آقامون ابی میفرماید:
شب مرد تنها پُر از یادِ یاره
پُر از گریه تلخ بی اختیاره
شب مرد تنها شب بیتو مُردن
شب غربت و دل به مستی سپردن
شب های جوونی چه بی اعتباره
همه اش بیقراری همه اش انتظاره
بهش میگم الان برای برگشت به مارکت باید چیکار کنیم؟
میگه ول کن تو حال و حوصلهی این بچه مچهها هفتاد و هشتاد رو نداری،شصتی صحیح و سالم نمونده دیگه، همینجوری بیشتر بهت خوش میگذره.
حالا چون راست میگه دلیل نمیشه بیادب نباشه!