده است که یکی از خواندگان این پرونده را خودش شخصا به گردهمآیی سلطنت طلبان در مونیخ که تنها چند ماه پیشتر یعنی در جولای همان سال برگزار شده بود دعوت کرده است!
آرش کمانچه یکی از خواندگان این پرونده است که در راس گروه «ماموریت برای وطنم ونکوور» ، در ژوئیه ۲۰۲۵ یعنی فقط چهار ماه پیش از آن به دعوت رسمی شخص رضا پهلوی یا دفترش در گردهمآیی مونیخ شرکت کرده پرچم منحوس سازمان جهنمی و ضد بشری ساواک را برافراشته بود.
رضا پهلوی چرا دروغ می گوید؟
ا و درحال پنهان کردن چه حقیقتی است؟
شواهد بر دروغگویی های رضا پهلوی و دفترش آنقدر زیاد است که دیگر تیم یکپارچه تحقیقات قتل دکتر #مسعود_مسجودی نمی تواند چشمان خود را بر روی آن ببندد.
ما خواستار یک بازجویی شفاف از رضا پهلوی در مورد میران نقش و نوع ارتباط خودش یا دفترش با جنایت قتل سیاسی نخبه ریاضی ایران زنده یاد جاوید نام دکتر #مسعود_مسجودی هستیم.
تصاویر اسناد منتشره در این پست همگی از حساب ایکس زنده یاد جاوید نام دکتر #مسعود_مسجودی برداشته شده اند.
افشاگری ها و انتشار اسناد بیشتر از ارتباط #فرقه_پهلوی با این جنایت هولناک و وحشیانه همچنان ادامه خواهد داشت.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
#MasoodMasjoody
@HomicideTeam@BCProsecution@USAttorneys
این روزها وقتی میخوای ببینی کی بیگناهه، دنبال کلمه « جاسوسی» تو پروندهاش بگرد. جاسوسها در ردههای بالای رژیم هستند و برای فرار از پاسخگویی، بیگناهانی را با اعترافات زیر شکنجه قربانی همین جرم واهی میکنند.
امروز هم #امید_بهزاد و #پوریا_صفوت را با همین پروندهسازی اعدام کردند.