«زن:
شما از گردهی ما تسمهها کشیدهاید…
شما دمار از روزگار ما در آوردهاید. فرق من و تو یک شمشیر است که بر کمر بستهای.
سردار:
زبانت ببرد!
زن:
و تو شمشیر را برای همین بستهای»
- بهرام بیضایی (مرگ یزدگرد)
#زنان_افغان#هرات
یارو با من چندماه پیش دعوا و بحث که افغانها رو باید دیپورت کرد، الان چپ و راست داره هشتگ هرات میزنه پای توییتها و پستهاش. بهش میگم ترک نمیخوری؟ میگه تو خجالت بکش که فرق بین این دو موقعیت رو نمیفهمی :))))
تجربهی روزانه: هر پلتفرمی که باز میکنم دوتا خبر دستگیری و اعدام، سفر تابستونی و کروز و عکس کشتهشده و هشتگ فراموش نمیکنیم و عکس پلاژ و دادخواهی.
ایرونی همهی عمر ترک خورد و به تخم هیچکس هم نبود.
از یه پزشک در #تهران#روایت_کشتار
«یه خانمی اومده بود بیمارستان با خواهش التماس که بچهام تو صندوق عقب ماشینه میتونی جواز دفن صادر کنی»
«بیمارستانهای اصلی و مجهز اصلا جا نداشتن، آمبولانس هم نداشتیم، برای جابجایی مریض تو هر آمبولانس ۴ نفر، ۲ نفر رو تخت ۲ نفر رو زمین»
«از روز سوم حراست شروع کرد گیر دادن که حق ندارین دیگه مجهول الهویه بزنید بیمارها رو»
«ما داشتیم بیمار رو CPR میکردیم اونا میومدن انگشتش رو میزدن تو استمپ که اثر انگشتش رو بگیرن»
«همهی پرونداهای «تراما با جسم نافذ» رو جمع کردن و دوربینهای بیمارستان رو هم نگاه میکردن و تطبیق میدادن برای شناسایی»
«تو بیمارستان هم یه گازی زدن که اشکآور نبود، ما اشکآور خوردیم میدونیم این اون نبود»
«مردم که میان حال مریضشون رو بپرسن و ما و پرستارا میریم بهشون خبر میدیم بعدش حراست سیمجیم میکنه ما رو که کیبود چیکار داشت با کی کار داشت»
« تو بیمارستان سمت شوش فقط ۱ نفر با ساچمه آوردن، بقیه همه گلوله جنگی، ۷۰٪ تو سر ۳۰ ٪ تو جنیتال»
«یکی دو نفر تیر توی گلوشون خورده بود»
«جمعه دیگه کلا دستم بیحس بود، انقدر که CPR کردم بیمارها رو»
«بعضی بیمارستانها رو قفل میکردن (ورود ممنوع خروج ممنوع) تا بتونن کسی رو که دنبالش هستند رو پیدا کنند، حتا کادر درمان رو هم نمیگذاشتن بیان یا برن»
«اکسپایر شده زیر ۱۸ سال زیاد داشتیم، والدین کشته شدهها هم جوون بودن چه برسه به خود کشته شدهها
«چیزی جز قتل عام نبود»
#IranMassacre #DigitalBlackoutIran