یه فکری باید به حال اسم فیلمم بکنم؛
آقای کارگردان پرسید اسم فیلمت چیه؟
گفتم فلان چیز.
گفت آلمان درس خوندی؟
گفتم نه.
گفت پس آلمانی بلدی؟
گفتم نه؟
گفت معنیش چی میشه؟
گفتم تحت الفظی فارسی نداره :))
به فهیمه گفتم تاحالا کسی برام گل نگرفته، نمیدونم حسش چجوریه، که خوشم میاد یا نه؟ گفت کدوم دختری دیت اول با خودش شراب میبره؟ مشتی هستی و پرطرفدار واسه همین برات گل نمیخرن :)
در اینکه آدمهای بیاستعداد و منفعتطلب با سوءاستفاده از تحریم بقیه راهشون به جشنواره فیلم کوتاه تهران باز میشه که شکی نیست ولی از اون بدتر اینه که کسی با اسم و رسم، با اینکه عقایدش با این نظام فرق داره، حاضر میشه بخشی از هویت این جشنواره باشه.
در اینکه آدمهای بیاستعداد و منفعتطلب با سوءاستفاده از تحریم بقیه راهشون به جشنواره فیلم کوتاه تهران باز میشه که شکی نیست ولی از اون بدتر اینه که کسی با اسم و رسم، با اینکه عقایدش با این نظام فرق داره، حاضر میشه بخشی از هویت این جشنواره باشه.
با نگار ویدئوکال کردم امروز، میگفت تیزرت یه جوری بود انگار همهی فستیوال اروپاییها رو جوریدی و میدونستی چجوری باید فیلم بسازی که قبول بشی؛
گفتم عزیزم تیزر اونجوریه، خود فیلم اصلا.
دیشب شکیبا از خواب بیدارم کرده، گفته فاطمه داری خواب میبینی، منم گویا انگشت اشارهام رو آوردم بالا، گفتم آهان و دوباره خوابیدم.
داشتم سر عوامل فیلم غر میزدم که این کار رو کن، اون کار رو نکن.