جا داره یادی کنم از؛
ساره حجازی زن لزبین مصری که به «جرم» بالا بردن پرچم +LGBTQ در کنسرت مشروع لیلی در قاهره، دستگیر و شکنجه شد و چند ماه بعد به خاطر شدت آسیبها خودکشی کرد.
و مختار.ن و علی.الف که به «جرم لواط» در گرگان در ملاعام توسط ج.ا اعدام شدند.
اینم پایان کثیفترین تیم تاریخ که توش از بسیجی و سپاهی بود تا دزد و متجاوز. یک مشت اراذل و اوباش.
گفتم که واقعا خود تیم و حتی پروپاگاندای رژیم برام مهم نبود.
ولی ضایع شدن ناهموطنان دوزاری که تو استادیوم با پرچم خرچنگ کون چرخ میدادند چرا.
خوردی؟ نوش جونت. ساندیس بزن بره پایین.
فیلمای هیجده نوزده دی رو نگاه میکنی مردم لا به لای صدای ممتد گلوله و شلیک فریاد میزنن مرگ برخامنه ای
این شجاعت رو نمیتونید با واژه ی حقیری مثل گول زدن کتمان کنید.
اگه تیم ملی ببازه تهش میگن ایران باخت؟ به تخمم.
کامیون کامیون به تخمم. دریا دریا به تخمم. به تعداد دانه شنهای کره زمین به تخمم.
نادر مولوی تا ابد نمیتونه فوتبال بازی کنه چون کشتنش و از سنگ صدا دراومد، از اون ۱۱ تا جاکش نه.
حتی اگه شخصا منو بازنده اعلام کنن بازم به تخمم.
یه مدرسه هم بود بچههاش مجبور بودن با یه قرقره و طناب از روی رودخونه عریض رد بشن. انگشت خیلیاشون توی قرقره رفت قطع شد.
کولهبهکونا اون موقعها لال بودن. الانم لالن چون براشون نون و دون نداره
هیچوقت یادم نمیره. دانشجوی قزوین بودم. یه ظهر با چند تا از دوستام زدیم بیرون دانشگاه که بریم ناهار بخوریم.
سوار اتوبوس شدیم. از همون اول چند تا زن چادری شروع کردن چپچپ نگاهمون کردن و زیر لب متلک گفتن. ما چهار تا دختر بچه هم بیخیال داشتیم با هم حرف میزدیم و میخندیدیم.
یهو یکیشون اومد جلو، زد توی سر دوستم و گفت: «شماها شهر رو به کثافت کشیدین.»
بعدش کل اتوبوس ریخت سرمون. یکی داد میزد، یکی فحش میداد، یکی میگفت پیادهشون کنین. آخرشم راننده رو مجبور کردن وسط راه نگه داره و ما رو پیاده کنه.
ما فقط چهار تا دختر بودیم که میخواستیم بریم ناهار بخوریم.
حالا همون جماعت برای ما از بولی کردن و آزار و احترام به آدمها حرف میزنن.