پوتین مثل استالین تو شرارت خودش فوقالعاده باهوش عمل میکنه.
دشمنان و خائنین رو تو هر جایگاه و شهرت و قدرتی که باشند در هرجایی از دنیا حذف میکنه.
البته خوشبختانه روسیه یه جمهوری سکولار غیرآخوندی داره و دیکتاتوری نمیشه و مردمش رعیت نیستند!
#الکسی_ناوالنی
۲.
حالا بیا به قرن ۲۱م و سال ۱۴۰۲ و در آستانه ورود به ۱۴۰۳ ، شما برو به شهرداری محلتون و بگو فلان دکه در فلان پارک رو به بنده بدید توش کاسبی کنم .
بهت میگن برو فلان شرکت ، این دکهها دست اون شرکته است .
میری شرکته ، میگی من فلان دکه رو میخام اجاره کنم توش ی کاسبی کنم .
اونجا بعداز اینکه تا همفیهاخالدونت رو درآوردن که یوقت نکنه معاند نظام باشی و نکنه مخالف اصل ولایت فقیه باشی ، بهت میگن اجاره یکساله اون دکه ۶ متری ۵۰۰ میلیون تومن پیش و ماهیانه ۵۵ میلیون تومنه .
خوب ، حالا اگه شما فکر کردی که با فروش پفک و آدامس و چیپس و روزنامه میتونی ماهی ۵۵ میلیون تومن دراری که اجاره بدی و همین قدرم دراری که بخوری .
باید بگمت که عزیزم کور خوندی .
واین رو هم شهرداری میدونه و هم شرکته .
درنتیجه ، پولهرو ازت میگیرن ، بعدش دیگه دستت بازه که تنوع محصولاتی رو که میفروشی انقدر زیاد کنی که تلافی نو و کهنه رو برات دراره .
مثلاً در محصولاتت چیپس ، شیشه ، آدامس ، تریاک ، انواع پفک ، کراک ، روزنامه ، علف و ... رو در کنار هم ارائه میدی و به این ترتیب هم تو پول خوبی درمیاری ، هم شرکتی (شازدهای) که شهرداری دکههارو بهش داده و هم خود شهرداری .
این تازه ی مثال کوچیکش بود
حالا هرچی ابعاد این رو گندهتر کنی ، ابعاد فاجعه هم وسیعتر و گندهتر میشه .
مثلاً شما ی کارخانه نخ ریسی میزنی و میری به کارخانه پلیاکریل و میگی به من ماده اولیه بدین برای تولید نخهای اکریلیک .
درجا با تیپا میندازنت بیرون
و اونجا میفهمی که باید بری به بازار تهران پیش فلان حاجآقای بازاری و ماده اولیهات رو تهیه کنی .
و وقتی میری پیش حاجی ، میبینی که قیمت مادهاولیهای که مثلاً خود کارخونه در سایتش زده تنی ۲۵۰ هزارتومن رو بهت میده به تنی ۳.۶ میلپون تومن .
خوب ، در اینجا میگی گور پدر پلیاکریل و حاجآقا فلان ، میرم مواد اولیه وارداتی چینی میخرم .
اما بعد از کلی سگدو زنی میفهمی که مونوپل واردات مواداولیه کارخانهات دست گلپسر حاجاقا است .
حالا جیغ بزن ، نعره بکش و بگو با این قیمتها نمیشه کار کرد که ؟
در اینجاست که صدها کارشناس و اقتصاددان جمهوری اسلامی از موسی غنینژاد بگیر بیا تا احمدتوکلی خیلی راحت بهت میگن عزیزم اقتصاد صحنه رقابته و اگر برات نمیصرفه ، گوه خوردی رفتی کارخونه زدی . حالا هم کارت نمیگرده ؟
به درک درش رو ببند ، غصه کارگرهات رو هم نخور ، صداشون دربیاد ، انقدر نهاد و نیروی امنیتی هست که ننشونو یجا بکنه تو ماتحتشون که صداشون در نیاد .
کلام #آخر :
اینا فقط نمونه بود که گفتمتون ، وگرنه تعجب اینه که چرا تا الان قحطی میلیونی ملت رو نفرستاده سینه قبرستون .
البته دیرم نشده ، سال ۱۴۰۳ پیش روته عزیزم ، این قحطی رو گردن کی میندازین ؟
خلاصه که ، درسته که الان قرن بیست و یکمه ، اما این مال ملل دنیاست ، شما عزیزم داری در عصر ناصری زندگی میکنی با اقتصاد قجری
۱.
حالا دیگه طرف مبلغ ۲۵۰ هزارتومن از جیبش رفته بود ، تازه در پایان سال هم باید مثلاً مبلغ ۴۰ هزارتومن به عنوان مالیات برای مرکز بفرسته .
خوب ، این آدم حالا چیکار میکرد ؟
طبیعتاً باید از منابع درآمدی آن استان جوری استفاده میکرد که بتونه :
اولاً ۲۵۰ هزارتومنی رو که پرداخت کرده برگردونه ، ثانیاً حداقل ۳۰۰ هزارتومن هم جمع کنه که بتونه سال دیگه در مزایده بعدی شرکت کنه .
ثالثاً ۴۰ هزارتومن پول مالیات مرکز رو بده
رابعاً پولی دستش بیاد که پول تفنگچی و ... رو بده
خامساً ی ۳۰۰ هزارتومن هم بزاره جیبش که سود کرده باشه .
و به مرور زمان ، شازدههای محترم قجری منابع عظیم درآمدیی رو کشف کردن که امروزه و در همین سال ۱۴۰۲ در جمهوری اسلامی بهش میگن خودکفائی نهاد اقتصادی .
حالا اینا چیکار میکردن ؟
اولاً به عنوان اخذ مالیات بلائی به سر مردم میآوردن که بجای ۴۰ هزارتومن ، ۲۴۰ هزارتومن جمع میشد
۴۰ تومنش رو میفرستادن دربخانه مبارکه
ی ۱۴۰ ، ۱۵۰ تومنش رو هم حاکم ولایت میگذاشت جیبش
الباقی پول هم مابین مامورین اخذ مالیات تقسیم میشد .
این منبع اول درامد حاکمان ولایات
منبع دوم این بود که حاکم به محض ورود به دارالحکومه ، کل ولایت رو به مزایده میگذاشت و همه رو درجا برای یکسال واگذار میکرد .
- مثلاً آب انبارها رو نسبت به بزرگی و کوچیکی آنها مابین سالیانه ۱۵۰ تا ۵۰۰ تومان اجاره میداد .
حتی آب انبارهای وقفی رو
- کاروانسراها رو آن هم بسته به بزرگی و کوچکی و اینکه در مسیر شاهراهی هستند یا خیر مابین ۱۸۰۰ تا ۱۰.۰۰۰ تومن سالیانه واگذار میکرد
- سرپرستی قلیون فروشها (قهوهخونهها نه) سالیانه ۵.۰۰۰ تومن
- راهداری ، بسته به اینکه چه جادهای باشه ، مثلاً شاهراه به سمت کربلا و نجف یا مشهد و یا تهران باشه رو سالیانه مابین ۱۰ تا ۴۰ هزارتومن واگذار میکردن .
و همینطور بگیر و برو جلو .
حالا این الگوی مشعشع حکومت در زمان قاجار به کجا رسید ؟
در نهایت اینکه کار در اواسط حکومت ناصرالدینشاه به اینجا کشید که کل درآمد مملکت از مثلاً سالی ۱۲ میلیون تومان (۲۴ کرور تومن) رسید به چیزی حدود ۶ تا ۸ میلیون تومن .
چرا ؟
چون هرکسی هرجایی رو میگرفت ، میدونست که یکسال اینجارو در اختیار داره و در نتیجه با تمام قدرت تا میتونه هم باید ملت رو بچاپه که پول امسالش گیرش بیاد ، هم انقدری گیرش بیاد که در مزایده سال بعد هم بتونه شرکت کنه .
بیخود نیست که در تمام سفرنامههای عصر قاجار میبینید که مکرراً تاکید کردن که مثلاً وارد یک کاروانسرا در فلانجا شدن و به محضی که خواستن غذائی بخورن ، ادمهای کاروانسرادار با چوب و چماق ریختن سرشون که گوه خوردین غذا آوردین و باید از مغازههای کاروانسرا خرید کنید و بعد غذا رو اینجا بپزید . و مسافران ننه مرده مجبور بودن که گوشت و سبزیجات و هیزم و ذغال و ... رو به ۱۰ برابر قیمت بازار عادی از داخل دکانهای کاروانسرا خرید کنند و در مقابل چشم کاروانسرادار آشپزی کنن تا دیگه کتک نخورن .
و اینجوری شد که در تمام ۱۳۷ سال حکومت قاجارها ۱ ساختمون درست درمون بجز مسجد تکیه و حسینیه و کاخ برای شازدهها ساخته نشد . ی پل ی جاده ، ی قنات درست نشد و مملکت روز به روز به قهقرا رفت ، چون هرکسی میگفت گور پدر ملت ، من یسال دیگه رفتم ، چشم بعدی کور ، اون بیاد درستش کنه .
۲.
خوب ، سئوال اکنون این است که اگر امروز این آرمانشهر حزبالله که تشکیل شده براساس نظرات تاریخی و مشعشعانه ولایت فقیه خمینی و حسینعلیمنتظری است به سرنوشت کمونیسم در اتحاد جماهیر شوروی دچار بشه چی ؟
جاش چه چیزی رو به شما ملت همیشه در صحنهای که هدف از خلقتتون هیچچچچچچ چیزی نیست مگر گول خوردن اماله میکنند ؟
خوب ، باید گفت که طبق فرمول روسیه این اتوپیای آینده ، باید ویژگیهای جدیدی داشته باشه که شکل ظاهریش بلکل با نظریه ولایت فقیه خمینی متفاوت باشه ، اما همون اهداف و آرمان رو پیش ببره .
پس در گام اول باید نقطهگذاری تاریخی رو تغییر داد .
ینی بجای نوشتن میلیونها صفحه کتاب و مقاله و.... و میلیونها ساعت سخنرانی در مورد دوران طلائی حکومت امام علی باید بگردند اون مقطعی از تاریخ ایران را پیدا کنند که به درد تپوندن به مردم میخوره .
اگه بخام ی مثال خیلی ملموس براتون بزنم این میشه که :
دوران طلائی و آرمانی تاریخ روسیه برای استالین عصر حکومت تزار ایوان چهارم واسیلیویچ معروف به ایوان مخوف بود که در زمان خود استالین چندین و چند فیلم هم در مورد وی و دوران حکومتش ساخته شد .
اما از نظر حکومت پوتین ، عصر طلایی تاریخ روسیه نه دوران ایوان ، که دوران حکومت پتر یکم الکسیویچ ، معروف به کبیر هست .
خوب ، حالا اگر بپذیریم که دوران استیلای ایدئولوژی حکومتی ولایت فقیه در ایران تمام شده ، جایگزین آن چه ایدئولوژیی میتواند باشد که :
اولاً ، ژنش تهاجمی باشه و مثل سرطان در منطقه نفوذ کنه و همچنان خاورمیانه رو به آتش و خون بکشه ، اگرم نکشه ، آتش رو زیر خاکستر نگهداره.
ثانیاً ، هیجانانگیز باشه و به راحتی ملت رو به هیجان بیاره که بشه درمیانه هیجانات ملت پالون پشتشون بست و سوارشون شد .
ثالثاً ، منافع قدرتهای جهانی را تامین کنه که چیزی بجز جنگ در خاورمیانه نیست
رابعاً ، با نفرت پراکنی مداوم و شبانهروزی منطقه خاورمیانه را در لبه جنگ قرار بده
رابعاً منافع گروهها و رانتخوارانی که صاحبان صنایع داخلی هستند رو تامین کنه و در جهت منافع آنان هم ملت را راحتتر سرکوب کنه ، هم جلوی هرنوع اعتراضی رو بگیره و هم سرمایهداری مدرن رو به نفع سرمایهداری سنتی خفه و نابود کنه .
راستی ، به نظر شما ، کدوم مقطع تاریخ ایران هست که در آن یک هندیزاده از ایرانیان ، ایرانیتر شد ، ایران را در دریای خون غرق کرد ، تا دینش رو به ایرانیان تحمیل کنه ؟
کدوم پادشاهی بود که به قدرتهای خارجی اعلام کرد تمام خاورمیانه مال ماست و باید از منطقه خارج بشید و ایران رو برای ۴۰۰ سال وارد جنگهایی بیحاصل کرد و خون میلیونها جوان این مملکت رو در صحراهای عراق و سوریه و لبنان ریخت ؟
به نظر شما ، این مقطع تاریخی ، طلاییترین مقطع تاریخ ایران برای پس از محو ایدئولوژی شیعه سلفی نیست ؟
قضاوت با خود شماست ، وزنازادههائی که هرگز به سئوالات شما جواب نمیدهند
@With_pahlavi3 البته شعار «بختیار سنگرتو نگهدار»
مثل اینکه خاتمی رو منجی ایران بدونیم
اون عوضی دنبال ساقط کردن پادشاهی از ایران بود که از آخوندهای شپش زده لگد خورد و به او او افتاد.
نقل است که هر سال در روز والنتیان و افزایش تقاصای برای خرید گُل، پیامبر(ص) آتش بزرگی فراهم کرده و با باسن مبارکشان به درون آتش می پریدند. آتش به اذن خدا به گلستان تبدیل می شد و آن بزرگوار با فروش گل های آن به قیمت زیاد، سود فراوانی می کردند.
پیامبر و تبدیل چالش به فرصت،ص523
@m_pooyafard کسیکه فیلم بازجویی همسر سعید امامی دیده (اگه دوام اورده باشه تا اخرش ببینه) و فکر میکنه این جماعت برای ماندن در قدرت خط قرمزی متصور هستند ،باید به عقلش شک کرد.
این جنایات به فرمان نمایندگان خدا بر روی زمین و جانشین های امام زمان انجام گرفته و میگیرد.