زیاد میبینیم که دیگران کتاب یا فیلمی را معرفی میکنند؛ کاری که خیلی از ما هم انجام میدهیم. اما چرا؟ کلیشهها میگویند این رفتار از سر سخاوت فرهنگی یا اشتیاق به اشتراکگذاری زیبایی است، اما من اینطور فکر نمیکنم. به نظرم ما با معرفی آثار محبوبمان به دیگران لطف نمیکنیم، بلکه میخواهیم تکهای از هویت خودمان را به آنها بفروشیم! وقتی میگوییم «این کتاب عالی است»، در واقع داریم میگوییم: «من کسی هستم که این شاهکار را میفهمد؛ من را از روی این انتخاب قضاوت کن.» در این حالت، اثر هنری به «امتداد نمادینی از خود ما» تبدیل میشود.
از طرفی، بیشتر ما به دنبال تایید دیگران هستیم. هنر، لایههای تاریک یا عمیق درونمان را بیدار میکند؛ لایههایی که خودمان زبان بیانشان را نداریم. وقتی اثری را به دیگری معرفی میکنیم، در واقع منتظریم او هم همان واکنش را نشان دهد تا مطمئن شویم «تنها یا دیوانه نیستیم».
در واقع، این پیشنهادها چیزی فراتر از یک توصیه سادهاند؛ ما با واسطه قرار دادن هنر، دیگران را به قلمرو شخصیمان میکشانیم تا بیآنکه مستقیماً از خودمان حرف زده باشیم، جهانبینی، سلیقه و عمق پنهان وجودمان را در آینه تحسین آنها تماشا کنیم.