متن مرامنامه دارالفنون:
راست بگویید، راست بشنوید، راست بروید
آنچه را که میخواهید جسورانه و خردمندانه به دست آورید
میهن عزیز ما ایران، نیازمند به جوانان تندرست و داناست
ورزش کنید تا تندرست و توانا و
دانش آموزید تا دانا و خردمند باشید
با گیگی 410 هزار تومن اینجام تا بگم اگر اینترنت رو برای جاسوس های موصاد قطع کردین، دارین جوک میگین
فقط میخواین از من کارگر پول در بیارید
این پول حرومتون.
اینترنت آپشن نیست، زیرساخته. قطع زیرساخت هم مثل بمبارانش، اخلاقی و انسانی نیست.
بعضی مدافعان جنگ به ایده مبارزه مدنی خرده میگیرند که درین سالها هیچ حاصل و ثمری نداشته و تغییری در شرایط ایجاد نکرده است. حتی اگر فرض غلطشان را در مورد بیدستاوردی مبارزات مدنی و جنبشهای اجتماعی بپذیریم واقعاً آیا "هیچ" ازینهمه کشته و ویرانی و ��یآیندگی حاصل از جنگ بهتر نیست؟!
سونامی تعدیل نیروهای کار محدود به ایجاد مشکلات معیشتی افراد نیست. خود نفس مشغول به کار بودن حواس رو از هزاران نگرانی و استرس وضعیت جنگ و بیاینترنتی و مشکلات عدیده مملکت در این روزها دور میکرد.
ضربههای آخر به روان فروپاشیده
اگر از من بپرسند مجموعه تصورات اشتباه و سومحاسبه های مخالفان ج.ا در سالهای اخیر رو در یک عبارت خلاصه کن, میگم «ساده سازی براندازی»: دفاع از فقیرتر کردن جامعه از طریق تحریم های اقتصادی، ترویج خشونت و انتقام، روایت سازی های غلط انداز، تصور رفتن همه راه های نرفته، برون سپاری تغییر رژیم به بیگانگان، عادی سازی جنگ و ویرانی، و حالا دل خوش کردن به اختلافات در هیات حاکمه ج.ا بر سر توافق با آمریکا، همه ناشی از همین ساده سازی براندازی بوده.
بچه���های داخل ایران که با اینترنت گیگی خدا تومن میاید که در دنیای آزاد نفس بکشید و از زندگی روزمرهتون مینویسید، شما( دور از جونتون) فقط حق مر��ن اونم فقط در جهت خواستههای یه گروه دارید تا اینا رو راضی نگهدارید که در نهایت براتون مراسم جاویدنامخوانی راه بندازن. زندگی دارید میکنید؟ واقعا که.
چند ساعت پیش اسلاوی ژیژک مقالهی تازهای مرتبط به ایران منتشر کرد.
او میگوید وضعیت سیاسی امروز را نمیتوان فقط با اقتصاد، منافع مادی یا محاسبههای ژئوپولیتیک فهمید. از نظر او، آنچه امروز به همان اندازه تعیینکننده است، تحقیر، خشم، شأن، و میل به بهرسمیتشناختهشدن است. به همین دلیل، او ترامپ را فقط یک سیاستمدار بیثبات یا پرخاشگر نمیبیند، بلکه او را چهرهی نمونهوار پوپولیسم معاصر میداند: رهبری که از یک سو از سوی هوادارانش تا حدی به مقام شبهمقدس ارتقا مییابد و از ��وی دیگر، بیپرده و وقیحانه سخن میگوید. از نگاه ژیژک، این جمع تقدس و ابتذال تصادفی نیست، بلکه نشانهی زوال نظم سیاسی امروز است.
ژیژک تأکید میکند که نباید رویارویی با ایران را فقط به نفت، سود، یا منافع نظامی فروکاست. به نظر او، این تقابل به همان اندازه به مسئلهی تحقیر و کرامت مربوط است. او میگوید جمهوری اسلامی، با وجود همهی خشونتها و سرکوبهایش، این نبرد را نه صرفاً بهعنوان یک نزاع مادی، بلکه بهصورت امتناع از پذیرش صلحی تحقیرآمیز و دفاع از شأن ایران صورتبندی میکند. برای ژیژک این نکته بسیار مهم است: انسانها و حتی دولتها فقط برای «نان» نمیجن��ند، بلکه برای حفظ عزت و جلوگیری از خواری نیز میجنگند.
با این حال، ژیژک بههیچوجه در مقام تطهیر جمهوری اسلامی نیست. او صریحاً خشونت و ماهیت سرکوبگر آن را میپذیرد. اما در عین حال میگوید این امر هرگز زبان نابودسازی و تهدید به محو یک تمدن را ��ز سوی آمریکا و اسرائیل توجیه نمیکند. تندترین ادعای او این است که وقتی ترامپ از نابودکردن ایران یا بازگرداندن آن به ویرانی تمدنی سخن میگوید، ما فقط با یک اغراق لفظی یا تاکتیک چانهزنی روبهرو نیستیم؛ بلکه با نوعی میل بربرمنشانه به «محو تمدنی» مواجهایم. ژیژک در یکی از مهمترین وارونگیهای مقاله میگوید که ایران، با وجود همهی جنبههای تاریک رژیمش، در این لحظه از آنرو در جانب «تمدن» قرار میگیرد که خود موضوع تهدید به نابودی است، در حالی که آمریکا و اسرائیل در جایگاه نیرویی ظاهر میشوند که میخواهد تمدنی را از میان ببرد.
او همچنین بر یک تناقض بیرحما��ه دست میگذارد: همان کسی که از «مردم بزرگ ایران» سخن میگوید، همزمان تهدید به نابودی همان جهانی میکند که این مردم در آن زندگی میکنند. از نظر ژیژک، این دوگانگی کاملاً افشاگر است: زبان همدلانه و انساندوستانه بهراحتی میتواند با خشونت امپریالیستی همراه شود. افزون بر این، او بر ریاکاری آشکار ماجرا هم تأکید میکند: رئیسجمهور یک قدرت هستهای، در کنار اسرائیل هستهای، کشوری را تهدید میکند که دستکم فعلاً سلاح هستهای ندارد، اما در عین حال طوری سخن میگوید که گویی خود داشتن چنین سلاحی بزرگترین جنایت است.
ژیژک همچنین تصریح میکند که این وضعیت را نباید به زبان سادهی «برخورد تمدنها» توضیح داد. از نگاه او، ما با دو تمدن همارز که صرفاً در حال جنگ با یکدیگر باشند مواجه نیستیم. مسئله این است که نیرویی که خود را مظهر تمدن میداند، اکنون آشکارا به نابودی یک جامعه و جهان تاریخی دیگر تهدید میکند. حتی آتشبس موقت هم، به نظر او، این مسئل�� را حل نمیکند، چون خطر اصلی در جای دیگری است: در این واقعیت که امروز تهدید به محو یک تمدن میتواند از قلب قدرت جهانی به زبانی عادی و علنی بیان شود.
در نهایت، ایران برای ژیژک نشانهای از بحران عمیقتر جهان معاصر است. آنچه در قبال ایران آشکار میشود، از نظر او، پیوند میان ابتذال قدرت، سیاست تحقیر، شکست دموکراسی لیبرال و آمادگی روزافزون برای خشونتی است که دیگر فقط متوجه یک دولت یا حکومت نیست، بلکه یک تمدن را هدف میگیرد. این همان هشدار اصلی ژیژک است: جهان امروز وارد مرحلهای شده که در آن، نابودی میتواند در زبان نجات، امنیت و حتی «دفاع از تمدن» بیان شود.
Miriam Margolyes تو یه مصاحبهای گفت به عنوان یک یهودی احساس میکنم هیتلر پیروز شده، چون ما رو شبیه به خودش کرده. فارغ از این که درست گفته یا نه، جمهوری اسلامی هم با خیلیا این کارو کرده انگار.
اگه هنوز هم بعد از دیدن بیبرنامگی و وزن سیاسی رضا پهلوی امیدی به این جریان دارید، تبریک میگم شما تبدیل به ورژن دوم شیعه شدهاید که هرگز باخت نمیده.
اینترنشنال یک دستگاه اتفافا حرفهای پروپاگانداست. رسانهای که در اصل بخشی از پروژه مشروعسازی جنگ و حمله به ایران بوده و با تاکتیکهای دقیق، مخاطبانش رو بهخودش «معتاد» میکنه. راستش خود من هم که پنچ شش سال اخیر ذهنم درگیر مساله خطر جنگ و تبلیغات فاشیستی بوده وقتی یکی دو ساعت
الجزیره خبری کار کرده درباره #قطعی_اینترنت در #ایران و حالا راویان روایت حکومت دارند به مخاطب غیرایرانی القا میکنند که اینترنت در ایران قطع نشده، فقط به خاطر شرایط جنگی کمی محدودش کردند و مردم به سرویسهای محلی دسترسی دارند!
یکبار برای همیشه تعریف اینترنت رو مرور کنیم: اینترنت یک شبکه جهانیه و دقیقاً همون چیزیه که الان برای بیشتر مردم ایران قطعه.
ما چیزی به اسم "اینترنت داخلی" نداریم. اینکه چند سرویس داخلی، بانکی یا حکومتی هنوز کار میکنند، واقعیت رو عوض نمیکنه.
این چیزی که باقی مونده اسمش اینترنت نیست که بگید یهذرهاش به خاطر جنگ قطع شده. این افتضاح، شبکهای محدود، کنترلشده و طبقاتیه.
پس اینترنت در ایران قطع است!
و این یک واقعیت فنی و قابل اندازهگیریه نه فقط یک اختلاف نظر درباره تعریف واژهها!
بله دوستان حقوق زن، حقوق کودک، قوانین مربوط به ارث و میراث و دیه و شهادتِ دادگاه و هزاران چیز دیگه، بسیار بسیار عصر حجری هستن. آیا این دلیل بر اینه که ما کلا متعلق به عصر حجریم و باید موسسات تحقیقاتی و دارویی و تاسیسات برقمون رو بزنن که بریم تو غار زندگی کنیم؟ خندهتون نمیگیره؟
اگر جنگ شد، اگر اینترنت قطع شد، اگر دیگر نتوانستیم از حال هم باخبر شویم، اگر برای هر کدام از ما اتفاقی افتاد
فقط این را به یاد داشته باشید:
ما زندگی را دوست داشتیم. ما طرفدار مرگ، ویرانی و نفرت نبودیم. ما با استبداد مخالف بودیم چه آنکه در داخل، نفس را تنگ میکند و چه آنکه از بیرون، با بمب و تحریم و تهدید بر سر مردم آوار میشود.
دل ما برای مردم ایران میتپید. برای کودکی که باید آینده داشته باشد، برای زنی که باید بیترس زندگی کند، برای مردی که نباید زیر بار تحقیر خم شود.
ما زندگی بهتر میخواستیم. برای همه. بیاستثنا.
شاید آرمانگرایانه بود. اما آرمانِ ما، زندگی بود نه ویرانی.
اگر صدایمان قطع شد، بدانید که تا آخر سمت زندگی ایستاده بودیم.
سرتاسر هیاهوی مجازی قدارهکشان مجازی #فرقه_پهلوی برای اینه که این احساس رو به شما بدهند که تنها هستید. تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نشید. هر از چندی روی هشتگهایی مثل اینها کلیک کنید تا ببینید که بیشمارید. کارکرد هشتگ اصلا همینه:
#از_دموکراسی_بگو#مصطفی_تاجزاده
#از_دموکراسی_بگو و این جملهی مزخرفی که «باید بالاسر ایرانیها دیکتاتور باشه» رو به زبالهدان تاریخ بیانداز.
ما لایق آزادی هستیم،
جاید ما، جاوید ایران، جاوید آزادی.
شما به یک فرشته قدرت مادالعمر بده و بعد از ده سال یک دیکتاتور تحویل خواهی گرفت!
این چرخه بدون حتی یک مورد استثنا از ابتدای تاریخ بشر تا امروز تکرار شده است
#از_دموکراسی_بگو