@hacolhavel تو فارسی میانه معنی مراقبت کردن و محافظت کردن داشته.
خیلی وقت پیش بهش برخورده بودم و الان باز یادش افتادم، به این فکر میکردم که اگر پرهیزکار را اینطوری معنی کنیم جالب میشه: کسی که مراقب و محافظت میکنه.
ماه قبل تو دامپزشکی یه آقاهه با افتخار داشت میگفت سگم کار میکنه، پیج و درآمد خودش را داره. الانم که این گربههه داره خرج خودش را درمیاره.
غریزهی مادریم هی سیخونکم میزنه برم سرکوفت بزنم به حیوونک و بگم یاد بگیر، بچهی مردم کار میکنه، تو چیت از اونا کمتره؟
به گزارشی برخوردم که مجتهدان سال ۱۸۸۰ تلاش میکنن که زردشتیها هم مثل یهودیها لباس با وصله مشخص بپوشن ولی و زردشتیها سه روز فرصت میگیرن تا وصلهها را آماده بکنن؛ تو این مدت زنان زردشتی دست به کار میشن و در حاشیهی لباسهاشون گلدوزیهایی میکنن و به عنوان وصله معرفی میکنن.
جالب اینکه در دوره صفوی زردشتی دوزی به این صورت قاجاری نبوده و دقیقا در همین بازه زمانی این هنر اوج میگیره اما ندیدم جایی همچین پیشینهای برای زردشتی دوزی ارائه بدن.
در سردخانه جا نیست، رو سمتِ نسترنها
پشتِ حیاط خفتند یک لایه پیرهنها
دامن کشان، سبکبار، در هجرتی شبانه
با گوشوارِ خونین میراثِ مادرانه ..
چله نشین پدرها در انتظار ماندند
نام عزیزشان را در هیچجا نخواندند
از بستگان که را داشت؟ همکارِ دردمندش؟
خویشی که پیکرش را تحویل میدهندش..
گفت آن نسیم بر موت، هر گل ز شاخه افتاد
پروانهی بنفشی.. دیدی.. مرا به یاد آر ..