There’s lots of phenomenal analysis on GL-X, the new General License by @USTreasury implementing the MoU w/ Iran online, especially by my @FDD colleagues @miadmaleki and @maxmeizlish who served in various roles at OFAC in the past.
But let me just add a few additional through-lines:
- The GL is historic in scale and scope. It waives penalties in ELEVEN major US sanctions programs that touch Iran, including both regulations and executive orders, all for the purpose of keeping the US in line with its commitments to Iran re sanctions relief under the MoU, which were required to be done “immediately” to let Iran sell oil AND repatriate revenue.
- What’s the reason for needing to waive penalties in so many sanctions programs, from those countering terrorism to WMD to conventional arms to the Russia/Ukraine war just for a deal with Iran to let them sell oil? It’s because Iran’s oil sales and proceeds funds ALL that destabilizing activity, and more! And now, at least for the next 60 days the waiver will be in effect, rendering transactions with previously sanctioned vessels, persons, and entities, licit. The impact is so broad that even American refiners can import Iranian oil during this time, which would be a historic first in decades.
- Dangerously, the waiver permits payment to Iran in US dollars. It also fails to capture these funds in escrow accounts where Iran’s access can be monitored and restricted. Previous US sanctions laws passed by Congress contained these important carve-outs to trap oil funds for states making reductions in Iranian oil purchases. This does not.
- This waiver also dials down the “hassle factor” long associated with US sanctions as a follow on effect. Iran need not now launder money through costly and complex illicit networks called shadow banking networks to repatriate oil funds. It can work directly through foreign financial institutions which means less loss/skimming and less pressure.
- Additionally, this GL comes amid the larger MoU and negotiations with Iran wherein the US promises to hold back any new sanctions against the regime (see pt 9 in the MoU). This arrests the impact and growth of US sanctions on Iran regardless of the threat status while conditioning the market in Iran’s favor.
- Naturally, this arrangement befits the Islamic Republic, but also those who purchase Iranian oil or petrochemical products. In a word, that’s China, which based on the time you are looking at, imports between 80-90 percent of these products from Iran.
.
تاملی بر جایگاه شهریار ایرانی از دیدگاه فیلسوف آلمانی
الاهه رامندی
بهار ۲۵۸۵ شاهنشاهی
----
الاهه رامندی، مدیرمسئول و سردبیر نشریه آلمانیزبان «ایران دیسکورس»، در این یادداشت از ایدههای «هانس بلومنبرگ» - فیلسوف معاصر آلمانی - پیرامون مفهوم «اسطوره» مدد میگیرد تا از خلال آن بتواند جایگاه تکین شاهزاده رضا پهلوی در جامعه ایرانی را مورد تحلیل قرار دهد.
او در بخشی از این یادداشت مینویسد:
«"هانس بلومنبرگ" ـ فیلسوف آلمانی ـ در همان صفحات آغازین کتاب مشهور خود Arbeit am Mythos - که در فارسی با عنوان "کار بر روی اسطوره" شناخته میشود - از مفهومی سخن میگوید که آن را Absolutismus der Wirklichkeit، یعنی "مطلقیتِ واقعیت"، مینامد. به این معنا که در لحظاتی از تاریخ، واقعیت چنان مطلق و فراگیر میشود که نه قابل فهم است و نه قابل تغییر؛ و دقیقا در چنین وضعیتی است که اسطوره پدید میآید. به بیان بلومنبرگ اسطوره یک سازوکار دگرسازی است. امر "بیگانه، هراسانگیز و تحملناپذیر" را برمیدارد و در یک گذار روایی با نمادسازی و معنابخشی، آن را در "سطحی قابلتحمل و آشنا" قرار میدهد».
الاهه رامندی در ادامه مینویسد:
«از این منظر، شاهزاده رضا پهلوی در سالهای اخیر برای بخشی از جامعهی ایرانی، بدل به چنین نقطهای شده است؛ نقطهای که حول آن امید، معنا و آینده سامان مییابند. او در ناخودآگاه جمعی، نه صرفا در مقام ولیعهدی در تبعید، بلکه در قالب نمادی تاریخی و عاطفی حضور دارد؛ نمادی که در آن گذشته و آینده به هم میپیوندند و امکان ایرانی دگرسان را مقابل "جمهوری اسلامی" - این واقعیت بیرحم و مطلق - ممکن میسازد. چنانکه بلومنبرگ میگوید: "اسطوره پاسخی است به اضطرار بقا مقابل مطلقیت واقعیت"».
.
«از این رو، میتوان گفت که در روان جمعی ایرانیان، "رضا پهلوی" در حکم سازوکاری برای مهار اضطراب جمعی عمل میکند؛ نه از آنرو که پاسخی نهایی دارد، بلکه از آن جهت که نفس حضورش، "امکان" را ممکن میسازد. از یک سو، رضا پهلوی در کنش سیاسی خود کوشیده است تا بر دفاع از امر ملی، آزادی و حقوق شهروندی کارگشا باشد و از سوی دیگر، در سطحی عمیقتر و شاید ناخواسته، بدل به تصویر امید شده است؛ امیدی که جامعه از رهگذر او آیندهای ممکن را در افق میبیند».
----
صورت کامل مقاله در وبسایت «فریدون»:
https://t.co/6JHbV3MAxT
برای دریافت رایگان و آسان نسخه پیدیاف شماره ۱۲، به لینک زیر مراجعه کنید:
https://t.co/MbnxjTde0f
.
استناد «کارشناس» صداوسیمای جمهوری اسلامی به رضا ضیاء ابراهیمی*
رضا عرب
خرداد ۲۵۸۵ شاهنشاهی
----
«کارشناس امنیتی» در برنامه «جریان» در تلویزیون جمهوری اسلامی، هنگامی که میخواهد به منتقدان حکومت و کسانی که از حملات اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی حمایت میکنند هشدار دهد، به «رضا ضیاء ابراهیمی» استناد میکند. او از کتاب «ملیگرایی بیجاشده» نقل میکند که کسانی که میکوشند خود را «سفیدپوست» معرفی کنند [در اینجا ایرانیان]، در نهایت با همان منطقی کشته خواهند شد که امروز برای کودکان غزه به کار گرفته میشود!
این یک ارجاع فکری ساده نیست؛ بلکه پیوند معرفتی میان امنیتیترین لایههای جمهوری اسلامی و بخشی از روشنفکری چپ را آشکار میکند. پیوندی که در نقطهای مشترک به هم میرسد: خصومت با مفهوم ایران و بیاعتمادی به اراده سیاسی ایرانیان.
«ملیگرایی بیجاشده» تلاشی کممایه از سوی رضا ضیاء ابراهیمی برای تخطئه و بیاعتبار کردن میهنپرستی ایرانی است. او پس از طرح این ایده، و گویا در پیوند و تداوم منطقی آن بخش مهمی از فعالیت دانشگاهی و اجتماعی خود را به دفاع از مسئله فلسطین و اسرائیلستیزی معطوف کرده است.
رژیم ضدایرانی جمهوری اسلامی و آن دسته از روشنفکرانی که در تضعیف حس میهنپرستی ایرانی میکوشند، در سه محور ایرانستیزی، غربستیزی و یهودستیزی به یکدیگر نزدیک میشوند. در این چارچوب، هر ایرانی که از این منظومه فکری تبعیت نکند یا «سفیدپوست» تلقی میشود و بنابراین ذاتا مشکوک و مذموم است، یا به «بیجاشدگی» و «سفیدپنداری» متهم میشود؛ همان مفاهیمی که نسل پیشین چپ و اسلامگرا با عنوان «ازخودبیگانگی» و «غربزدگی» صورتبندی میکرد.
----
رضا عرب در حوزههای علوم اجتماعی، روابط بینالملل و زبانشناسی تحصیل کرده و دارای دکترای زبانشناسی است. او هماکنون به عنوان مدرس زبانشناسی در دانشگاه کوئینزلند استرالیا فعالیت میکند. عرب همچنین عضو کمیته مرکزی حزب «ایران نوین» و از مشاوران سیاسی «پروژه شکوفایی ایران» است.
*رضا ضیاء ابراهیمی، مورخ در کینگز کالج لندن است. او به تمایلات چپگرایانهی خود نیز شهرت دارد.
@rezaarab10
.
بلایای چپ علیه حقوق بشر ایرانیان
گفتگو با راضیه شاهوردی، کنشگر حقوق بشر
خرداد ۲۵۸۵ شاهنشاهی
——
در گفتوگوی «فریدون» با راضیه شاهوردی، از دستاندرکاران «سازمان زنان لیبرال ایران» در آلمان و دبیر بخش حقوق بشر این سازمان، نگاه جریان چپ و شقوق مختلف آن به نقض حقوق بشر ایرانیان محل بحث و تامل قرار گرفت.
لینک گفتگو در کانال یوتیوب «فریدون»:
https://t.co/swrOfH3fad
خانم شاهوردی پیش از این در میزگردی نوشتاری در «فریدون» نیز مشارکت داشت که میتوانید این میزگرد را در وبسایت «فریدون» بخوانید:
https://t.co/TWfMICLSuo
این گفتگو در خرداد ۲۵۸۵ شاهنشاهی (۱۴۰۵) از سوی علیرضا کیانی انجام گرفت.
«فریدون» با حمایت و نظارت سازمان نوفدی منتشر میشود. وبسایت سازمان نوفدی در اینجا قابل مشاهده است:
https://t.co/2iy5nz3ExO
@RaziehShin
As Washington negotiates with the Islamic Republic, in @WashTimes NUFDI research analyst @ArmitaHooman argues that a deal with Tehran would leave the regime stronger.
On Jan. 8–9, Iranians took to the streets en masse demanding an end to the Islamic Republic. The regime's forces massacred tens of thousands of them.
Mobin Ghanbari, 20, a professional football player with a bright future, was one of them. This is a glimpse into his story.🧵
.
چرا سیاست «بازدارندگی» مقابل یک رژیم جهادی مانند جمهوری اسلامی کار نمیکند؟
خرداد ۲۵۸۵ شاهنشاهی
در گفتگو با آرمیتا هومان
لینک گفتگوی کامل در یوتیوب «فریدون»:
https://t.co/6vD6tBaxsA
در گفتوگوی «فریدون» با آرمیتا هومان، دانشآموختهی ارتباطات بینالملل در دانشگاه سیراکیوس در آمریکا مقالهی اخیر ایشان در نقد سیاست خارجی غرب مقابل جمهوری اسلامی مورد بحث و گفتگو قرار گرفت.
آرمیتا هومان اخیرا در نشریهی «واشینگتن اگزمینر» مقالهای با عنوان: «The West needs a new strategy toward jihadist Iran regime» نگاشت که در آن به این نکته اشاره کرد که جمهوری اسلامی را نمیتوان با معیارها و الگوهای رایج مواجهه با دیکتاتوریهای متعارف مهار کرد.
از نظر خانم هومان، آن نوع استراتژی که آمریکا و متحدان آن در دوران جنگ سرد برای مهار اتحاد جماهیر شوروی به کار گرفتند، در برابر یک رژیم جهادی و اسلامگرای ایدئولوژیک مانند جمهوری اسلامی فاقد کارایی است.
لینک مقاله در وبسایت واشنگتن اگزمینر:
https://t.co/9UrXDc32BN
آرمیتا هومان، پژوهشگر در سازمان نوفدی (NUFDI) و دانشآموختهی رشتهی سیاستگذاری اجتماعی از دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی است. او در دو رشتهی سیاستگذاری اجتماعی و نیز ارتباطات بینالملل، مقطع کارشناسی ارشد را در دانشگاه سیراکیوس در نیویورک گذراند.
لازم به ذکر است این گفتگو پیش از امضای توافق موقت انجام شده بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا صورت گرفته است.
این گفتگو از سوی علیرضا کیانی - سردبیر «فریدون» - انجام شد.
«فریدون» با حمایت و نظارت سازمان نوفدی منتشر میشود. وبسایت سازمان نوفدی در اینجا قابل مشاهده است:
https://t.co/2iy5nz36Ig
@ArmitaHooman
شماره دوازدهم «فریدون» منتشر شد و در این شماره مقالهای دارم با عنوان «انقلاب ملی ایران؛ احضار روح ملی».
بخشی از این مقاله:
«رخداد ۱۳۵۷ نقطه عطفی در یک مسیر دموکراتیک نبود، بلکه ضدانقلابی علیه انقلاب مشروطه بود. یک ناظر غربی ممکن است بپرسد از آن سنت و آن نهادها چه چیزی باقی مانده است. برای افرادی مانند من، پاسخ روشن است و برای هر کسی که درک منصفانهای از سنت مشروطه - بهویژه در جهان غرب - دارد نیز باید قابل درک باشد. انقلاب مشروطه در ایران متون سیاسی بنیادین دولت مدرن و قانونمدار را صورتبندی کرد و خواستههای روشن قانون اساسی را طرح نمود: محدود کردن اختیارات سلطنتی به واسطهی قانون اساسی، تاسیس پارلمان ملی و پایهگذاری دستگاه قضایی مدرن. اینها مفاهیم انتزاعی یا عاریتی نبودند، بلکه اهداف نهادی و ملموسی بودند که ریشه در یک جنبش ملیگرا و بومی ایرانی برای تاسیس حاکمیت قانون داشتند. آنها همزمان تداوم تاریخی ایران و تمایز منحصربهفرد اجتماعی - سیاسی آن را تثبیت کردند و در عین حال، این کشور را به جهان مدرن پیوند زدند.
آرمانهای مشروطه تا حد زیادی محقق شدند، نه بلافاصله، بلکه در دوران پادشاهی پهلوی. دولت پهلوی از طریق تمرکز قدرت و ایجاد نهادهای اداری، حقوقی و آموزشی مدرن، بسیاری از اصول قانون اساسی را به عرصه عمل وارد کرد.
در نتیجه، متون بنیادین و الگوی دولت مدرن ایران در یک سازوارهی مشروطه همگرا شدند. ایران به یک دموکراسی تمامعیار تبدیل نشده بود، اما پایههای مادی و نهادی لازم برای یک گذار دموکراتیک را فراهم کرده بود. بنابراین، دوره پهلوی را نباید انحراف از مشروطه دانست، بلکه باید آن را مرحلهای از نهادینهسازی ناتمام آن تلقی کرد.»
https://t.co/VzC4DdaxSx
@FereydounJRL
.
تروریست در برلین، مبارز در تهران؟ استاندارد دوگانه غرب علیه پادشاهی پهلوی
ایرج لهراسبی در بخشی از یادداشت خود در «فریدون» در اردیبهشت ۲۵۸۵ شاهنشاهی (۱۴۰۵) به نام «ایران و استثناگرایی وجدان غرب؛ آناتومی رویکرد غرب مقابل انقلاب ملی ایران» به نقد استاندارد دوگانه غرب علیه تروریسم میپردازد.
استاندارد دوگانهای که در برلین و ایتالیا و مادرید، تروریست را به درستی تروریست دانسته و با آن مبارزه میکرد ولی مبارزه پادشاهی پهلوی با تروریستها را «نقض حقوق بشر» مینامید.
این بخش از مقاله را خانم «پانتهآ رادیان» - همکار نشریه «فریدون» - در اینجا بازخوانی میکند.
صورت کامل مقاله را در وبسایت «فریدون» بخوانید:
https://t.co/SOBejc6vds
این ویدئو را در کانال یوتیوب «فریدون» نیز میتوانید ببینید:
https://t.co/hLvDunANtJ
«فریدون» با حمایت و نظارت سازمان نوفدی منتشر میشود. وبسایت سازمان نوفدی در اینجا قابل مشاهده است:
https://t.co/2iy5nz36Ig
شماره ۱۲ «فریدون» به احترام آنچه ملت شریف ایران در دیماه ۲۵۸۴ شاهنشاهی فریاد زدند، آماده شد؛ از «جاویدشاه» تا «پهلوی بر میگرده». در پیشدرآمد این شماره تاکید کردم «فریدون» قطعا بیطرف نیست اما دلیل را با دلیل پاسخ میدهند نه با اندازهگیری نسبت عاطفی گوینده با موضوع مورد بحث.
President Trump just admitted that even two more years of war would not allow the U.S. military to reopen the Strait of Hormuz.
That is a damning confession from the commander in chief and a stunning indictment of how far America’s military deterrence has eroded and the world is watching closely.
US is spending massive amount of money on defense but cannot beat a third rate military that haas no air force and navy?
"It is the Iranian people who will determine their future leader. And at that point, it will be for President Trump and world leaders to support the Iranian people's sovereign right to choose."
Cameron Khansarinia, chief of staff to Iran's exiled crown prince, adds it is "shocking" the UK government has not done more to tackle the regime's violence against communities across the UK.
@KamaliMelbourne | https://t.co/rB90Nphn29
Prince Reza Pahlavi: Any deal with this regime will ultimately fail. It can never be trusted. It will continue to blackmail the world, brave, innocent Iranians, and spread terror and instability in the region and internationally, including on the streets of the UK.
Interview with Times
June 15, 2026
‘If you reward a regime that blackmails you, it adds insult to injury'.
Exiled Crown Prince of Iran Reza Pahlavi criticises certain countries for being ‘timid’ in the face of the Iranian regime.
VP Vance is right: President Trump did not say he wanted to install Prince Reza Pahlavi and that is a good thing. Iranians can choose their leader, they don’t need a US-installed puppet, and millions of them have called Pahlavi’s name.
The United States should not be in the business of installing leaders in other countries for a variety of reasons, specially because Washington has a poor track record. From Iraq and Afghanistan to Venezuela, US-installed leaders have often been corrupt, incompetent, and unpopular.
That is why any US effort to install the IRGC veteran Bagher Ghalibaf or anyone else as Iran’s new dictator would be reckless and harmful.
What Iranians are asking is not for Washington to choose their leader. They are asking the United States not to enrich their murderers.